کد خبر: 1345163
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۰
علیرضا نادری

در جهان امروز، جریان اطلاعات دیگر خطی و یک‌طرفه نیست. انسان‌ها از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها با حجم عظیمی از محتوا روبه‌رو می‌شوند و برداشت‌شان از واقعیت، نه از تجربه مستقیم، بلکه از آنچه این شبکه‌ها نشان می‌دهند، شکل می‌گیرد. 
این شبکه‌ها با برجسته کردن برخی محتوا‌ها و کمرنگ کردن دیگر موارد، ادراک جمعی را مدیریت می‌کنند و تصویری از جهان ارائه می‌دهند که ممکن است با واقعیت عینی متفاوت باشد. 
نمونه روشن این موضوع را می‌توان در واکنش جهانی به رخداد‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران دید. پس از ناکامی هسته‌های میدانی هدایت‌شده از خارج، بازیگران غربی تمرکز خود را بر مدیریت تصویر رخداد و فشار بر افکار عمومی گذاشتند. هدف این بود که برداشت مخاطب جهانی از میدان، مطابق اهداف بازیگران شکل گیرد. 
این راهبرد چندلایه بود: انتشار آمار‌های گزینشی درباره تعداد کشته‌ها، بازنمایی خشونت حاکمیت در برخورد با افراد و فشار دیپلماتیک و تحریم نهاد‌های امنیتی. ظریف‌ترین اقدام، تنظیم محتوا در شبکه‌های اجتماعی بود. 
به عنوان نمونه، در اینستاگرام، محتوا‌هایی که بر تجمعات یا خشونت نیرو‌های امنیتی تأکید دارند، ضریب گرفتند و در بخش اکسپلور به کاربران بین‌المللی نمایش داده شدند. همزمان، محتوا‌هایی که وجه مشروعیت اقدامات نیرو‌های امنیتی را نشان می‌دادند، محدود یا فیلتر شدند. 
در ایکس (توییتر) نیز هر پستی که حمایت از مقامات یا نیرو‌های امنیتی را نشان می‌داد، با برچسب‌های توضیحی هوش مصنوعی همراه شد که روایت غربی را بازتولید می‌کرد. برای مثال، تصویری از یک مقام مسئول ممکن بود با برچسبی همراه شود که نقش او در «سرکوب معترضان دی‌ماه» را برجسته کند. 
این نمونه، عملکرد سوییچر‌ها را به خوبی نشان می‌دهد. سوییچر‌ها بازیگرانی هستند که با انتخاب، ترتیب‌دهی و برجسته‌سازی محتوا، برداشت مخاطب را شکل می‌دهند، حتی بدون مواجهه مستقیم با وقایع، مخاطب تصویری از رخداد‌ها دریافت می‌کند که محصول این مدیریت است. 
الگوریتم‌ها و شبکه‌ها، مخاطب را عمدتاً در معرض محتوا‌هایی قرار می‌دهند که با پیش‌فرض‌ها و علایق او همسو است و به این ترتیب، برداشت جمعی از واقعیت بازتولید می‌شود. سوییچر‌ها در این فضا مانند کارگردانان ادراک عمل می‌کنند. علاوه بر آن، مفهوم حباب فیلترینگ و اتاق پژواک نشان می‌دهد الگوریتم‌ها، مخاطب را عمدتاً در معرض محتوا‌هایی قرار می‌دهند که با پیش‌فرض‌ها و علایق او همسو است و به این ترتیب، برداشت جمعی از واقعیت بازتولید می‌شود. 
در عصر دیجیتال، کنش اجتماعی و سیاسی انسان‌ها، از شکل‌گیری حمایت یا مخالفت گرفته تا قضاوت درباره رخداد‌ها تا حد زیادی تابع همین فرایند بازتولید ادراک است. 
سؤال مهم این است: در چنین جهان شبکه‌ای، چگونه می‌توان بین واقعیت عینی و تصویری که شبکه‌ها ارائه می‌دهند تمایز قائل شد؟ آیا تحلیل رخداد‌ها بدون توجه به نقش شبکه‌های اجتماعی و سازوکار‌های هدایت ادراک، ناقص است؟ و مخاطب چه نقشی دارد. آیا می‌تواند با آگاهی از این فرایند برداشت خود را مستقل کند یا ادراک او تا حد زیادی تنظیم‌شده باقی خواهد ماند؟
آنچـه دیـده شد، نشان مـی‌دهـد بررسـی رفتار اجتمـاعـی و سیـاسـی انسان‌ها بدون در نظـر گرفتن شبکه‌هـای اطـلاعـاتی و نقـش سوییچـرها، ناقـص است. 
جهان مدرن دیگر فقط محل وقوع وقایع نیست، بلکه محیطی است که در آن ادراک‌ها ساخته، بازتولید و جهت‌دهی می‌شوند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار