در دل شهرهایی که هنوز نشانههای جنگ را بر چهره دارند، روایت دیگری در جریان است؛ روایتی کمتر دیدهشده، اما حیاتی: شناسایی پیکرهایی که هر کدام، داستان یک زندگی ناتمامند جوان آنلاین: با ثبت آمار ۳ هزارو۳۷۵ شهید در حملات گسترده به شهرها و روستاهای کشور، سازمان پزشکی قانونی در یکی از پیچیدهترین مأموریتهای انسانی، موفق شد هویت هزاران پیکر را در شرایطی که حدود ۴۰درصد آنان قابل شناسایی اولیه نبودند با روشهای علمی و دقیق تعیین و به خانوادهها بازگرداند و روایتی از علم، صبر و مسئولیت در دل یک بحران ثبت کند.
در دل شهرهایی که هنوز نشانههای جنگ را بر چهره دارند، روایت دیگری در جریان است؛ روایتی کمتر دیدهشده، اما حیاتی: شناسایی پیکرهایی که هر کدام، داستان یک زندگی ناتمامند. جنگ، فقط با تخریب ساختمانها و زیرساختها معنا نمیشود؛ عمق فاجعه، آنجاست که خانوادهای چشمانتظار، حتی نشانی از عزیز خود ندارد.
اما آنسوی این بحران، ساختاری شکل گرفته که مأموریتش بازگرداندن هویت است؛ بازگرداندن نامها به پیکرهایی که در هیاهوی انفجار، بینشان شدهاند.
آماده باش قبل از جنگ
ماهها پیش از آغاز جنگ رمضان، تجربه نبرد ۱۲ روزه و تحلیل سناریوهای احتمالی، دستگاههای مسئول را به تکاپو انداخته بود. جلسات متعدد میان نهادهای ذیربط برگزار شد و یکی از مهمترین حوزههایی که برای آن پیشبینیهای دقیق صورت گرفت، نحوه مواجهه با حجم بالای تلفات انسانی بود. سازمان پزشکی قانونی، به عنوان مرجع رسمی تعیین هویت، از همان زمان خود را برای چنین شرایطی آماده کردهبود. با آغاز جنگ رمضان، این آمادگی به محک واقعیت گذاشته شد. کمیته مدیریت بحران سازمان پزشکی قانونی به سرعت فعال شد و دستورالعملهای مشخصی برای سراسر کشور ابلاغ گردید. واحدهای کشیک در استانها دایر شدند و فرایند خدمترسانی، بدون وقفه آغاز شد.
روند شناسایی پیکر شهدا
در این میان، دو مسیر موازی برای رسیدگی به پیکرها تعریف شد: نخست، پیکرهایی که با روال معمول قابلشناسایی بودند و پس از تعیین علت فوت، به خانوادهها تحویل داده میشدند و دوم، پیکرهای شهدا که نیازمند فرایندهای پیچیدهتر و دقیقتری برای تعیین هویت بودند، اما چالش اصلی، جایی خود را نشان داد که شدت تخریبها، امکان شناسایی ظاهری را از بین برده بود. بر اساس آمار رسمی، حدود ۴۰ درصد از پیکرها در لحظه نخست قابل تشخیص نبودند. این یعنی صدها خانواده، بدون هیچ نشانهای از عزیزان خود، در انتظار خبری بودند. در چنین شرایطی، علم به کمک آمد.
فرایند شناسایی، با رعایت دقیقترین استانداردهای علمی و انسانی آغاز میشد. برداشت نمونههای بافتی با حداقل دستکاری، استخراج پروفایل «AND» و تطبیق آن با نمونههای خویشاوندان، بخشی از این مسیر بود. تمامی دادهها در سامانههای قابل ردیابی ثبت میشد تا احتمال خطا به حداقل برسد. این حساسیت بیدلیل نبود. کوچکترین اشتباه در تعیین هویت، میتوانست رنجی مضاعف بر خانوادهها تحمیل کند. به همین دلیل، استانداردهای سختگیرانهای در این حوزه اعمال شد؛ استانداردهایی که حتی در شرایط جنگی نیز کاهش نیافت.
آنگونه که عباس مسجدی، رئیس سازمان پزشکی قانونی گزارش داده نتیجه این تلاشها، آماری است که امروز به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره مطرح میشود: شناسایی و تعیین هویت ۳هزارو۳۷۵ شهید. از این تعداد، ۲هزارو۸۷۵ نفر مرد و ۴۹۶ نفر زن بودهاند؛ آماری که نشان میدهد دامنه آسیب، تمامی اقشار جامعه را دربر گرفتهاست.
ترکیب سنی شهدا
نگاهی به ترکیب سنی شهدا، ابعاد دیگری از این فاجعه را آشکار میکند. حضور کودکان در میان قربانیان، از نوزادان زیر یک سال تا نوجوانان نشان میدهد که جنگ، مرزی میان نظامی و غیرنظامی قائل نبودهاست. بیشترین تعداد شهدا نیز در گروه سنی ۱۹ تا ۴۰ سال قرار دارند؛ یعنی همان قشری که ستون فعال جامعه محسوب میشوند.
آمار مجروحان
در کنار این آمار، دادههای وزارت بهداشت نیز تصویر کاملتری از وضعیت ارائه میدهد. هزاران مجروح، صدها عمل جراحی و آسیب به دهها مرکز درمانی و اورژانس، نشاندهنده فشار گسترده بر نظام سلامت کشور است. با این حال، روند درمان و خدمترسانی ادامه داشته و بسیاری از مصدومان پس از درمان، ترخیص شدهاند.
در این میان، نقش نیروهای امدادی و کادر درمان نیز قابلتوجه است. آنان نهتنها در خط مقدم نجات جانها حضور داشتند، بلکه خود نیز از آسیبها در امان نماندند. شهادت ۲۶ نفر از مدافعان سلامت، گواهی بر این واقعیت است که خدمت در چنین شرایطی، با خطرات جدی همراه بودهاست.
بازگردیم به شهر؛ جایی که خانوادهها، در انتظار خبری از عزیزان خود، روزها را سپری میکنند. برای آنان، اعلام یک نام، پایان یک بیخبری است. حتی اگر این پایان، با اندوه همراه باشد، اما قطعیت آن، بخشی از رنج را التیام میبخشد.
همینجا است که اهمیت کار پزشکی قانونی، فراتر از یک مأموریت اداری معنا پیدا میکند. اینجا، علم در خدمت انسانیت قرار میگیرد؛ برای بازگرداندن هویت، برای پایان دادن به انتظار و برای ثبت دقیق آنچه رخ داده است.
همافزایی میان نهادها
همافزایی میان نهادهای مختلف نیز یکی از نقاط قابلتوجه در این مسیر بودهاست. همکاری میان مجموعههایی مانند معراج شهدا، شهرداری، مراکز بهداشتی، نیروهای مسلح و گروههای داوطلب، باعث شد فرایندها با سرعت و دقت بیشتری پیش برود. در شهری مانند تهران، که بیشترین حجم ارجاع پیکرها را داشت، این هماهنگی نقش تعیینکنندهای ایفا کرد.
در نهایت، آنچه از دل این بحران بیرون آمده، صرفاً یک آمار نیست، بلکه تجربهای است از مدیریت یک وضعیت پیچیده، با تکیه بر دانش، برنامهریزی و تعهد انسانی.
شهر هنوز در حال ترمیم است. ساختمانها بازسازی خواهند شد، خیابانها دوباره جان خواهند گرفت، اما نامها نام همان ۳هزارو۳۷۵ شهید در حافظه این شهر باقی خواهد ماند؛ به عنوان یادآور روزهایی که در آن، حتی در میان ویرانی، تلاش برای حفظ کرامت انسانها متوقف نشد.