نویسنده کتاب «قندیل» در مراسم رونمایی این اثر با تأکید بر اینکه این اثر نشان میدهد آنچه به نام آزادی تبلیغ میشود، در واقع به از بین رفتن کامل آزادیهای انسانی منجر شده است جوان آنلاین: نویسنده کتاب «قندیل» در مراسم رونمایی این اثر با تأکید بر اینکه این اثر نشان میدهد آنچه به نام آزادی تبلیغ میشود، در واقع به از بین رفتن کامل آزادیهای انسانی منجر شده است، گفت: این کتاب روایت عبرتآمیز زنی است که رنجها و سختیهای زیادی متحمل شده و حدود ۱۰ سال از عمرش را در شرایط زمستانی گروهک تروریستی پژاک از دست داده است.
به گزارش «جوان»، مراسم رونمایی از کتاب «قندیل» خاطرات «بهار» عضو سابق سازمان پژاک روز گذشته در حوزه هنری برگزار شد. در ابتدای این آیین کیانوش گلزارراغب، نویسنده این اثر با اشاره به نخستین تجربههای خود در مسیر شکلگیری آثارش در حوزه کردستان افزود: عصرهای کریسکان، بردهسور و شنام اولین آثار من بود؛ آثاری که در قالب یک سهگانه، خاطرات شخصی من و دیگر رزمندگان را روایت میکرد. این کتابها روایت پسرانی است که عمرشان در دل گروهکها سپری شد، شبانه به شهادت رسیدند و هنوز پیکر بسیاری از آنها به کشور بازنگشته و خانوادههایشان همچنان در انتظار بازگشت عزیزان خود هستند.
روایت وطنپرستی کردها از عصرهای کریسکان تا قندیل
گلزار راغب ادامه داد: کتاب عصرهای کریسکان پس از انتشار با استقبال خوبی مواجه شد و خوشبختانه مورد عنایت رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و ایشان تقریظی بسیار ارزشمند بر این کتاب نوشتند. به واسطه همین اتفاق، بخشی فراموششده از تاریخ دفاع مقدس در کردستان به نمایش درآمد و در معرض دید عموم قرار گرفت.
وی با اشاره به بازخوردهای مخاطبان گفت: پیامهایی که از داخل کشور و بهویژه از خود مردم کردستان دریافت میکنم، اغلب حاوی قدردانی است. بسیاری از خوانندگان عنوان کردهاند که پیش از خواندن این آثار، نگاه بدبینانهای نسبت به کردستان داشتند، اما با مطالعه این کتابها متوجه شدند مردم کردستان تا چه اندازه پای انقلاب ایستادهاند و چه مجاهدتهایی برای حفظ حتی یک وجب از خاک کشور انجام دادهاند.
این نویسنده افزود: در واقع ما خودمان را مدیون مردم کردستان میدانیم؛ مردمی که همزمان با جنگ با رژیم صدام، در حمایت از نظام جمهوری اسلامی بیشترین شهادتها و رشادتها را به خرج دادند. این آثار باعث شد نگاه بخشی از جامعه از بدبینی به تکریم تغییر کند و حتی خود مردم کردستان نیز از اینکه گوشهای از این تاریخ روایت شدهاند، قدردانی کردند.
گلزار راغب در ادامه با اشاره به دغدغههای بعدی خود گفت: همیشه دلم میخواست فراتر از خاطرات خودمان، بتوانیم به لایههای درونی گروهکها بپردازیم. ما معمولاً گروهکها را از بیرون میبینیم؛ از پوشش رسانهای و ظواهرشان. اما بیان لایههای درونی آنها، نیازمند روایت از درون است.
وی افزود: در همین مسیر، کتاب سیطره منتشر شد که حاصل خاطرات نفوذ هفتساله آقای نادر کیانی در سازمانهای دموکرات و گروهکهای فعال در کردستان است. این کتاب توانست لایههای زیرین این احزاب را بهصورت دقیق شناسایی و به جامعه عرضه کند.
نویسنده «قندیل» ادامه داد: پس از آن، همواره به این فکر بودم که چقدر مناسب است این روایتها از زبان خود اعضای گروهکها بیان شود، چراکه وقتی ما روایت میکنیم، برخی میگویند این روایتها به نفع نظام است. اما اگر یکی از نیروهای خود آن احزاب، بیواسطه و با اشراف کامل خاطراتش را بیان کند، روایت باورپذیرتر میشود، بهویژه اگر بتواند نشانه بدهد، اسم ببرد و آدرس دقیق ارائه کند.
