کد خبر: 1181584
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۴۰۲ - ۰۱:۰۰

یکی از مسائلی که اکثر خانواده‌ها در رابطه با کودکان خود با آن مواجه هستند، چگونگی تشویق کردن کودکان به کار‌های خوب و پسندیده است؛ اینکه والدین در زمان انجام یک کار پسندیده از جانب کودک‌شان چه رفتاری از خود نشان دهند که انگیزه وی برای انجام دوباره را در پی داشته باشد. برخی خانواده‌ها برای تشویق فرزند خود به کار خوب به وی هدیه‌ای شامل پول یا اسباب‌بازی یا حتی یک شکلات یا آبنبات می‌دهند.
اما سؤال این است که آیا در این زمینه تشویق تا چه میزان می‌تواند مؤثر باشد. خانواده‌هایی هم هستند که برای برحذر داشتن کودکان خود از انجام کار‌های بد یا شیطنت به آن‌ها هدیه می‌دهند؛ ترسی که در این مورد وجود دارد این است که کودک نسبت به دریافت جایزه بعد از هر کار خوب یا دوری از هر کار بد منتظر دریافت هدیه و جایزه بماند و به نوعی یک رفتار شرطی در او به وجود آید.
با وجودی که یکی از بهترین راه‌ها برای تشویق کودک به رفتار‌های خوب، استفاده از سیستم جایزه دادن است، اما باید توجه داشت این روش در کودکان دو سال به بالا بیشتر نتیجه می‌دهد، البته والدین باید راجع به رفتار خوب و خوشایند و برعکس رفتار ناخوشایند برای کودک توضیح دهند و در مورد جایزه‌اش نیز به او بگویید، البته باید توجه داشت هیچ قانون کلی برای کودک خوب بودن وجود ندارد، اما برای آنکه یک کودک سالم و شاد را تربیت کنید، لازم است عشق و علاقه خود را به او نشان دهید. به حرف‌های کودک‌تان گوش دهید. به او احساس امنیت بدهید. او را تشویق کنید. رفتار‌های نامناسب او را مورد انتقاد قرار دهید، نه خود او را.
صبور و شکیبا باشید. برای کودک‌تان وقت کافی بگذارید. کودکان وقتی به تکرار یک رفتار و ادامه آن تمایل نشان می‌دهند که به خاطر آن پاداش و مورد توجه قرار بگیرند. همچنین زمانی یک رفتار را ترک می‌کنند که آن رفتار رد می‌شود. تداوم و ثبات واکنش‌های شما برابر یک رفتار بسیار مهم است، زیرا باعث می‌شود کودک بداند چه زمان مورد نکوهش قرار می‌گیرد و چه زمان تشویق می‌شود و به این ترتیب گیج نمی‌شود. بی‌گمان بهترین روش تربیت که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و همه نیاز‌های روحی و روانی اوست، راه وحی است و قرآن کریم آیین خود را بهترین آیین تربیت برای کل بشر معرفی کرده است.
کتاب «نقش مادر در تربیت فرزندان» نوشته فریبا صداقت‌فر و آریا عزیزی، آداب و مسائل تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان را از جنبه مذهبی و بر اساس آیات و روایات بررسی می‌کند.
در بخشی از کتاب نقش مادر در تربیت فرزندان می‌خوانیم:
اگر نوجوانی نتواند به والدین خود اعتماد بکند، به طور طبیعی از حوزه اثرپذیری و تربیت آن‌ها خارج می‌شود. فرزندان به سان درختانی هستند که در آب و خاک خانه رشد می‌کنند و معمولاً متناسب با همان آب و خاک میوه می‌دهند. پدر و مادر دلسوز به منظور تربیت صحیح فرزندان خود باید کنترل اعمال، حالات و عواطف خود را جدی بگیرند و خویشتن را بی‌قید، آزاد، بی‌تعهد و بی‌مسئولیت احساس نکنند. اگر لازم باشد که آن‌ها در این راه محرومیتی را بپذیرند، باید چنین کنند. مثلاً از رفتن به برخی میهمانی‌ها که اثرات نامطلوب بر فرزندان دارد بپرهیزند، جلوی خشم خود را بگیرند، در ارتباط با همسر خود با گذشت و سازشی بیشتر رفتار کنند تا در حد ممکن از بروز اختلاف و درگیری جلوگیری کنند.
متأسفانه عده زیادی از پدران و مادران این مسئولیت را در خود احساس نمی‌کنند و کمترین توجهی به آن ندارند، به این ترتیب بسیار اتفاق می‌افتد که در حضور فرزندان خود مشاجره می‌کنند و گاه ممکن است کار را به جا‌های باریک‌تر نیز بکشانند. آن‌ها به این وسیله، نوجوان حساس و کم‌طاقت خود را مضطرب می‌سازند و درس ناسازگاری و خشونت را در عمل به آن‌ها می‌آموزند.
برخی دیگر حریم اخلاق و ادب به ویژه عفت‌کلام را به درستی رعایت نمی‌کنند و از استعمال کلمات نامناسب و احیاناً زشت و رکیک باکی ندارند. به کار بردن اینگونه کلمات سبب می‌شود فرزندان از همان دوران کودکی حریم ادب را جدی نگیرند. رواج بددهنی و فحاشی در برخی کودکان و نوجوانان بیش از همه ناشی از همین علت است. در برخی خانواده‌ها حریم حرمت پدربزرگ و مادربزرگ محفوظ نیست. در چنین خانواده‌هایی احترام به پدر و مادر را فرزندان در عمل از پدر و مادر خویش فرا می‌گیرند و وقتی به سن رشد برسند، رفتاری مشابه پدر و مادرخود خواهند داشت، زیرا در عمل قداست پدر و مادر در نظر آن‌ها شکسته است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار