دشمن گمان میکرد با حملات دفعی و به شهادت رساندن رهبر گرانمایه انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد و پیادهسازی پلکانی نقشه خود میتواند ایران را به مرز تسلیم پذیری و فروپاشی برساند. جوان آنلاین: دشمن گمان میکرد با حملات دفعی و به شهادت رساندن رهبر گرانمایه انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد و پیادهسازی پلکانی نقشه خود میتواند ایران را به مرز تسلیم پذیری و فروپاشی برساند. دشمن پیش از این با پروژه شوم آشوب و کشتهسازی و با پمپاژ دروغ و سیاهنمایی تلاش کرده بود فضای ناامنی و بیاعتمادی را به کشور تحمیل کند و زمینه کارا کردن حملاتش در آینده را مهیا کند. اما ایران از همان ابتدا با رونمایی از راهبرد جنگ منطقهای و ضربه به مقر تروریستهای تجزیه طلب نشان داد که از نقشه چندوجهی آنها آگاه است و برای هر گام از عملیات دشمن، برنامهای مبتکرانه برای اقدام دارد.
در واقع، جنگی که دشمن برای کشور طراحی کرده بود تنها لایه تدافعی و نظامی و حاکمیتی را هدف قرار نداده بود، این جنگ از ابتدا ریشههای اجتماعی کشور را در معرض حمله قرار داده بود. تضعیف امنیت و بیثباتی در جامعه و اثرگذاری بر افکار عمومی در پس زمینه حملات میدانی، اقدامی برای تضعیف واکنش نظامی کشور بود. دشمن به حساب آنکه با دستکاری افکار عمومی بر ضد حاکمیت و نیروهای امنیتی و کاهش اعتماد عمومی مسیر خود را برای برد در جنگ فراهم کرده، چندی پس از آن حملات تروریستی خود را آغاز کرد. در راهبرد جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی، وقوع جنگ خیابانی و فعال شدن کانونهای مسلح تروریستی در داخل و مرزها تکمیل کننده پازل جنگ علیه ایران و به زعم آنها پایان دادن به جمهوری اسلامی بود.
اما آنچه در واقعیت روی داد، برخلاف تصور و محاسبات دشمن بود. حوادث تلخ دیماه، بر عکس آنکه مخرب روحیه مردم باشد، نقطه آشکارساز توطئه دشمنان شد. به همین دلیل از همان ابتدا، مردم با حضور پررنگ خود در میادین و خیابانها، نقشه دشمن برای راهاندازی جنگ داخلی و ورود تروریستهای مستقر در مرزها را ناکام گذاشتند و حمایت محکم و مستمر خود از حاکمیت و نیروهای مسلح را در معرض دید دشمن قرار دادند.
خلق حماسه در پیوند خیابان و میدان
همزمان با حماسه خیابانی، در میدان نیز قوای مسلح ایران با در نظر گرفتن عنصر پیش برنده غافلگیری و عملیاتی کردن تهدیدات متوازن در سراسر غرب آسیا، آتش جنگ را به روی همه منافع امریکا و رژیم صهیونیستی گشودند. بستن مبتکرانه تنگه هرمز به عنوان یکی از گلوگاههای مهم انرژی اقدام مکملی بود که با فشار مضاعف به امریکا، دشمن را در برابر نبردی فراتر از محاسبات آنها قرار داد. از این رو، متجاوزان برای ادامه جنگ و پیادهسازی طرح خود دربرابر دو نوع تهدید خیابان- میدان قرار گرفتند که هر دو با اثرگذاری مستقیم بر روی دیگری، موجب تقویت متقابل میشدند. گفتنی است که میدان در برابر دشمن، تلفیق معناداری از ایران و دیگر گروههای مقاومت همچون عراق، لبنان و یمن است و تطبیق و هم افزایی میدان و خیابان نه تنها در ایران بلکه در کل مقاومت منطقه مشهود و در کل معادله جنگ علیه متجاوزان اثر گذار است.