آشنایی با بهار سرآغاز قندیل
گلزار راغب گفت: در همین مسیر، از طریقی با خانم بهار آشنا شدیم و توانستیم خاطرات ارزشمند او را ثبت کنیم؛ خاطراتی از زمانی که در کردستان فعالیت میکرد، برای گروهکها کمک مالی جمعآوری میکرد، تبلیغ انجام میداد و نیرو جذب میکرد تا زمانی که تصمیم گرفت به گروه پژاک بپیوندد و بهعنوان نیروی مسلح، سلاح به دست بگیرد و علیه کشور بجنگد.
وی یکی از نکات مهم این خاطرات را انگیزه اولیه راوی دانست و افزود: نکتهای که برای من اهمیت داشت این بود که تصمیم اولیه او یک وجه مثبت داشت؛ او میخواست با داعش بجنگد و تصور میکرد از طریق گروه پژاک میتواند به این هدف برسد. همین نکته باعث شد بیشتر جذب این خاطرات شوم.
این نویسنده ادامه داد: خانم بهار بارها تأکید میکرد که بهدلیل رنجها و سختیهایی که متحمل شده و حدود ۱۰سال از عمرش را از دست داده، تصمیم گرفته خاطراتش را منتشر کند تا عبرتی باشد برای کسانی که در آستانه ورود به این مسیر هستند و بدانند قدم در باتلاق میگذارند.
گلزار راغب با اشاره به محدودیتهای خاطرهنگاری گفت: خاطرهنویسی محدودیتهای جدی دارد. ما موظف به حفظ امانت هستیم و باید وقایع را بهصورت تاریخی و مستند بیان کنیم. اگر وارد داستانپردازی و خیالپردازی شویم، قطعاً به سندیت خاطرات لطمه وارد میشود. به همین دلیل ناچاریم برخی ظرفیتهای روایی را کنار بگذاریم و خاطرات را بهصورت پیوسته و مستند ارائه کنیم تا مخاطب با متن همراه شود.
از بین رفتن آزادیهای انسانی
این نویسنده تصریح کرد: برخی نقدهایی که به ما وارد میشود، ناشی از این انتظار است که خاطره باید مانند رمان، سرشار از توصیف، شخصیتپردازی، تعلیق و جزئیات باشد؛ در حالی که ذات خاطره با چنین ساختاری تفاوت دارد. بسیاری از نقاط عطفی که میتوانست شاخوبرگ داستانی پیدا کند، بهدلیل همین محدودیتها ناچاراً حذف شده است.
گلزار راغب در بخش پایانی سخنان خود به وضعیت زنان در گروهکها اشاره کرد و گفت: خاطرات خانم بهار نشان میدهد شعارهایی مانند آزادی و برابری زن و مرد، در عمل به سلب ابتداییترین حقوق انسانی منجر شده است. زنان اجازه تماس با خانواده، داشتن تلفن، تلویزیون، نامه، تشکیل خانواده، ازدواج و حتی داشتن فرزند را نداشتند.
وی افزود: بانوان مجبور بودند مانند مردان سنگ جابهجا کنند و سختترین کارها را انجام دهند و در عین حال، نوعی کینه نسبت به مردان در دل آنها القا میشد. این خاطرات نشان میدهد آنچه به نام آزادی تبلیغ میشود، در واقع به از بین رفتن کامل آزادیهای انسانی منجر شده است.
فرهنگ، راهنمای عبور از بحرانها
در ادامه این برنامه حجتالاسلام سید اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات نیز اظهار کرد: فرهنگ ریشه در فطرت انسان دارد و هر جامعهای که از فرهنگی اصیل، عمیق و بالنده برخوردار باشد، مسیر رشد و کمال خود را از درون تعریف میکند؛ فرهنگ قادر است کنشهای اجتماعی، اعتراضها، سبک زندگی و حتی تفاوتهای نسلی و قومی را در قالب یک جهتگیری مشترک و هدفمند سامان دهد.
وزیر اطلاعات با اشاره به تنوع قومی، زبانی و فکری در ایران اسلامی گفت: جامعهای که از گوناگونی اقوام، گویشها و اندیشهها برخوردار است، در صورتی میتواند به انسجام پایدار برسد که اخلاق و فرهنگ مشترک در آن نهادینه شود. چنین جامعهای با تکیه بر فرهنگسازی صحیح، قادر خواهد بود وحدتی عمیق و ماندگار ایجاد و از آن محافظت کند.
خطیب نقش فعالان فرهنگی را در این مسیر تعیینکننده دانست و تصریح کرد: کسانی که با اندیشه، قلم، هنر، زبان، شعر و خلاقیت فرهنگی به تولید معنا میپردازند، در حقیقت راهبران مسیر هویت، اتحاد و انسانیتاند. خاطرات و روایتهای مستند، نقش چراغ راه را برای شناخت حقیقت ایفا میکنند و پرده از سازوکارهایی برمیدارند که با نام آزادی، به هویت انسانی آسیب میزنند.