در روزگاری که سایه سنگین جنگ تحمیلی رمضان بر سر سرزمینمان بود و لحظاتی سخت سپری شد، نشانههایی از ایثار و ازخودگذشتگی وجود داشت که امید را زنده نگه میداشت. حتی موشکها و صدای انفجار هم باعث نشدند وطندوستی و همبستگی اجتماعی از بین برود، کاملاً برعکس، زندهتر از هر زمان دیگری درخشیدند و خودنمایی میکردند. از تجمعات شبانه در خیابانها و میادین گرفته تا کمکهای مردمی به موکبها، همه و همه تلاشهای بیشماری بود که از سوی مردم انجام میشد (و البته میشود)، تلاشهایی که نشان از عزم راسخ و محبت مردم این سرزمین دارد. اقدامات از این دست بسیار است و کمابیش تعدادی از آنها در فضای مجازی و رسانهها منتشر و افتخارآفرین شد. در این میان، یکی از جلوههای برجسته، داستان معلمی دلسوز و فداکار از شهرستان مانه در استان خراسان شمالی بود. عبدالحمید شایگان، آموزگار سوم ابتدایی در روستای کهنهجلگه، با تعهد و عشق به تعلیم، خانهاش را به کلاس درس تبدیل کرد. در ایامی که مدارس به دلیل شرایط وخیم جنگ تعطیل شده و آموزش به شکل غیرحضوری انجام میشود، او به خوبی دریافت که بسیاری از دانشآموزانش به دلیل مشکلات زیرساختی از جمله نبود اینترنت مناسب و موبایل و تبلت، از آموزشهای باکیفیت محروم هستند.
گاهی شاید خودمان هم به تمام ابعاد وجودیمان آگاه نیستیم. به زبان سادهتر، خودمان را هم به معنای واقعی نمیشناسیم، اما یک اتفاق، میخواهد تلخ باشد یا شیرین، چیزهایی را به رخمان میکشد که تا دیروز از آن بیخبر بودیم. چند سالی میشود که بچهها با آموزش مجازی آشنا شدهاند؛ گاه بابت اپیدمی کرونا، زمانی آلودگی هوا یا برودت هوا و حالا هم جنگ. تمام این مدت دانشآموزان زیادی به صورت غیرحضوری به تحصیل پرداختند و همانطور که خوب میدانیم بسیاری به دلیل نداشتن تبلت، موبایل و حتی اینترنت از این آموزش محروم بودند. بدتر اینکه کاری هم از دست کسی برنمیآمد. اینبار، اما در بحبوحه جنگ و درست در شرایطی که همه میخواهند از این هجوم وحشیانه در امان باشند، برخی، آن روی دیگر انسانیت را به تصویر کشیدند. آنهایی که، چون عبدالحمید شایگان، خانه و کاشانه خود را به کلاس درس تبدیل کردند تا دانشآموزان از تحصیل عقب نیفتند. البته اینها تنها گوشهای از داستانهای شیرینی است که از دل تلخیهای وحشتناکی، چون جنگ بیرون میآید تا به ما یادآور شود، اتحاد و انسانیت چه معنای زیبایی دارد.
عبدالحمید با احساس مسئولیت بسیار و عمیقش، تصمیم گرفت محیطی امن و مطمئن برای یادگیری دانشآموزان ایجاد کند. او هر روز کلاس درس را در منزلش برپا میکند و با عشق و شکیبایی به تمامی دانشآموزانش آموزش میدهد. حرکات و رفتار او نه تنها به تعلیم و تربیت محدود نمیشود، بلکه یک پیام امیدبخش به تمام جامعه است؛ اینکه زمانی که جنگ با موشکهایش هجوم میآورد، این معلم با آغوش باز در برابر چالشها میایستد و میزبان دانشآموزانش میشود.
عبدالحمید شایگان، نه تنها تجسم یک معلم فداکار است، بلکه نمادی از انسانیت و استقامت در برابر سختیهاست. او با تلاشهای بیوقفهاش نشان میدهد که آموزش و پرورش فراتر از چهاردیواری یک کلاس درس است و در واقع، وظیفهای است که هر فردی میتواند در آن سهیم باشد. این معلم با رفتار خود، به همه یادآوری کرد که حتی در شرایط سخت، با عشق و همت میتوان به سمت اهداف پیش رفت.
در روزگاری که جهان با چالشهای بیسابقهای روبهروست، هر قدمی که برداشته میشود، نشان از تلاش و همت انسانی دارد. این تلاشها، چه در عرصه علم، هنر، آموزش یا خدمت به دیگران، نمادی از اراده و پیوند عمیق انسان با ارزشهای والای اخلاقی است. در این مسیر، نه تنها مهارت و دانش، بلکه عشق و دلسوزی نیز نقش مهمی ایفا میکنند، چراکه انسان واقعی آن است که در هر عمل، اندیشهای بر مبنای خیر و دوستی دارد.
بیتردید باید از عبدالحمید و امثال او بیاموزیم که در دل تاریکیها میتوانیم نور امید را پیدا کنیم و با دستهای مهربانمان، این نور را در دل یکدیگر زنده نگه داریم. هر کدام از ما، میتوانیم به نوعی در این سفر بزرگ انسانی سهیم باشیم و امید را در جامعهمان گسترش دهیم. افرادی، چون او، فرشتگانی هستند که با محبت و عشق بیدریغ خود، مسیر را به سوی فردای روشنتری هموار میکنند.