شکلگیری فساد در ورزش بر مبنا و عوامل مختلفی بستگی دارد، اما بیتردید عدمنظارت، کمیت، کیفیت و عدمضمانت اجرایی قوانین، در بروز و گسترش فساد نقش قابل توجهی دارد. در واقع یکی از عوامل رشد و گسترش این پدیده شوم، عدمبرخورد و محاکمه افرادی است که دستی در این زمینه دارند و به نوعی اشاعهدهنده هستند؛ مسئلهای که میتواند به طور جدی خیال هر کسی را برای رفتن به این سمتوسو آسوده کند.
آنچه این روزها در مورد تیم ملی کبدی شنیده میشود، گویای حقیقت تلخی است؛ حقیقتی که لزوم نظارت بیشتر را یادآور میشود.
فدراسیونها و باشگاهها باید با ایجاد یک سیستم، نظارتی مشخص بر عملکرد مربیان، داوران، ورزشکاران و مدیران داشته باشند، ولی همزمان باید این نظارت از سوی نهادهای بالاتر بر عملکرد فدراسیونها و باشگاهها نیز اعمال شود تا شاهد برچیده شدن اساسی بساط فساد در ورزش کشور باشیم، اما وقتی عدهای مدعی میشوند سرمربی یکی از تیمهای ملی جهت انتخاب شاگردانش اقدام به عقد قرارداد و گرفتن درصد میکند، یعنی کار به شدت بیخ پیدا کرده است، خصوصاً مربی مذکور نیز آنچه به آن متهم میشود را امری عادی تلقی میکند، هر چند در مورد هر ادعایی باید ابتدا راستیآزمایی و سپس برخورد شود، اما وقتی قرار به برخورد نباشد، هر اتهامی نیز مطرح میشود و این نتیجه عدمنظارت و اقدامات بازدارنده جدی است. شاید اگر روزی که پرونده فساد در فوتبال توسط مجلس جمعآوری شد، برخوردی جدی با متخلفان آن صورت میگرفت، امروز شاهد گسترش اتفاقات تلخ و مشابه در کل ورزش کشور نبودیم، البته نباید از یاد برد که مقررات پیچیده، قوانین مبهم و سایر موارد مشابه، از جمله دلایل گسترش فساد در ورزش ایران است. جالب این است که حتی اثبات وجود آن نیز نمیتواند ضمانتی برای برچیده شدن بساط آن باشد و شاید به همین دلیل است که شاهد گسترش بیرویه آن هستیم، در حالی که بیتردید میتوان با تدوین قوانین و سیاستهای ورزش حرفهای یا حتی الگوبرداری از قوانین کاربردی بینالمللی که نتایج مثبتی درپی داشتهاند، گامی در راستای کاهش این مقوله شوم در ورزش حرفهای کشور برداشت، اما مهمترین مسئله این است که آیا هیچ عزمی در این راستا وجود دارد؟ پاسخ این سؤال را نگاهی به روند تشکیل پرونده فساد در فوتبال و البته نتیجه کار به خوبی میدهد؛ پروندهای قطور که بلااستفاده ماند و جمعآوری آن کوچکترین سودی به حال فوتبال نداشت که اگر داشت امروز میتوانست الگویی جامع برای مبارزه با فساد در کل ورزش کشور باشد، اما تلختر اینکه هیچ عزمی برای مبارزه با این مقوله شوم در ورزش ایران وجود ندارد و به همین دلیل مهم است که هر روز شاهد گسترش بیشتر دامنه آن در ورزش کشور هستیم.
تا همین چند سال قبل دلالها، تنها عاملان گسترش فساد در ورزش کشور بودند، اما به مرور زمان، به واسطه عدمنظارت و برخورد جدی با این مقوله، در کمال تأسف و ناباوری وظیفه خطیر دلالها را برخی مسئولان، مدیران و حتی مربیان و ورزشکاران به عده گرفتند تا دامنه فساد چنان گسترده شود که دیگر امیدی به جمع کردن بساط آن نباشد، اما بدتر اینکه بیتوجهی به تأثیر منفی این مسئله در ورزش باعث شده است امروز شاهد عادیسازی در این راستا باشیم! به طوری که در عین ناباوری شاهد آن هستیم که برخی صراحتاً میگویند خدمات میدهیم، درصد میگیریم!
فساد در هر ارگان و سازمانی میتواند رخ دهد، اما مشاهده آن در ورزش از آن جهت دردناک است که هنوز برای عموم مردم ورزش به معنای جوانمردی است و از آنجا که فساد با روح ورزش در تضاد است، مشاهده آن در این حوزه بیش از هر سازمان و ارگان دیگری دردآور است، خصوصاً اگر از جانب مسئولان و متولیانی باشد که داعیه فرهنگ و جوانمردی دارند.