از سوی دیگر، خلق حماسه بیبدیل و خستگیناپذیر مردم در عرصه میدان خیابانها، با نمایاندن جامعه واقعی ایرانی در رسانههای خارجی، یک بازدارندگی چند منظوره را ایجاد کردند. این تصویر دقیقاً نقطه مقابل و معارض با تصویرسازی مردم ایران توسط دشمن و مبنایی برای تحلیل واقعی از مردم ایران توسط اذهان عمومی جهان شده است. گرچه رسانههای معاند با تصویرسازی وارونه از مردم و جا زدن برخی از جمعیت خارج نشین بیهویت به عنوان ایرانی تلاش میکردند که حملات تروریستی بر ضد مردم، سرمایهها و دارایی عمومی و زیر ساختها را خواسته مردم ایران معرفی کنند، اما حضور خیابانی مردم خط بطلانی بر این توطئه کشید و آن را رسوا ساخت.
همراه با این رویداد، ایجاد زنجیره انسانی به دور مناطق مهم و حیاتی از جمله مراکز تولید انرژی و پلها توسط مردم مورد اقبال بسیاری از رسانهها و مردم جهان واقع شد و آنها را شگفت زده کرد. امری که نشان میداد ایرانیان همپا با فعالیتهای نیروهای مسلح و تصمیمات حاکمیت، با همه توان خود در تمامی عرصههای دفاع از کشور حضور مییابند. به طور مضاعف، مردم ایران در برابر تشدید حملات تروریستی به جای عقب نشینی و ناامیدی، مصممتر و با انگیزهتر میشوند و با دفع تهدیدات دشمن، حلقه اراده و تصمیم متجاوزان را تنگتر میکنند. علاوه بر این، عرصه میدان خیابانها با حمایت و پشتیبانی از اقدامات نیروهای نظامی، سبب قوامبخشی و تحکیم راهبرد کلان سیاسی و نظامی حاکمیت در جنگ شده است. هر اقدامی از سوی هر دولتی نمیتواند بدون پشتیبانی مردم به مقصد برسد و نیازمند همراهی، اعتماد و مشارکت فعال آنان است. در واقع، پیوند میان حمایت مردمی و تصمیمات حاکمیت، ضامن پیروزی در رویاروییهای راهبردی و حفظ انسجام ملی در شرایط بحرانی میباشد.
در نتیجه، هماهنگی و همافزایی میدان و خیابان به عنوان دو رکن اصلی اداره جنگ رمضان تاکنون هم موجب پیروزی ایران شد و هم توانسته توان و ظرفیت داخلی ایران واقعی را برای دشمن ترسیم کند. اکنون هم مردم عرصه خیابانها را رها نمیکنند و هم نیروهای مسلح با نگاه بدبینانه به هر آتش بسی که با دشمن غیرمتعهد بسته شود، دستشان را روی ماشه گذاشتهاند. بر اثر این همافزایی این رو رویداد، دیپلماسی هم با پشتوانه همین دو رکن، پیروزی میدان را در نبرد سیاسی تثبیت خواهد کرد.
تثبیت موفقیتهای میدانی با دیپلماسی
به این ترتیب، در اثر هماهنگی و همافزایی دو رکن تعیینکننده (مردم و نیروهای مسلح)، امروز دیپلماسی به نقطهای رسیده است که میتواند دستاوردهای جنگ کنونی را نقد کند. این همان نقطهای است که دیپلماسی مقاومت را از حالت تدافعی خارج میکند و آن را به ابزاری تهاجمی برای تثبیت موفقیتهای میدانی تبدیل مینماید. بنابراین، طبق این فرایند، روند دیپلماسی در آنچه که دشمن میخواهد یعنی آتش بس تحمیلی خارج میشود و در برابر معادله جدیدی قرار میگیرد که در آن حماسه مردم و قدرت نظامی و چانهزنی هوشمندانه در یک جهت و در راستای تأمین منافع نه فقط ایران بلکه کل مقاومت منطقه حرکت میکنند.