کد خبر: 1343856
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۷
نقد فیلم پل ساخته محمد عسگری/ حرکت به سمت روایت انسان در جنگ ل در بهترین لحظاتش نشان می‌دهد عسگری دارد از نمایش جنگ به سمت روایت انسان در جنگ حرکت می‌کند؛ حرکت ارزشمندی که می‌تواند این فیلم را به نقطه‌ی بلوغ سه‌گانه‌اش تبدیل کند.
ندا الماسیان طهرانی

جوان آنلاین: محمد عسگری با «پل» عملاً پروژه‌ی دفاع مقدس خودش را وارد فاز تازه‌ای می‌کند؛ فیلمی که اگر آن را در امتداد دو تجربه قبلی‌اش (اتاقک گلی و آسمان غرب) ببینیم، بیشتر از اینکه «تکرار یک فرمول» باشد، تلاش برای کامل‌کردن یک سه‌گانه‌ی اجرایی است: عسگری همچنان به صحنه، مقیاس، طراحی میدان جنگ و حس حضور تماشاگر در موقعیت عملیاتی علاقه‌مند است، اما این‌بار یک موتور درام انسانی‌تر را وسط قاب می‌گذارد تا فیلم فقط بر شانه‌ی انفجار و آتش نایستد.

قصه از جایی شروع می‌شود که موسی، نوجوانی جسور، بعد از یک ماه بی‌خبری از برادر رزمنده‌اش مصطفی تصمیم می‌گیرد خودش راهی جنوب شود. این تصمیم، نقطه‌ی آغاز یک روایت جست‌وجوست: یک قهرمان کم‌سن که هم باید از نظر فیزیکی در جغرافیای جنگ دوام بیاورد و هم از نظر روانی با ترسِ گم‌کردن برادر کنار بیاید. اما فیلم دقیقاً در نقطه‌ای درست چرخ ژانری می‌زند: موسی در هور، با یک نوزاد بی‌سرپرست در قایقی سرگردان روبه‌رو می‌شود و از این لحظه، مأموریتش دوگانه می‌شود؛ هم یافتن رد مصطفی، هم محافظت از جان بی‌دفاعی که جنگ هیچ جای امنی برایش نگذاشته. این دوگانگی، ستون اصلی درام است و بهترین ایده‌ی فیلم هم همین‌جاست: جنگ را نه فقط به‌عنوان میدان نبرد، بلکه به‌عنوان میدان مسئولیت اخلاقی تعریف می‌کند.

از منظر اجرا، عسگری همچنان «کارگردان قاب و میزانسن» است. استفاده‌ی پررنگ از نما‌های باز، تکیه بر فضاسازی طبیعی لوکیشن‌های آبی خاکی و اصرار بر اینکه صحنه‌های جنگ بیش از حد استودیویی و مصنوعی به نظر نرسند، باعث می‌شود بیننده واقعاً در حال‌وهوای خط مقدم قرار بگیرد. این انتخاب‌ها فقط زیبایی‌شناسانه نیستند؛ به روایت هم کمک می‌کنند، چون پل شناور و هور، ذاتاً فضا‌هایی هستند که در آنها گم‌شدن، کمین، انتظار و اضطراب، از خود دیالوگ مهم‌تر است. وقتی دوربین به جای تأکید افراطی روی قهرمان‌سازی، مدام بزرگی جغرافیا و کوچکی آدم‌ها را یادآوری می‌کند، ناامنی تبدیل به شخصیت سوم داستان می‌شود.

در عین حال، علاقه‌ی عسگری به روایت بی‌کم‌وکاست در پل هم شمشیر دولبه است. فیلم در داستان‌گویی گاهی کشدار می‌شود؛ نه از جنس مکث‌های معناپرداز، بلکه از جنس توضیح دادن بیش از اندازه‌ی مسیر. انگار کارگردان نمی‌خواهد هیچ حلقه‌ای از زنجیر رخداد‌ها حذف شود، و همین میل به کامل‌گویی، ریتم درام را در بعضی بخش‌ها می‌خواباند. در فیلمی که موتور تعلیقش باید بر محور جست‌و‌جو و تهدید دائمی بچرخد، این افت ریتم می‌تواند بخشی از فشار روانی را کم کند.

نقطه‌ی قوت دیگر پل نسبت به آثار قبلی عسگری، لایه‌ی انسانی عمیق‌تر است. اگر در برخی فیلم‌های جنگی، کودک یا نوجوان صرفا کارکرد برانگیختن احساسات دارد، اینجا موسی واقعاً میان دو وظیفه له می‌شود: وظیفه‌ی خانوادگی (یافتن برادر) و وظیفه‌ی انسانی (حفظ جان نوزاد). همین تعارض، اجازه می‌دهد فیلم از شعار فاصله بگیرد و به جای پیام‌دادن، موقعیت بسازد؛ موقعیتی که تماشاگر را مجبور می‌کند بپرسد: در جنگ، اولویت با ماموریت است یا انسان؟ و تلخی ماجرا این است که جنگ معمولاً اجازه نمی‌دهد آدم‌ها یک پاسخ تمیز و اخلاقی داشته باشند.

پل در بهترین لحظاتش نشان می‌دهد عسگری دارد از نمایش جنگ به سمت روایت انسان در جنگ حرکت می‌کند؛ حرکت ارزشمندی که می‌تواند این فیلم را به نقطه‌ی بلوغ سه‌گانه‌اش تبدیل کند. ضعف اصلی همان کشیدگی ریتم در مسیر روایت است؛ اما در مجموع، فیلم از حیث کارگردانی صحنه‌های جنگ، فضاسازی میدانی و تعریف یک هسته‌ی انسانیِ جدی، قدمی رو به جلوست.

برچسب ها: فیلم ، سینما ، جشنواره
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار