وبگاه آمریکایی پولتیکو با اشاره به استراتژی تهاجمی ترامپ علیه دوست و دشمن نوشت که این سیاست دولت ها را به سمت تنوع بخشی به متحدان خود کشانده و دنیا را به سمت «عصر فراهژمونی آمریکا» می برد. جوان آنلاین: وبسایت پولیتیکو گزارش داد که دولت دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، با واقعیتی جهانی مواجه شده است که در آن تعداد بازیگران بینالمللی که از تسلیم شدن در برابر فشارهای واشنگتن خودداری میکنند، رو به افزایش است.
بر اساس این گزارش، تحولات ژئوپلیتیک اخیر جهانی نشان میدهد که رویکرد تقابلی ترامپ، در سیاست خارجی نتیجه معکوس میدهد، زیرا کشورها و رهبران به جای تبعیت از این شیوه، آن را رد کرده و در برابر آن مقاومت میکنند. ترامپ ماههاست که استراتژی تهاجمی را در قبال متحدان و دشمنان به طور یکسان اتخاذ کرده و از تعرفهها، تهدیدها و حتی نیروی نظامی با هدف گرفتن امتیازات سیاسی و اقتصادی استفاده می کند.
ایران، مجارستان و واتیکان سردمدار مقاومت
پولتیکو ضمن برشمردن نمونه های متعددی از عدم تسلیم کشورها در برابر سلطه طلبی آمریکا نوشت که رهبران ایران از مذاکرات صلح با واشنگتن خارج شدند و ترجیح دادند به جای پذیرش شرایط آمریکا، به جنگ ادامه دهد. در اروپا، مجارستان شاهد یک تحول سیاسی بزرگ بود و رایدهندگان این کشور، ویکتور اوربان، نخستوزیر سابق را که یکی از نزدیکترین متحدان ترامپ بود، از قدرت برکنار کردند. حتی در سطح نمادین مذهبی جهانی، پاپ لئو چهاردهم وارد صحنه شد و اعلام کرد که از ترامپ نمیترسد.
این وبگاه آمریکایی رویدادهای مذکور را نشانهای واضح از افزایش تمایل به استقلال در میان بازیگران بینالمللی به جای تسلیم شدن در برابر فشارهای آمریکا دانست و تاکید کرد که ترامپ و تیمش با کشورهای دیگر طوری رفتار میکنند که گویی موجودیتهای منفعل هستند که میتوان به راحتی آنها را هدایت و کنترل کرد. اما این تصوراشتباه است و ممکن است اهداف آمریکا را تضعیف کند.
این مقاله می افزاید که این نگرانی توسط کارشناسان سیاست خارجی، از جمله ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی وجود دارد که معتقد است هرگونه درک واقعی از شکست سیاست «فشار و اجبار» منجر به تغییر در استراتژی آمریکا میشد، اما این اتفاق نیفتاده است.
پولتیکو تاکید کرد که تهدیدهای مکرر منجر به تنش در روابط و سوق دادن کشورها به کاهش وابستگی خود به واشنگتن شده است. به عنوان مثال، در اروپا، ایده الحاق جزیره گرینلند نگرانی گستردهای را برانگیخت و تلاشهای اروپا را برای تقویت استقلال امنیتی از واشنگتن از طریق ناتو تسریع کرد.
همچنین، سیاستهای اقتصادی، به ویژه تعرفهها، کشورها را به تنوع بخشیدن به شرکای تجاری خود سوق میدهد، که به تدریج وابستگی آنها به بازار آمریکا را کاهش میدهد و نفوذ واشنگتن را در بلندمدت تضعیف میکند.
این مقاله در پایان نتیجه گیری می کند که جهان به سمت «عصر پسا-هژمونی آمریکا» پیش میرود، جایی که واشنگتن گرچه ممکن است یک قدرت بزرگ باقی بماند، اما دیگر قادر به تحمیل اراده خود به تنهایی نیست و مجبور خواهد شد به جای دیکته سیاست هایش به دیگران، گزینه مذاکره و اقناع را در پیش بگیرد.