این روزها حماسه و مرثیه، غم و افتخار، خوف و رجا مثل طیف آبهای گرم و سرد که به هم میرسند در دهلیزهای قلب ما میلیونها ایرانی و البته همه آزادیخواهان در ورای مرزهای جغرافیایی ایران به همدیگر میرسند. چند روز پیش در جمعی دوستانه میگفتم کاش میشد در این ایام که اغلب ما مازاد اوقات فراغت داریم مرا میبردند به سوله ساخت پهپاد، دانش فنی ندارم، اما میتوانم در خط مونتاژ این پرندهها که قرار است زخمی به پیکره تاریک و عفونی این هیولای هزارسر کوفته شود کار مختصری انجام دهم و اجزای این پرندههای افتخار را به هم وصل کنم، اما وقتی منطقی فکر میکنم میبینم عرصه خدمت فراختر از آن چیزی است که تصور میکنم.
در این حدود یک ماه که تلخ و شیرین بر ما رفته این حس مشترک اغلب ما ایرانیها بوده که در این هجمه نابرابر و شیطانی، کاری برای اعتلای وطن خود انجام دهیم و البته آنها که چشم دل شان روشنتر است در این روزها دست به کارهایی زدهاند و میزنند که کم از ساخت موشک و پهباد و فرود آوردن آنها بر فرق سر متجاوزان و تجهیزات تجاوز دشمن خبیث نیست.
چند وقت پیش در خبرها میخواندم که کسی مبلغ بسیار قابل توجهی را به نیروی هوا - فضای سپاه هدیه داده و گفته این مبلغ را صرف ساخت چند موشک کنید یا پزشکان ایرانی مقیم ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا و مناطق دیگر از مسئولان وزارت بهداشت خواستهاند که امکان حضور و خدمت آنها در ایران فراهم شود یا افرادی که با بالهای گشوده فروتنی، بی مزد و بی منت، امکان اسکان و پناه را برای دوستان یا بستگان و حتی غریبهها فراهم میکنند یا مالکان واحدهای مسکونی یا تجاری که چکهای اجاره را نزد خود نگه داشتهاند و نمیخواهند در این شرایط که بسیاری از کسب و کارها با شرایط رکود و ضرر روبهرو هستند تعهداتی را به اجرا بگذارند که متعلق به دوران دیگری است.
تحلیلگران خارجی حتی مقامات کشورهای متجاوز در این روزها بر روی این حقیقت اتفاق نظر دارند که ایران بیشتر از تجهیرات نظامی خود از سرمایه تمدنی خود استفاده میکند و سود میبرد، ما از آن رو قد کشیدهایم که بر شانههای آیهها ایستادهایم، بر شانههای «و من یتوکل علی الله فهو حسبه» سرمایهای که متصل به منابع ابدی و ازلی معرفت، آگاهی و ادراک روشن است و آحاد ملت را علیرغم همه تفاوتهایی که با همدیگر دارند مثل ذرات یک سازه استوار و مقاوم به هم پیوند میدهد و چتری مشترک بر بالای سرشان میگشاید.
آنچه امروز دشمنان این تمدن شریف و نورانی را مایوس کرده تاب آوری بالای ایرانی هاست که تمام محاسبات آنها را در سیطره بر منابع ارزشمند ایران و تکه تکه کردن سرزمینی که میزبان انفاس قدسی اولیا و شهدا بوده به هم ریخته است.
جا دارد که ما ایرانیها این روزها همدیگر را به منابع، مآخذ، ذخایر و آموزههای تمام نشدنی چنین فرهنگ و ادراک روشنی حواله دهیم، چون جانهای ما این روزها به شدت گرسنه چنین خوان پرمایهای است، آنجا که جانهای ما از سطح خیالهای کوچک و پندارهای آشفته و افکار زائد و پریشان به دامان گرم توکل و اعتماد به حق کشیده میشود.
مولانا در «فیه مافیه» این عبارت زیبا و دلکش را دارد که: «محبت در ترازو نمیگنجد.» یعنی که وقتی آدمی با سرمایه قلب و اخلاص خود رفتار میکند آنچه انجام میدهد فراتر از حساب و کتابهای معمول عمل میکند و برگ و بار میدهد.
رمز و راز تاب آوری، ایستادگی و خلق حماسه ما ایرانیها در این روزها که تمام قد در برابر اهریمن و خوی اهریمنی متجاوزان ایستادهایم در همین است که از سرمایه «من حیث لا یحتسب» برمی داریم، از محبت تغذیه میکنیم، از آن سرمایه که در ترازو و حساب و کتاب نمیگنجد، چون از همه ترازوها و حساب و کتابها بزرگتر است بلکه همه حساب و کتابها را به هم میریزد و البته به همان میزان که راه خروج از این جنگ تحمیلی بر متجاوزان - علیرغم همه ظاهرسازی هایشان - روز به روز تیره تر، مبهمتر و آشفتهتر میشود راه مقاومت، ایستادگی و تاب آوری در برابر چنین شیاطینی روز به روز بر ما شفافتر و معلومتر میشود چرا که این بشارت الهی، چون بارانی که بر ذرات خاک نفوذ میکند در ذره ذره قلب ما نفوذ و رسوخ دارد که: و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.