جوان آنلاین: رمان «مردن کار سختی است» (Death Is Hard Work) اثر خالد خلیفه، نویسنده برجسته سوری، یکی از تأثیرگذارترین روایتهای ادبی از تجربه زیسته جنگ داخلی در خاورمیانه است. خلیفه که سالها در دمشق زیسته و تحولات اجتماعی و سیاسی منطقه را از نزدیک لمس کرده، در این رمان کوتاه، اما تکاندهنده داستانی به ظاهر ساده را روایت میکند: پدری پیش از مرگ از فرزندانش میخواهد او را در زادگاهش دفن کنند. پس از مرگ او، سه فرزند- بلال، حسین و فاطمه-جسد پدر را در یک ون میگذارند و راهی سفری میشوند که قرار است تنها چند ساعت طول بکشد.
اما آنچه آغاز میشود دیگر یک سفر معمولی نیست. جادهای که باید مسیر انجام یک آیین خانوادگی باشد، به صحنهای از ترس، ایستهای بازرسی، تحقیر، خشونت و انتظار تبدیل میشود. جسد پدر در صندوق عقب خودرو به تدریج در حال فساد است و هر ایست بازرسی میتواند سرنوشت این سفر را متوقف کند. رمان به شکلی فشرده نشان میدهد که چگونه در شرایط فروپاشی نظم سیاسی، حتی سادهترین مناسک انسانی- همچون دفن یک پدر- میتواند به مأموریتی طاقتفرسا بدل شود.
قدرت این رمان در آن است که بدون شعار و خطابه، تصویری عریان از شکنندگی نظم اجتماعی و تبعات هولناکش ارائه میدهد. در جهانِ قصه خلیفه، دولت دیگر آن اقتدار یگانهای نیست که امنیت جادهها و قواعد زندگی را تضمین کند. جادهها میان قدرتهای کوچک و مسلح تقسیم شدهاند؛ هر ایست بازرسی قانونی تازه دارد و هر صاحب اسلحه میتواند قاضی، بازپرس و مجری حکم باشد. آنچه فرو میریزد تنها یک ساختار سیاسی نیست؛ بلکه احساس امنیتی است که زندگی روزمره انسانها بر آن بنا شده است.
در این نقطه، تحلیل جامعهشناختی رمان به مفاهیم نظری جورجو آگامبن نزدیک میشود. آگامبن از وضعیتی سخن میگوید که آن را «وضعیت استثنایی» مینامد؛ لحظهای که قانون عملاً تعلیق میشود، اما قدرت همچنان اعمال میشود. در چنین شرایطی انسانها به آنچه او «زندگی برهنه» مینامد فروکاسته میشوند: موجوداتی که دیگر از حمایت قواعد پایدار حقوقی برخوردار نیستند و سرنوشتشان به اراده صاحبان قدرت وابسته است. در مسیر سفر این سه خواهر و برادر، دقیقاً چنین وضعیتی دیده میشود؛ جایی که قانون غایب است، اما «خشونت» حضوری دائمی دارد.
در طول سفر، جسد پدر به تدریج فاسد میشود و بوی مرگ فضای خودرو را پر میکند. این تصویر به شکلی نمادین نشان میدهد که چگونه وقتی نظم اجتماعی از هم میگسلد، زمان نیز علیه انسان عمل میکند. هر تأخیر، هر ایست بازرسی، هر لحظه انتظار، بحران را عمیقتر میکند.
پیام پنهان رمان در همین جزئیات نهفته است: آنچه ما در زندگی روزمره بدیهی میپنداریم- امنیت جادهها، امکان سفر، اجرای آیینهای خانوادگی، یا حتی حق دفن مردگان- در واقع محصول نظمی پیچیده از نهادها، قواعد و اعتماد اجتماعی است. اگر این نظم آسیب ببیند، جامعه ناگهان خود را در جهانی مییابد که در آن هر قدم میتواند به آزمونی خطرناک تبدیل شود.
«مردن کار سختی است» در نهایت فقط داستان مرگ یک پدر نیست؛ روایت هشدارآمیزی است درباره شکنندگی دولت مرکزی. هشداری برای تمام آنانی که در این کشور زیست میکنند و با هر وجهی از مخالفت، حیات و ممات آینده شان را در پهنه این سرزمین میبینند.
پیش روی هرکنش سیاسی و توسط هر گروه و جناحی، یک ملاحظه قطعی وجود دارد. اینکه ایران، جامعهای بهشدت متکثر و موزاییکی است که در آن شکافهای قومی و زبانی، تفاوتهای نسلی و ارزشی، نابرابریهای طبقاتی و منطقهای، و گسستهای مرکز- پیرامون بهطور همزمان حضور دارند؛ شکافهایی که اگرچه ذاتاً به معنای بحران نیستند، اما در صورت تضعیف اقتدار دولت، فرسایش قانون و چندپارهشدن مرجع تصمیمگیری، میتوانند بهسرعت بر هم منطبق شوند و به تعارضهای پرهزینه تبدیل شوند. هشدار ضمنی آثار خالد خلیفه دقیقاً همینجاست: جنگ داخلی از جایی آغاز نمیشود که جامعه متکثر است، بلکه از جایی شروع میشود که دولت دیگر قادر به مدیریت منصفانه تکثر، تضمین حداقلی از نظم و پیشبینیپذیری، و حفظ انحصار مشروع اعمال قاعده نیست.
خلیفه نشان میدهد که فاصله میان زندگی عادی و جهانی که در آن انسانها به «زندگی برهنه» فروکاسته میشوند، گاه بسیار کوتاهتر از آن چیزی است که تصور میکنیم. زنهار که اگر این کشتی غرق شود، عرشه و بادبان و سرنشین همه با هم به کام دریا میروند.