کد خبر: 1348376
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۰
مجید بیشه*

در ادبیات علمی حوزه رهبری رایج است که جانشین‌پروری و تربیت سرمایه‌های انسانی توانمند، نه تنها از وظایف حساس، بلکه از حیاتی‌ترین و راهبردی‌ترین مسؤولیت‌های یک رهبر تراز است. چرا اینقدر مهم است؟ دلایل متعددی وجود دارد:

۱. پایداری و تداوم سازمان: هیچ سازمانی نمی‌تواند برای همیشه به یک فرد یا یک گروه خاص متکی باشد. برنامه‌ریزی برای جانشینی تضمین می‌کند که وقتی یک رهبر یا نیروی کلیدی سازمان را ترک می‌کند (چه به دلیل بازنشستگی، چه تغییر شغل، یا حتی اتفاقات پیش‌بینی نشده)، خلأ بزرگی ایجاد نشود و فرآیند‌ها و چشم‌انداز سازمان با اختلال مواجه نگردد. این یعنی اطمینان از بقاء و رشد بلندمدت سازمان.

۲. رشد و تعالی سرمایه‌های انسانی: تربیت نیرو به معنای واقعی کلمه، سرمایه‌گذاری روی ارزشمندترین دارایی سازمان یعنی انسان‌هاست. رهبران با شناسایی استعداد‌های بالقوه، فراهم کردن فرصت‌های یادگیری، مربیگری و تفویض اختیار، به رشد حرفه‌ای این افراد کمک می‌کنند. این کار باعث می‌شود که سازمان همیشه از وجود نیرو‌های ماهر و آماده برای پذیرش مسئولیت‌های بالاتر برخوردار باشد.

۳. افزایش تعهد و انگیزه کارکنان: وقتی کارکنان احساس کنند که سازمان برای پیشرفت آنها ارزش قائل است و مسیری برای رشد و ارتقای شغلی آنها ترسیم شده، انگیزه و تعهدشان به شدت افزایش می‌یابد. این امر به کاهش نرخ جابجایی نیرو‌های مستعد کمک کرده و فضایی مثبت و سازنده در محیط کار ایجاد می‌کند.

۴. تقویت فرهنگ یادگیری و نوآوری: فرآیند جانشین‌پروری و تربیت نیرو، همواره نیاز به ارزیابی، بازخورد و آموزش دارد. این پویایی، سازمان را به سمت یک فرهنگ یادگیری مداوم سوق می‌دهد که در دنیای پرشتاب امروز، لازمه نوآوری و سازگاری با تغییرات است.

۵. ایجاد مزیت رقابتی: سازمانی که رهبرانش به فکر تربیت نسل بعدی خود هستند، در بلندمدت مزیت رقابتی چشم گیری کسب می‌کند. این سازمان‌ها نه تنها در مواجهه با چالش‌ها مقاوم‌ترند، بلکه آمادگی بیشتری برای بهره‌برداری از فرصت‌های جدید دارند.

بنابراین، در کنار هدایت روزمره و تصمیم‌گیری‌های عملیاتی، نگاه بلندمدت یک رهبر به پرورش انسان‌هایی که قرار است آینده سازمان را بسازند، نشان‌دهنده عمق دیدگاه و مسؤولیت پذیری اوست.

جمع‌بندی (خوانش از نگاه مبانی و اصول انقلاب اسلامی):

از این رو، از رهگذر این معارفی که در حوزه سازمان و رهبری بطور اجمالی و تحلیلی بدان‌ها پرداخته شد می‌توان چنین نتایجی گرفت:

۱. تداوم‌نظام اسلامی که امامین انقلاب اسلامی بر پایه معارف قرآنی پایه‌گذاری و معماری نموده‌اند در گرو بهره‌مندی از سرمایه‌های انسانی تراز با افق تمدنی انقلاب اسلامی است.

۲. شواهد و مصادیق موفّقیّت‌های میدانی در عرصه نبرد انقلاب اسلامی با دشمن آمریکایی - صهیونی با وجود فقدان ظاهری رهبر شهید گواه چنین ادعایی‌ است که نظام اسلامی در مدت عمر شریف خود توانسته است چنین سرمایه‌های انسانی در تراز تمدنی شناسایی و پرورش دهد؛ گویی که دست نامرئی در حال حکمرانی و راهبری نبرد تمدنی در سطوح راهبردی و عملیاتی است که خودی‌ها و غیرخودی‌ها نیز به آن معترفند؛ دست نامرئی که مزیت رقابتی جبهه رزمندگان اسلام بر جبهه مستکبرین جهان است و بیان‌گر ایمان و عزم و اراده راسخ پیروان و سربازان نسبت به دفاع از آرمان مشترک و چشم‌انداز ترسیم شده توسط فرمانده و رهبری شهید و جان فداست. مزیت رقابتی‌ای که در دوران رهبر شهید متمایزترین عنصر تعیین کننده و تضمین کننده برای پیروزی‌ها و موفقیت‌ها در نبرد‌های سخت، نیمه سخت و نرم است (بإذن الله تعالی).

*دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی دانشگاه علّامه طباطبائی ره؛ پژوهش گر و مدرّس دانشگاه

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار