«معجزه ایران» که اعراب جنوب خلیجفارس و غرب و شرق عالم باید درک کنند آن است که امریکای ابرقدرت در اوج شکست راهبردی و برای رهایی از مخمصه جنگ با ایران، پا به مذاکرات اسلامآباد میگذارد. حضور معاوناول ترامپ به عنوان مذاکرهکننده امریکا که ذخیره استراتژیک جمهوریخواهان برای انتخابات بعدی است و باید چهرهای ضد جنگ از او به نمایش درآید، گواهی میدهد امریکا برای به دستآوردن یک متن به اسلامآباد میآید نه بازگشت به جنگ. آنان اگر میتوانستند بیشتر بجنگند آن را متوقف نمیکردند. امریکا در هیچ جنگ قبلی تن به آتشبس نداده بود و تمامی جنگهای خود را در کوتاهمدت با پیروزی قاطع به پایان برده است و در بسیاری از جنگها نیز پس از اشغال کشور شکستخورده سالیان دراز حکمرانی کرد. دنیا هنوز داغ است و نفهمیده است که ایران با دنیای متکبر چه کرد و آرام آرام قضیه برای آنان روشن میشود جوان آنلاین: اسلامآباد پاکستان این روزها میزبان گفتوگوهای صلحی است که امریکاییها در آن نه از سر حسننیت، که از سر ناچاری وادار به پذیرش آن شدهاند. در حالی که وزیر دفاع پاکستان، اسرائیل را «شرور و نفرینی برای بشریت» و «دولتی سرطانی» میخواند و آرزوی سوختن ایجادکنندگان آن در جهنم میکند، مذاکرهکنندگان امریکایی بر سر میزی نشستهاند که پشت آن، میزبانشان تداوم نسلکشی در لبنان و غزه را محکوم میکند. این تضاد آشکار، نشانهای از عمق انزوای راهبردی واشینگتن است؛ انزوایی که حاصل بزرگترین شکست نظامی- دیپلماتیک تاریخ امریکا به شمار میرود.
اعتراف رسانهها و سیاستمداران غربی به عقبنشینی تاریخی امریکا
بر اساس تحلیل ۲۴ ساعت نخست آتشبس، ۸۵ درصد محتوای رسانههای اصلی غرب، این آتشبس را به مثابه «عقبنشینی امریکا» روایت کردهاند. مهمترین استدلالی که این برداشت را تقویت کرده (با سهم ۲/۲۳ درصد)، «نمایش قدرت ایران در تداوم کنترل تنگه هرمز و اخذ عوارض» است. پس از آن، «قرارگیری شروط ایران بهعنوان مبنای مذاکره» و «عقبنشینی لحظه آخری ترامپ از اهداف حداکثری» (هرکدام ۹/۱۸ درصد) روایت شکست واشینگتن را تثبیت کردهاند.
حتی نشریه آتلانتیک با صراحت نوشته: «ترامپ با آتشبس، توافقی کرده که هیچیک از خواستههایش را به او نمیدهد.» ژاپنتایمز نیز «چرخش ناگهانی ترامپ در قبال ایران را نشانه ضعف او» ارزیابی کرده است. این اذعانات همگانی، چیزی جز تأیید فروپاشی استراتژی «فشار حداکثری» نیست.
تنگه هرمز اقتصاد جهانی را در اراده ایران قرار داد
رسانه امریکاییاماساناو در گفتوگو با تحلیلگر ارشد اوراسیا، کنترل ایران بر تنگه هرمز را «جدیدترین و قدرتمندترین سلاح آن علیه ایالات متحده» خوانده است. الکس واتانکا، متخصص مؤسسه خاورمیانه، تأکید میکند: «آنچه ایران به طور سیستماتیک انجام داد، به اقتصاد امریکا آسیب رساند. آنها مطمئن شدند که جنگ در ایالات متحده احساس میشود».
تاکر کارلسون، مجری مشهور امریکایی، با صراحت اعتراف میکند: «اگر ما قویترین ارتش جهان را داریم، چرا نمیتوانیم ایران را مجبور کنیم که تنگه هرمز را باز کند؟... ما واقعاً آنقدر قدرتمند نیستیم». فرماندهی نیروی دریایی سپاه نیز اعلام کرده «مدیریت تنگه هرمز وارد مرحله جدیدی شده»؛ مرحلهای که در آن ایران قواعد بازی را تعیین میکند.
نتیجه این تحول را تحلیلگر عربستانی بازارهای انرژی چنین توصیف میکند: «ریسک هرمز اکنون دائمی است... دنیای پیش از جنگ رفته است». حتی پس از آتشبس، شمار شناورهای عبوری از هرمز کمتر از روزهای اوج درگیری است و مالکان کشتیها به دلیل نبود بیمه و تضمین، ترجیح میدهند معطل بمانند. سیانان اذعان میکند: «میتوانید درباره بازگشایی هرمز بیانیه بدهید، اما وضعیت تغییری نمیکند».
