وزیر ورزش در خلال بیست و پنجمین مجمع عمومی کمیته ملیپارالمپیک به موارد حائز اهمیت و کلیدی اشاره کرد که نشان از اشراف کامل او به مسائل و مشکلات حوزه ورزش داشت. اما همانطور که او خود نیز تأکید دارد، به لفاظی کار انجام نمیشود. به همین دلیل میخواهیم با وام گرفتن از صحبتهای شخص وزیر ورزش اشارهای داشته باشیم به سیاستهای یک بام و دوهوای مسئولان!
حق با وزیر ورزش است؛ برای هر موفقیتی نباید هورا کشید، اما سالهاست شاهد آن هستیم که مسئولان کوچکترین قدم خود را چنان در بوق و کرنا میکنند که گویی شاهکار کردهاند. حال آنکه کافیست اندکی دقیقتر بررسی کنیم تا دریابیم صرفاً کار نیمهتمام چند مدیر قبلی را به اتمام رساندند، همین و بس. بدون تردید برای هر موفقیتی نباید هورا کشید، اما سالهاست که شاهد هورا کشیدن مسئولان برای وعدههای عملی نشدهای، چون ایجاد شغل برای ورزشکاران هستیم. کشتیگیر ما شقالقمر نکرده، فنیترین بازیکن شده که دنبال زمین است، اما فلان مدیر و فلان مسئول شقالقمر کرده اگر دستی کشیده باشد بر سر و روی خوابگاهی که سالها پیش بنا شده است. همانطور که دولت اگر حمایتی داشته باشد از ورزش قهرمانی شقالقمر کرده است. حق با دنیامالی است. باید از بقیه یاد بگیریم. باید ببینیم ازبکستان چگونه در بازیهای آسیایی جوانان، مدالهای بیشتری گرفته و همانطور که وزیر ورزش باور دارد، اشتباه محض است اگر فکر کنیم این اتفاق با پول افتاده و تأثیر همت آنها (ورزشکاران) بوده است، اما بیتردید موفقیتی که ازبکستان در دوبی رقم زده، نمیتواند صرفاً تأثیر و نتیجه همت ورزشکاران باشد، بلکه نتیجه همت مدیران این کشور نیز هست که به درستی از عهده وظایف خود برآمدهاند.
صحبتهای وزیر ورزش نشان از اشراف کامل او به مسائل حوزه ورزش دارد، چراکه او همانطور که خود نیز بدان اشاره دارد، سالها به عنوان رئیس فدراسیون دستی بر آتش داشته، خوب میداند در اعزامها پسرخالهبازی میشود، اما تا به امروز گوش کدام خاطی را کشیده یا حتی توصیهای دوستانه یا غیردوستانه داشته برای عدم تکرار این داستان، وقتی خوب میداند سالهاست که بسیاری از ورزشکاران و مربیان اعزام نمیشوند که افراد نزدیک به فلان مدیر و مسئول اعزام شوند برای استفاده از بیتالمالی که حق ورزشکار است، نه اطرافیان آقایان مسئول! آنچه را که وزیر بدان اشاره دارد، اصحاب رسانه سالهاست که فریاد میزنند، اماای که دستت میرسد، کاری بکن.
حرفهای وزیر ورزش عین واقعیت است و مو لای درز آن نمیرود، اما سؤال اینجاست که چرا این نگاه را باید صرفاً به ورزشکاران داشته باشیم؟ چرا مدام میگوییم جزو معدود کشورهایی هستیم که دولت از ورزش قهرمانی حمایت میکند، اما یکمرتبه نمیگوییم فلان کشوری که به فلان موفقیت رسیده چه مدیرانی داشته یا هرگز صحبتی از برخوردهای قاطع کشورهای دیگر با مدیران ناکارآمد به میان نمیآوریم؟ چرا مدام روی همت ورزشکار مانور میدهیم و از همت مسئولی نمیگوییم که دستش باز است، اما چشمهایش بر واقعیتها بسته؟
بله، بدون شک موفقیت همت میخواهد، اما زیرساخت هم لازم دارد. همت ورزشکار جای پارویش شکسته، زمین نداشته تمرینی، تیرهای بیکیفیت، نبود مربی، نداشتن اردوی تدارکاتی، حریف تمرینی و عدم اعزام به مسابقات مهم برای کسب تجربه را نمیگیرد، اما سنگ بزرگ آقایان همیشه مقابل پای ورزشکار است.
به نظر وزیر ورزش مدال یعنی فقط طلا. او از نخستین روزی که بر مسند وزارت تکیه زد، این مسئله را به اشکال مختلف مطرح کرد، اما مدال طلا حمایت طلایی هم میخواهد آقای وزیر. نمیشود موفقیت ازبکستان را مثال زد، اما تصور کرد که تمام آن در همت ورزشکار خلاصه شده است. نمیتوانید با کنایه بگویید مرغ همسایه غاز است، اما خود چنین نگاهی به ورزشکاران داشته باشید. این خیلی خوب است که شما هیچ وقت راضی نمیشوید. این یعنی شما نگاهی ایدهآل دارید و بهترینها را میخواهید، اما آیا صرفاً باید از ورزشکار بهترین را خواست؟ خوب است یک سوزن به خود بزنیم و یک جوالدوز به دیگران آقای وزیر، آن وقت بیتردید نه فقط به ازبکستان میرسیم که خیلی راحت این کشور و موفقیتهایش را پشتسر هم خواهیم گذاشت.