بعد از گذشت ۳۷ روز از آغاز تهاجم ددمنشانه دشمنان امریکایی- صهیونی به ایران، هزاران ساعت میتوان درباره آثار، پیامدها و نتایج این نبرد و عملکرد درخشان ملت ایران در آن سخن گفت و ابعاد مختلف شکست دشمن و پیروزی ملت ایران را تبیین کرد ولی به اختصار به دو کلان روند اصلی و نتیجه حاصل از این معرکه اشاره میشود.
پایان هژمونی جهانی امریکا: تا پیش از این همه جهان، امریکا را قدرت قاهر و بلامنازع جهان میدانستند و هژمونی این قدرت را بیشتر جهانیان پذیرفته بودند. این هژمون بودن ابعاد مختلفی داشت که مهمترین و مؤثرترین وجه آن، جنبه ادراکی آن بود. این مهم بیشتر از اینکه ریشه در واقعیت داشته باشد ریشه در تصویرسازی از این قدرت داشت که با ابزارهای رسانهای و هالیوودی ساخته شده بود و توانسته بود ادراک بیشتر دولتها و حتی مردم جهان را متقاعد کند که نمیتوان در برابر این قدرت جهانی بیرقیب، شکستناپذیر و بیهمتا ایستاد. البته این تلقی نیز بر توان عظیمی از حیث توانمندی نظامی، اقتصادی و نفوذ سیاسی- اطلاعاتی بنا نهاده شده بود ولی در واقعیت با کمک فضاسازی رسانهای و ادراکی ضریبی بسیار بیشتر از آنچه در واقعیت است پیدا کرده بود و توانسته بود ادراک بیشتر جهانیان را به پذیرش آن متقاعد کند. این ادراکسازی در طی چند دهه به قدری مؤثر بود که اگر در جایی گفته میشد یک ناو امریکا قصد دارد به سمت سواحل فلان کشور برای تنبیه دولت آن حرکت کند، متأثر از این خبر، تغییرات رفتار و حتی تغییر سیاسی در کشور هدف رخ میداد. به همین خاطر بود که در روزهای منتهی به تهاجم نظامی امریکایی- صهیونی به ایران، ترامپ بارها از حرکت ناوگان عظیم یا آرمادای امریکایی به سمت ایران میگفت و منتظر اثرگذاری آن بر ایرانیان بود و وقتی اثری از آن در ایران دیده نشد ویتکاف در مصاحبه با فاکسنیوز گفت ترامپ «کنجکاو» است که چرا ایران هنوز تسلیم نشده است! وی حتی صریحتر هم گفت «چرا با این همه فشار، با این میزان از قدرت دریایی که ما آنجا مستقر کردهایم، آنها پیش ما نیامدهاند و نگفتهاند که ما اعلام میکنیم سلاح نمیخواهیم و این است آنچه حاضر به انجامش هستیم!»
تا این جای این نبرد سرنوشتساز فارغ از نتیجه نهایی، قطعاً امریکا شکستی تاریخی متحمل شده و دوران ابرقدرتی خود را به پایان رسانده است. البته اینکه آیا این ناشی از صرفاً اشتباه محاسباتی بوده است - که قطعاً اشتباه محاسباتی درباره قدرت ملت ایران در آن نقش داشته است – محل تأمل است چراکه در یک روند طبیعی امریکاییها در حال افول بودند و صحنه هژمونی قدرت جهانی را به نفع رقبای جدید در حال از دست دادن بودند و بسیاری از اقدامات دولت ترامپ برای جلوگیری از این روند بوده است ولی قطعاً در تهاجم به ایران دچار اشتباه بزرگی شدند و با محاسبات ژئوپلتیکی غلط مبنی بر تسلط منطقهای رژیم صهیونی و تسلط بر نفت ایران و فشار ژئوپلتیکی بر چین و نابودی طرح «جاده ابریشم نوین» سرعت افول خود را ضریب بسیار بالاتری دادند. اگر امروز به نظرات تحلیلگران مختلف جهانی و حتی غربی و امریکایی مراجعه کنید خواهید دید که چگونه با ادبیاتی متنوع و خشمگینانه بر اشتباه امریکا در حمله به ایران صحه گذاشته و پایان دوره برقدرتی امریکا را مرثیهسرایی میکنند و بابت این همه جور فحشی نثار ترامپ و یارانش میکنند.
آشکار شدن قدرت ایران اسلامی: جنگ امریکایی- صهیونی علیه ایران از یک سو پایان ابرقدرتی بلامنازع امریکا را رقم زده و از سوی دیگر باعث آشکار شدن قدرت جهانی ایران اسلامی شده و جهانیان را در حیرت فرو برده است. انقلاب اسلامی که ۴۷ سال پیش با نفی وابستگی به قدرتهای سلطه جو و با تکیه بر منطق مقاومت، پارادایم جهانی جدیدی را آغاز کرد هیچ گاه مانند امروز فرصت بروز و ظهور قدرت نرم و سخت خود را پیدا نکرده بود. فرصتی که امروز مهیا شده و به گونهای باعث شگفتی جهانیان شده که برخی ایران را بابت عدم استفاده از این قدرت و خویشتنداری در گذشته، بسیار اخلاقی دانسته و ستودند. امروز تحلیلگران استراتژیست متفقالقول هستند که ایران اسلامی، قطب جدید قدرت جهانی است و به همین خاطر در تحلیلهای نحوه پایان این جنگ، در حداقلیترین حالت آن، آتشبس و توافقهای متوازن برای خروج امریکاییها از این مهلکه را پیشبینی میکنند و مطلقاً در هیچ تحلیلی شکست ایران دیده نمیشود بلکه ظهور ایران به عنوان قطب جدید قدرت جهانی نوید داده میشود و این حاصل نشده مگر با رهبریهای حکیمانه و الهی امام شهیدمان و مقاومت و پایداری ملت عزیز ایران که امروز با نفحات الهی مبعوث شدهاند تا کار دشمن غدار را تمام کنند و ایران اسلامی را در قله عزت و عظمت جهانی قرار دهند.