کسانی که اصولا گفتمانشان «دوستی با امریکا» و «خلع سلاح داوطلبانه» بود یا اینکه از این نوع گفتمانها حمایت میکردند و روزنامههایشان تریبون کسانی بود و هست که معتقدند «دوران گفتمان موشک و سلاح گذشته است»، حالا وقتی صفیر پیروزی ایران را به گوش میشنوند، سرمقاله مینویسند و برای جنگاوران ایرانی مدل تازهای از صلح را پیشنهاد میدهند!
به این افراد باید گفت اگر صلح پس از جنگ را بلدید، خودتان بجنگید و اگر صلح بدون جنگ را بلدید، خودتان مانع جنگ بشوید.
سرمقاله روزنامه دنیایاقتصاد را موسی غنینژاد نوشته و گفته «با وجود ضعف و سردرگمی نیروهای متخاصم، ایران بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیکی بهویژه در تنگههرمز، دست برتر نسبی در معادله جنگ و حتی صلح دارد. این برتری باید هوشمندانه و در چارچوب منافع ملی و دیپلماسی واقعبینانه به کار گرفته شود، نه با شعار یا مطالبات غیرواقعی»!
غنینژاد زحمت کشیده و تذکر داده است که تا اینجای کار برخلاف تصور و پیشبینیهای غیرهوشمندانهی من و امثال من توانستهاید به برتری در تنگههرمز برسید ولی حالا لطفا از این پس هوشمندانه رفتار کنید!
عجب خودپسندی و ناهوشمندی و عجب بیچارگی و درماندهماندنی! شما یک عمر کسی را که تز اصلیاش بستن تنگههرمز بود به تمسخر میگرفتید و خود را هوشمند و عقلکل معرفی میکردید، حالا که با بستن تنگههرمز به قول خودتان ایران به برتری رسیده پیشنهاد دیپلماسی واقعی و هوشمندانه میدهید؟! درباره این دیپلماسی از چه کسی سئوال کنند؟ از شما که اکنون تشت جاهلیتتان از بام افتاده است؟!
در سرمقاله دیگر محمد قوچانی از مدعیان بزرگ ایرانپرستی در روزنامه سازندگی بعد از یک سکوت چهلروزه (شاید در این بیموامید که اگر جمهوری اسلامی از بین رفت او در امان باشد و سکوتش نجاتش دهد!) نوشته: «استراتژی دشمن، کشاندن ایران به یک جنگ فرسایشی و بیپایان» است!
این یک حرف غلط و زیادی غلط و اشتباه راهبردی و نشانهی خواببودن نویسنده در چهل روز گذشتهی جنگ است. دشمن برای پایان جنگ به درودیوار میزند و ایران در آخرین تصمیم و پس از هدفقراردادن زیرساختها هرگونه کانال دیپلماتیک را به روی دشمن بسته است، حالا سرمقالهنویس حزب سازندگی و مسئول حفظ آثار و ارزشهای رئیسجمهور یازدهم و دوازدهم تازه از خواب بیدار شده و وارونهنمایی میکند تا حرف خودش را با سادگی جابیندازد.
قوچانی نوشته: «جنگ [فرسایشی]میتواند از بیرون به داخل سرایت کند و جامعه را دچار شکاف، بیاعتمادی و حتی نوعی درگیری داخلی کند... راه مقابله، تقویت سیاستورزی، عقلانیت و جلوگیری از دو قطبیسازی داخلی است، نه افتادن در دام تداوم تنش».
کار قوچانی و امثال او این که در اوج همدلی و وحدت مردم، هشدار شکاف و درگیری داخلی بدهند و با پررویی تمام این را عقلانیت بنامند.
این نوع هشدارها درباره درگیری داخلی آنهم در وضعیتی که موشکهای ایران یک روز هم دشمن را رها نکرده، تنگه در ید قدرت ایران است و مردم هر شب در میدان، رجز میخوانند، فقط از زبان خائنان بالفطره که هنوز از سر بزدلی از باقیمانده دشمن شکستخورده هم در پناهگاه خود میترسند، برمیآید؛ و امیدواریم ایشان چنین نباشد.
هیچ چیز امثال قوچانیها و غنیزاده را عوض نمیکند، زیرا کسی که میترسد است، قادر به تعقل هم نیست. این یک اصل عقلی است: ترسوها را مقابل دشمن قرار ندهید که عقلشان هم از کار میافتد!
این دو سرمقالهنویس بهتر است تدبیر امور کشور را به دست شجاعانی بسپارند که کار را به اینجا رساندهاند. قاذورات عقلی خود را نیز برای دفاتر حفط آثار و ارزشهای همفکرانشان نگه دارند.