از حوالی مهرماه سال گذشته بود که پدیده ناهنجار بیحجابی در خیابانهای شهرها دیده شد. این ناهنجاری در شهرهای مختلف، با درصدهای متفاوتی دیده شد و آن به علت ویژگیهای متفاوتی است که هر شهر دارد. این پدیده در شهرهای بزرگ بیشتر به چشم میخورد. مطالعات و پژوهشهای اجتماعی و حضور میدانی نشان میدهد که علت این ناهنجاری، کمترین ربط را با مسائل اقتصادی دارد و گویندگان این نظر، درکی از شرایط اجتماعی ندارند.
طی چند ماه گذشته، بهتناسب موقعیت و شرایط، مصاحبهها و نوشتههای روزنامههای اقماری و کانالهای خبری متصل به جریان سیاسی خاصی، با تبلیغات فراوان و فشار روانی عجیبی سعی بر منحرف کردن نظرات و صحبتها حول این ناهنجاری داشتند. با نگاهی دقیقتر به این تبلیغات و فشار رسانهای، متوجه خط دهی گروه کوچک ولی ایدئولوژیکی از این جریان سیاسی میشویم. بازوهای این گروه ایدئولوژیک تنها در کانالهای خبری و روزنامههای اقماریشان حضور نداشته و میتوان از صداوسیما بهعنوان خانه امن دیگر آنها یاد کرد که البته با تغییرات چند سال اخیر، قدرت این قوای متصل ایدئولوژیک مسموم، در حال کم شدن است؛ هجمههای ناروا و پستی را که گاه به علت عدم اجازه دادن به مجریان این گروه به صداوسیما وارد میشود، میتوان نشئت گرفته از عدم توفیق آنها دانست و میتوان اذعان داشت که با بیاخلاقی، سعی بر ادامه استعمار خود بر صداوسیما دارند.
نگاهی به تاریخ شکلگیری این طیف خاص از این جریان سیاسی، تمامیتخواهی این عده را نشان میدهد. حذف رقیبان درونحزبی به انواع و اقسام معقول و غیرمعقول که به واسطه آن، رهبری فکری و ایدئولوژیک این جریان سیاسی را به دست آوردند، حاکی از خطرناکبودن آنها دارد. در صحبتهای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله) نیز میتوان هشدارهای نفوذ این تفکر مسموم را مشاهده کرد.
با توضیحات بالا و مشاهده روندهایی که طی شدهاست، میتوان دریافت که مسئله بیحجابی، عمیقاً برخاسته از بازیهای سیاسی و قدرتطلبان جریان خاص سیاسی مدنظر است؛ مسئلهای که در نگاه اول با شاخ و برگهای آن روبهرو میشویم و عاملان این ناهنجاری، اکثراً از طبقه ناصواب ساختهشده توسط این جریان سیاسی در سالهای تصدیگری دولت و مجلس هستند.
از سوی دیگر، همسویی بازیهای سیاسی و قدرتطلبان این جریان سیاسی با پروژههای سازمانهای جاسوسی کشورهای استعمارگر دنیا، حاکی از توافق پنهان خواسته یا ناخواسته آنها با یکدیگر است و پروژههای فرهنگی را میتوان از کار مشترکهای این توافق شوم دانست.
نگاهی دقیق به تولیدات رسانهای – فرهنگی در سطح دنیا، نشاندهنده محتوای ناپاک و مسموم آنها است و روندهای طیشده در تولیدات صداوسیما، اشاعه مویرگی این محتواهای ناپاک و مسموم را نشان میدهد. نکته حائز اهمیت اینجا است که در زمان سیطره کامل این جریان فکری، سرعت این اضمحلال بیشتر شدهاست. اثر این محتواهای رسانهای – فرهنگی بر مخاطب خود، زایل شدن ویژگیهای فطری نظیر غیرت و حیا است. بررسی سیر زایلشدن این ویژگیهای فطری در دنیا نشان میدهد که فروپاشی خانوادهها و افزایش آمار جنایات اجتماعی، از موالید ناپاکی هستند که برخی کشورها بهتازگی متوجه روابط علت و معلولی آن شدهاند. نکته مهم اینجا است که تنها حضور افراد مسموم نیست که تولیدات رسانهای را تحتالشعاع قرار میدهد و باقی ماندن این تفکر و مسلک، اثر بیشتری در آن دارد.
میتوان ناهنجاری بیحجابی را از اثرات میانمدت این محتواها دانست و زایل شدن حیا میان زنان و دختران و رواج بیغیرتی میان مردان را از علتهای این ناهنجاری نام برد. نکته جالب، مذموم شمرده شدن غیرت مردان و حیای زنان و دختران در عرف تولیدات محتوای سالهای اخیر است، به گونهای که رسانههای رسمی نظیر روزنامههای اقماری و کانالهای خبری به صورت غیرمستقیم و رسانههای جمعی و تولیدات غیررسمی بهصورت علنی، این دو ویژگی فطری نگهدارنده جامعه انسانی را ناپسند دانسته و وضع را به اینجا رساندهاند.
با اهتمام به این نکات باید چارهای اندیشید و این سیر اندیشیدن تنها نباید در رده مسئولان فرهنگی و اجتماعی باقی بماند، زیرا اجتماعیبودن موضوعات اجتماعی و فرهنگی بر همگان مسلم است. از نگاه اندیشگران، پویایی جامعه به درگیری تکتک افراد جامعه با مسائل آن جامعه مربوط میشود و قوت و ضعف این درگیری، به فراخور موضوع و شرایط است. اهمیت تصمیمهای مسئولان حوزه فرهنگی و اجتماعی بر هیچکس پوشیده نیست، ولی نقش عموم جامعه به عنوان گردانندگان اصلی جامعه، نباید نادیده گرفته شود. در بحث مقابله با ناهنجاری بیحجابی، هستههای مردمی اهمیت فوقالعادهای دارند و تقویت و ایجاد این جمعها برای تسهیل اجرای قوانین و مقررات لازم است. این هستهها لزوماً به معنای جمع بودن تعداد کثیری از افراد و برنامهای هماهنگ انجام دادن نیست و هر شخص به مثابه یک هسته مردمی، قابلیت و تأثیر دارد.
نقش امر به معروف و نهی از منکر عموم مردم در مسائل اجتماعی – فرهنگی، بسیار حائز اهمیت است و حمایت از ناهیان از منکر از وظایف حاکمیت اسلامی است. بدیهی است که وظیفه مردم نیز اهتمام به نقشآفرینی خود در بحث امر به معروف و نهی از منکر است و بیتوجهی به این وظیفه، نتیجه مطلوبی را در پی ندارد؛ همانگونه که در تاریخ معاصر نیز نتایج این بیتوجهیها و سستیهای اجتماعی به چشم میخورد و درس گرفتن از آنها و عمل کردن به دانستهها، باعث عدم تکرار مجدد حوادث تلخ بعد از این بیتوجهیها و سستیها خواهد شد.