خیلی مظلوم شهید شد. تابوتش اندازه تابوت یه بچه کوچولو بود. کاملاً سوخت. از مرضیه نبوینیا فقط دوتا استخون دست موند. جوان آنلاین: مرضیه نبوینیا، پرستار جوانی بود که در آتشسوزی درمانگاه امام سجاد (ع) در شهر رشت از سوی آشوبگران به شهادت رسید و جان خود را فدا کرد و تمام بیماران را از ساختمان در حال سوختن نجات داد. کاربران فضای مجازی یاد و خاطره این بانوی جهادگر را گرامی داشتند.
مطهره بانو
زنی را بیهمسر، مادری را بیدختر، دختری را بیپدر و دختری دیگری را بیمادر کردند؛ همانها که فریاد «زن، زندگی، آزادی» سرمیدادند!
مهدی
آن شب، وقتی همه رفتند، او ماند برای سرم یک کودک... و رفت تا نامش جاودانه شود.
آمنه
خواهر پرستار شهید. مرضیه نبوینیا و چه درست و دقیق گفت که مسئول مستقیم و درجه اول سوختن پیکر مطهر پرستار شهرمان رئیس دولت امریکاست.
معصومه
ایمان واقعی زمان خطر شناخته میشود.
او میتوانست نجات یابد، اما وجدانش اجازه نداد کودکی تنها بماند. درسی بزرگ از زنی کوچک در کالبدی بزرگ از عشق.
سامره عاشوری
در عکسهای معراج شهدای رشت آخرین قاب شهیده مرضیه نبوینیا قلبم رو آتیش زد. یه عمر شنیدیم کل بدن تو یه عبا جا شد، حالا دیدیم کل بدن تو یه جعبه کوچیک جا شده.
مرادی
درمانگاه فرو ریخت، ولی روح خدمت زندهتر از همیشه برخاست.
هر پرستاری که امروز سرم کودکی را وصل میکند، ادامه راه مرضیه نبوی نیاست.
دلماه
آن شب وقتی همه رفتند، او ماند برای سرم یک کودک و رفت تا نامش جاودانه شود.
نورا
دوست و همکار شهیده نبوینیا: بسیار متعهد، دلسوز، اهل نماز اول وقت، حافظ قرآن مقید به اصول و اخلاق اسلامی بود. هر حاجتی داشت به حضرتزهرا (س) متوسل میشد. چله دعای عهد میخواند و میگفت: «حضور من در این درمانگاه از سوی چله حضرتزهرا (س) ست.»
مهرک نصیری
خیلی مظلوم شهید شد. تابوتش اندازه تابوت یه بچه کوچولو بود. کاملاً سوخت. از مرضیه نبوینیا فقط دوتا استخون دست موند.
نورا
او را سوزاندند به جرم پرستاری! چه جرم سنگینی!
مرضیه دخترکی داشت به نام زینب. نمیدانم چه سری در عالم هست که زینبها باید بار شهادت مادران خود را به دوش بکشند! ولی زینب قصه ما کوچک است. گناه دارد، اصلاً.
فاطمه بزرگی
مرضیه نبوینیا، پرستار دلیر ایرانی که با عشق و فداکاری به بیماران خدمت کرد، به دست جانیان مورد حمایت رئیسجمهور امریکا به شهادت رسید و در آتش سوخت. او نماد فداکاری و ایستادگی در شرایط دشوار بود.
گیل دخت
مادر با در آغوش کشیدن قاب عکس دخترش با قلبی شکسته، اما سرشار از ایمان و با صدایی لرزان گفت: از درگاه حق میخواهم که او را در رحمت خود جای دهد. از او میخواهم به ما به ویژه زینبش صبر و تحمل عطا کند تا بتوانیم این غم بزرگ را تحمل کنیم.
میثم پناهی
مرضیه نبوینیا، پرستار درمانگاه امامسجاد رشت، در حالی که منتظر بود سرم مریض کوچولوش تموم بشه و بعد از اینکه همه رو نجات داد، تنها تو آتیش کوکتل مولوتفهای افسران موساد سوخت.
زن، زندگی، آزادی...