جوان آنلاین: دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی، با تأکید بر اینکه ایالات متحده باید بپذیرد که جهان در حال گذار به نظمی چندقطبی و متکثر است، تصریح کرد: ادبیات مبتنی بر یکجانبهگرایی و رویکردهای سلطهمحور، دیگر با واقعیات نظام بینالملل همخوانی ندارد.
دکتر داود عامری، دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی، در نامهای به اندیشمندان فرهیخته، پژوهشگران، مراکز صلحپژوهی و گروههای رصد در جهان، نوشته است: در مقطع حساس کنونی که نظام بینالملل با تحولات عمیق و بعضاً پرمخاطره مواجه است، مسئولیت تاریخی جامعه علمی و نخبگانی در هدایت افکار عمومی و سیاستگذاریها به سوی صلح، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. بر این اساس، اینجانب به نمایندگی از «مجمع جهانی صلح اسلامی»، از شما فرهیختگان دعوت میکنم تا با ایفای نقش فعال، مسئولانه و آیندهنگر، در جلوگیری از تشدید بحرانها و کاهش احتمال بروز یک منازعه فراگیر جهانی سهیم باشید.
وی اشاره کرد: تحولات جاری نشان میدهد که استمرار برخی رویکردهای قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده امریکا، نهتنها به تأمین منافع پایدار آنان منجر نخواهد شد، بلکه میتواند به تعمیق شکافها، افزایش بیاعتمادی جهانی و در نهایت، سوق یافتن جهان به سوی بیثباتی گسترده بینجامد. از اینرو، بازنگری در این رویکردها، ضرورتی اجتنابناپذیر و در عین حال، فرصتی برای بازسازی جایگاه بینالمللی این کشور است. در این چارچوب، توجه به اصول و ملاحظات زیر میتواند زمینهساز خروج از وضعیت پرتنش کنونی و حرکت به سوی نظمی متوازنتر، صلحمحور و عادلانه باشد:
نخست، ایالات متحده باید در راستای صیانت از امنیت شهروندان خود و حفظ اعتبار جهانیاش، در سیاستهای منطقهای خویش بازنگری کرده و سرنوشت راهبردی خود را از رژیم اسرائیل تفکیک نماید. تداوم همپوشانی کامل با سیاستهای یکجانبه و جنایتکارانه این رژیم، هزینههای راهبردی فزایندهای برای امریکا به همراه داشته و خواهد داشت. دوم، واقعیتهای نوین جهان اسلام و بیداری گسترده در میان ملتهای مسلمان، نشان میدهد که نادیدهگرفتن مطالبات صدها میلیون انسان آزاده، نهتنها ممکن نیست، بلکه اصرار بر مسیرهای گذشته، دامنه بحرانها را گسترش داده و به تضعیف موقعیت جهانی امریکا خواهد انجامید.
سوم، بهرسمیت شناختن حقوق ملت ایران، بهعنوان یکی از بازیگران مهم منطقهای و جهانی، میتواند نقطه عطفی در بازسازی اعتماد و کاهش تنشها باشد. احترام به این حقوق، نهتنها گامی در جهت حلوفصل یک نزاع پیچیده است، بلکه میتواند بهعنوان الگویی برای تعامل سازنده در سایر بحرانهای بینالمللی نیز تلقی شود.
چهارم، ایالات متحده باید بپذیرد که جهان در حال گذار به نظمی چندقطبی و متکثر است. ادبیات مبتنی بر یکجانبهگرایی و رویکردهای سلطهمحور، دیگر با واقعیات نظام بینالملل همخوانی ندارد. از اینرو، بازتعریف نقش امریکا در چارچوب چندجانبهگرایی و همکاریهای بینالمللی، ضرورتی راهبردی است.
پنجم، تداوم وضعیت کنونی زیادهخواهی و عدم پذیرش واقعیت میتواند به شکلگیری سناریوهایی منجر شود که در آن، جهان با بیثباتیهای امنیتی، بحرانهای اقتصادی گسترده و فروپاشی برخی سازوکارهای همکاری بینالمللی مواجه گردد. چنین شرایطی، زیانبار برای تمامی ملتها، از جمله مردم امریکا، خواهد بود.
ششم، این جنگ، علیرغم خسارتهای گستردهای که به طرفهای مختلف وارد کرد، پیامدهای اجتنابناپذیری نیز بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. با این حال، در صورت تداوم و تشدید آن و نیز احتمال ورود بازیگران جدید، ابعاد خسارتها میتواند بهمراتب فراتر رفته و به سطحی برسد که تصور آن دشوار است. چنین وضعیتی ممکن است جهان را برای دههها با بحرانهای عمیق و چندلایه مواجه سازد و در نهایت، کل جامعه جهانی از آن متضرر خواهد شد.
هفتم، تجربه نشان داده است که زیادهخواهی، توهین، تهدید و تأخیر در پذیرش واقعیتها، نهتنها دستاوردی به همراه ندارد، بلکه به فرسایش سرمایههای معنوی و سیاسی کشورها منجر میشود. ضروری است سیاستمداران امریکایی در تعامل با ملتها و تمدنها، رویکردی مبتنی بر احترام، عقلانیت و ادب سیاسی در پیش گیرند.