التماس ترامپ و فروپاشی ائتلاف غربی
پایگاه پولیتیکو گزارش داده که ترامپ در دیدار با دبیرکل ناتو، «خشم و سرخوردگی عمیق» خود را از متحدان اروپایی به دلیل عدم حمایت از جنگ با ایران ابراز کرده و حتی «در حال بررسی اقدامات تلافیجویانه» است. وبلاگ امریکایی آلترنت فاش میکند: «ترامپ در تماسهایش «مثل سگ» به سران بقیه کشورها التماس میکرد تا او را از بنبست ایران نجات دهند».
نخستوزیر انگلستان، استارمر، آشکارا گفته «از دست ترامپ کلافه شده» و لفاظیهای او مبنی بر نابودی ایران را «همخوان با ارزشهای بریتانیایی نمیداند» و حتی او را با پوتین مقایسه کرده است. جان کری، وزیر خارجه پیشین امریکا، هشدار میدهد که تهدید به نابودی ایران، «مقدمهای برای تبدیل شدن به یکی از بزرگترین جنایتکاران جنگی تاریخ است».
بازتعریف موازنه قدرت
بن دیوید، تحلیلگر برجسته نظامی کانال ۱۳ اسرائیل، اذعان میکند: «ایران اکنون قویتر از گذشته است و به یک قدرت منطقهای جدید تبدیل شد». شبکه آر. تی نیز گزارش میدهد: «خلیج فارس یک رئیس جدید پیدا کرده است». این تغییر موازنه، در عمل نیز خود را نشان داده: پالایشگاه ساتورپ عربستان تعطیل شده، اقتصاد جهانی در شوک انسداد هرمز است و روزنامه نیشن مینویسد: «معماری امنیتی منطقهای که امریکا در غرب آسیا با آن خودنمایی کرده، چیزی بیش از یک نمایش فریبنده و اغراقآمیز به نظر نمیرسد».
حتی کشورهای آسیایی و اروپایی عملاً به دنبال توافق با ایران هستند. سیانان گزارش میدهد که ژاپن، تایلند، کره جنوبی، فیلیپین، فرانسه و ایتالیا مستقیماً با ایران مذاکره میکنند تا «مجوز عبور کشتیهایشان را از ایران بگیرند». کره جنوبی نیز برای ترخیص ۱۶ کشتی خود به دستبوسی آمده است. روزنامهنگار لبنانی علت محکومیت حملات به لبنان از سوی اروپا را نه حقوق لبنانیها، که «ترس از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران» میداند.
فشار داخلی بر ترامپ؛ از اپستین تا اختلال روانی
جیمز سمپل، استاد حقوق امریکایی، فاش میکند: «اوضاع جنگ با ایران آنقدر بد پیش رفته که همسر ترامپ برای پرت کردن حواسها ماجرای اپستین را وسط کشیده است». سناتور مورفی نیز میگوید: «فارغ از اینکه آتشبس تا چه حد ناشیانه [توسط امریکا]مذاکره شده، همه ما باید خواهان پایداری آن باشیم». حتی روزنامهنگار کانادایی گزارش میدهد که ترامپ «دچار اختلال روانی شده و به دستیارانش حمله میکند؛ او میداند که اتفاق بزرگی در راه است».
مذاکره از سر ناچاری، نه قدرت
جنگ با ایران که با لفاظیهای «اهداف حداکثری» آغاز شد، با اعتراف به ناتوانی در بازگشایی تنگه هرمز، التماس به درِ همگان، از هم پاشیدگی ائتلاف غربی، و تحمیل «باجه عوارضی» بر هر بشکه نفتی که از خلیج فارس عبور میکند، به پایان رسیده است. رافائل وارناک، سناتور امریکایی، اذعان میکند: «جهان اکنون باید برای هر بشکه نفتی که از خاورمیانه خارج میشود، هزینهای به ایران بپردازد. اگر ترامپ دیپلماسی را به جنگ ترجیح میداد، امروز شاهد چنین وضعیتی نبودیم».
سخنان ونس هنگام حضور در اسلامآباد نشان از شرایطی است که به آنان تحمیل شده است: «ما مشتاقانه منتظر مذاکرات با ایران هستیم و امیدواریم که مثبت باشند. ما قطعاً آمادهایم در مذاکرات اسلامآباد دست همکاری دراز کنیم. تلاش خواهیم کرد مذاکرات در پاکستان مثبت باشد».
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، پیشبینی میکند که پنج سال دیگر تحریمها بیاثر میشوند و کشورها با ارزهای غیردلاری تجارت خواهند کرد. اما همین امروز، پیش از پنج سال، ایران با کنترل هرمز و تغییر ساختاری بازار نفت، توانسته است بزرگترین شکست راهبردی تاریخ امریکا را رقم بزند. حالا واشینگتن نه به عنوان فاتح، بلکه به عنوان خواهان رهایی از مخمصه، پا به میز مذاکرات اسلامآباد میگذارد. همانطور که فارنپالیسی خلاصه کرده است: «جنگ با یک باجه عوارضی هرمز پایان خواهد یافت».