تحلیل رفتاری ترامپ از دو زاویه شخصی و حقوقی، یک مفهوم واحد را منعکس میکند و آن این است که نیاز دارد خودش را و امریکا را چنددهبرابر قدرتمندتر از آنچه هست نشان دهد. زبان بدن ترامپ و فرزندش نیز بر این عقده خودبزرگبینی تأکید میکند. اگرچه امریکای امروز هم نیازمند این خود بزرگ بینی است، ولی رفتار ناشیانه ترامپ آسیبپذیری شخصی و جایگاه حقوقیاش را نیز افزایش میدهد. ترامپ در استراتژی امنیت ملی و نظامی خود تأکید داشت که با تکیه بر «قدرت و زور»، صلحسازی میکند، که منظورش این است که هژمونی از دست رفته امریکا را مجدداً احیا میکند. ترامپ میداند که قدرت نظامی امریکا با همه بزرگیاش، محدودیت داشته و آسیبپذیر است و مشکل اصلی آن نیز فرسودگی این قدرت نظامی و حتی فرسودگی در دیگر عرصههاست. آنهایی که متن مصاحبه و سخنرانی برای ترامپ تنظیم میکنند، هنوز در تفکرات جنگ سردی دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی قرن گذشته بهسر میبرند. هنوز فکر میکنند وقتی ناو هواپیمابر امریکا و ناوگروه آنها حرکت کنند، چند دولت در آن سوی جهان سرنگون میشوند.
واقعیت تلخ برای ترامپ و تیم حکومتیاش این است که وقتی ناوها و هواپیماهایش را در یک لجستیک بسیار سنگین به منطقه غرب آسیا میآورد، از یک سو دوستانش را نگرانتر میکند و از سوی دیگر، فقط به تعداد اهداف مشروع موشکها و پهپادهای ایران در منطقه میافزاید و همانگونه که یک خبرنگار بیبیسی توئیت کرده، با لشکرکشی و جنگ ترامپ با ایران، احتمال سرنگونی نظام سیاسی ترامپ را بیشتر از ایران میداند.
مقام معظم رهبری با بیان و تلویح سلاحی که میتواند ناو هواپیمابر ترامپ را غرق کند، جنگ روانی ترامپ را لگدمال کرد. ترامپ، چون ابزار دیگری در اختیار ندارد، در چند روز گذشته اخبار انتقال تعداد زیادی هواپیمای جنگی و سوخت رسان و ناوهای جنگی و... را افزایش داده ولی با اینکه سعی دارد فضای مذاکره با ایران را در طیفی فراتر از مباحث هستهای نشان دهد، تمامی نشانهها حاکی است که ویتکاف و کوشنر، حتی غنیسازی صفر را هم درخواست نکردهاند و منتظر پیشنویس توافق نهایی در پرونده هستهای میباشند. محتوای مصاحبه رسانهای ترامپ نیز که در حاشیه بحث شورای صلح بیان کرد، نشان میدهد جرئت خط و نشانهای قبلی را هم ندارد و فقط میخواهد توافق کند. آوردن تمامی ارتش امریکا هم به منطقه، هیچ تأثیری بر محتوای توافق یا اراده طرف ایرانی نخواهد داشت، خصوصاً اینکه اغلب تجهیزات نظامی امریکایی نیازمند تعمیر و نگهداری و صیانت هستند و بالا بردن ریسک برای افراد و ادوات نظامی، شانس بهبود نتایج مذاکراتی یا ارعابسازی در بر نخواهد داشت.
وقتی مهلت ۱۰ روزه ترامپ، دو روز بعد به ۱۵روز افزایش مییابد، معنای روشنی دارد، خصوصاً اینکه این فضای لشکرکشی امریکایی، صهیونی را در حالت شوک روانی قرار داده و هر لحظه منتظر اصابت موشک و پهپادهای ایرانی هستند یا در کابوس موشکهای حزبالله به سر میبرند. این فضای روانی لشکرکشی، کشورهای منطقه را که میزبان نظامیان امریکایی هستند هم در فشار روانی فرو برده است و حتی با اینکه فضای مذاکراتی مثبت ارزیابی میشود، قیمت نفت و طلا رشد کرده که دلیل اثرگذاری این فضای روانی بر شاخصهای اقتصادی در منطقه و جهان است.
شاید بهترین گزینه برای ترامپ و عربدههایی که ناچار است از خود نشان دهد، این است که خود را از وضعیت سیلی خوردن و ناتوان شدن برای برپای ایستادن خارج کند تا مذاکرات با عراقچی و پیشنویس متن توافق طی روزهای آینده بین دو طرف تبادل شود.