۱۷ اسفند سال ۶۱ در کوران جنگ با رژیم بعثی عراق، احمد سکوتوره، رئیسجمهور گینه که آن روزها برای خود اسم و رسمی در جهان اسلام داشت، همراه با عبدالستار، رئیسجمهور بنگلادش، اولوسو، نخستوزیر ترکیه، حبیب شطی، دبیرکل سازمان، و ژنرال ضیاءالحق، رئیسجمهور پاکستان، همراه با وزرای خارجهشان در حاشیه نشست کنفرانس کشورهای اسلامی به نماینده ایران گفته بودند که بهترین وضعیت برای جنگ آن است که آتشبس پذیرفته شود و با مذاکره در مورد اروندرود موافقت گردد تا مرزهای زمینی مطابق قرارداد الجزایر باشد.
آنها حتی پیامی هم از سوی صدام آورده بودند که اگر آتشبس شود، همه نیروهای عراقی نیز دستور بازگشت گرفته و احتمال مصالحه بالا است. این پیام بهسرعت به تهران رسید، اما پاسخ امام (ره) یک جمله بود: اول نیروهای متجاوز از همه جبههها علیه ایران بازگردند، غرامت و خسارت تعیین شود، تا آتشبس اجرایی گردد.
ژنرال ضیاءالحق در واکنش به خواسته ایران، آن را منطقی خوانده و گفته بود که سران کشورهای اسلامی بهجای فشار روی تهران، در ابتدا بهتر است عامل متجاوز را محکوم کنند تا شرایط برای گفتوگوهای بیشتر باز شود. هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس، نیز با تأیید این سخن در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که ایران سه شرط اساسی در پایان جنگ دارد که مهمترینش تعیین دقیق متجاوز است. در آن زمان، پاکستان از معدود کشورهایی بود که این خواسته تهران را بهحق و منصفانه میدانست.
وضعیت این روزهای جنگ رمضان نیز بیشباهت به روزهای میانجیگری پاکستان در آن سالها نیست. عاصم منیر، ژنرال استخوانخردکرده ارتش پاکستان که بهخوبی روحیات ترامپ را نیز میشناسد، تلاش کرد که میانجی معقولی در میانه جنگ باشد، تا جایی که حتی به رسم سنت قدیمی سیاستمداران پاکستانی، متجاوزان را نیز چند باری محکوم کرده است.
پاکستان البته نه فقط در جنگ رمضان، بلکه در طول جنگ تحمیلی دوازده روزه نیز نقش ویژه داشته، تا جایی که علاوه بر شراکت مثبت در برخی معادلات ازجمله مبارزه با تروریسم، درباره نقش صهیونیستها در جنگ نیز موضع بدون لکنت و علنی داشته است. این ویژگی باعث شده است که پاکستان از لحاظ تاریخی، ذهنیت مثبت در داخل ایران داشته و با وجود چندین کشور داوطلب دیگر برای برگزاری مذاکرات، تهران مسیر اسلامآباد را پیش بگیرد.
البته در میان سیاستمداران و ژنرالهای پاکستانی میتوان به خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، نیز اشاره کرد که اخیراً در جریان سخنرانی خود در مجلس پاکستان به کشورهای مسلمان هشدار داد که اگر امروز علیه اسرائیل متحد نشوند و ساکت بنشینند، نوبت به همه آنها خواهد رسید. این جمله، درک رئالیستی اسلامآباد از شرایط حاکم را بهخوبی نشان میدهد. جالب آنکه خواجه آصف اخیراً در وصف رضا پهلوی، او را متحد نتانیاهو خوانده و وی را «فاحشه انگلصفت همایونی» خطاب کرده است که در نوع خود بسیار جالبتوجه است.
این وضعیت باعث میشود که مذاکرات پاکستان به دلیل آنتالپی (انرژیدرونی) مثبت، سکویی باشد که در آن واقعیتهای جنگ بهدرستی روی میز قرار بگیرد. ازجمله آنکه در طول ۱۰۰ موج عملیات وعده صادق ۴ در سه فاز (ایجاد تعادل در جنگ، تثبیت میدان و نیز تسلط بر آن بهواسطه یک خط آتش ممتد و نیز حفظ مدیریت تنگه هرمز)، همچنین از بین رفتن ساختار اصلی نظامی دشمن، چون شبکه پیشاخطار و بیسهای هوایی بر محور امریکایی- صهیونی غلبه پیدا کرده و حالا در دال مرکزی فاز چهارم از جنگ بایستی شروط ایران نیز بدون کم و کاست از سوی طرف امریکایی پذیرفته شود.
واقعیت آن است که مواضع ایران در مذاکرات اسلامآباد با ابتکار ژنرال عاصم منیر، از لحاظ ساختار همان استحکامی را دارد که در جنگ تحمیلی هشتساله نیز منطق جمهوری اسلامی ایران بوده است. در فازی که بهتعبیر «سکوت نبرد نظامی» نام دارد، امریکاییها باید به یک متد جدید در خاورمیانه برسند و آن سفت بودن زمین جنگ با ایران است. فهم درست ونس از این واقعیت به هنر قالیباف و تیم همراه با ایشان بستگی دارد.