نگرانی آشکار دونالد ترامپ از احتمال نامزدی نوری المالکی برای پست نخستوزیری عراق را نمیتوان صرفاً در چارچوب اختلافنظرهای سیاسی یا ارزیابیهای شخصی واشینگتن تحلیل کرد. این موضعگیری، در واقع، مصداقی روشن از مداخلهگرایی ایالات متحده در امور داخلی بغداد است؛ مداخلهای که همواره کوشیده با مهندسی معادلات قدرت در عراق، مسیر تحولات سیاسی این کشور را مطابق منافع خود تنظیم کند. واکنش عصبی ترامپ به نام المالکی، بیش از آنکه دغدغه «ثبات عراق» باشد، بیانگر هراس امریکا از بازگشت چهرهای است که تجربه تقابل جدی با سیاستهای واشینگتن را در کارنامه خود دارد.
این مداخلهگری زمانی معنا و ابعاد نگرانکنندهتری مییابد که همزمانی تحولات سیاسی عراق با اقدامات امنیتی امریکا در سوریه مورد توجه قرار گیرد. تصمیم واشینگتن برای مدیریت انتقال حدود ۷ هزار زندانی داعشی از سوریه به عراق، آن هم درست در مقطع حساس تعیین نخستوزیر جدید در بغداد، نمیتواند یک تصادف ساده تلقی شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه عراق در آستانه یک تصمیم سیاسی سرنوشتساز قرار میگیرد، ناگهان متغیر ناامنی و تهدید تروریسم در این کشور فعال میشود؛ متغیری که اغلب ردپای سیاستهای امریکا در پسزمینه آن قابلشناسایی است.
واقعیت آن است که داعش هرگز یک پدیده مستقل و خودجوش نبوده است. برخلاف روایت رسمی غرب، این گروه تروریستی همواره بهعنوان متغیری وابسته و کارکردی در معادلات منطقهای امریکا ایفای نقش کرده است. از نحوه شکلگیری و گسترش داعش گرفته تا مدیریت بقا و بازتعریف مأموریت آن پس از شکستهای میدانی، همگی نشان میدهد که این گروه بیش از آنکه یک دشمن واقعی برای واشینگتن باشد، ابزاری انعطافپذیر در خدمت راهبردهای آن بوده است. استفاده ابزاری از داعش، به امریکا این امکان را داده تا بدون حضور مستقیم و پرهزینه نظامی، معادلات امنیتی عراق را دستخوش بیثباتی کند.
در چنین چارچوبی، «برگ داعش» به یکی از مهرههای ثابت بازی خطرناک و ضد امنیتی واشینگتن در عراق تبدیل شده است. امریکا با فعال یا غیرفعالسازی کنترلشده این برگ، پیامهای سیاسی روشنی به بازیگران داخلی عراق مخابره میکند: هرگونه فاصلهگیری از خواست واشینگتن، میتواند با بازگشت ناامنی و تهدید تروریسم همراه شود. انتقال زندانیان داعشی به عراق، آن هم در شرایط شکننده سیاسی، عملاً تزریق یک بحران بالقوه به ساختار امنیتی این کشور است؛ بحرانی که مهار آن، هزینههای سیاسی و امنیتی سنگینی برای بغداد به همراه خواهد داشت. از همین زاویه میتوان استراتژی امریکا در بازتعریف داعش را فهم کرد. اصرار واشینگتن بر حفظ موجودیت این گروه، ولو در قالبی مهارشده و بازطراحیشده، نه از سر ناتوانی در نابودی آن، بلکه ناشی از کارکردهای راهبردی داعش در معادلات منطقهای است. داعشِ بازتعریفشده، ابزاری برای فشار بر دولتهای مستقل، توجیه حضور نظامی امریکا، و مهار بازیگران مخالف سیاستهای واشینگتن محسوب میشود. به همین دلیل است که امریکا عملاً سینه خود را سپر حفظ این موجودیت منحوس و تروریستی کرده و اجازه نداده پرونده داعش بهطور کامل بسته شود.
در نهایت، پیوند میان نگرانی ترامپ از نامزدی نوری المالکی، تحرکات مشکوک امریکا در پرونده زندانیان داعشی، و تلاش برای مهندسی آینده سیاسی عراق، تصویری واحد را ترسیم میکند: واشینگتن همچنان به بازی با آتش ناامنی در عراق ادامه میدهد. بازیای که در آن، داعش نه یک تهدید مهارنشده، بلکه برگی حسابشده در دست امریکا برای اعمال فشار، مداخله و بازتولید بیثباتی در یکی از حساسترین کشورهای منطقه است.