بزرگنمایی از هوش مصنوعی از طریق انحراف اخبار موضوعی است که در چند ماه اخیر از گوشه و کنار به گوش میرسد؛ اینکه جریانی ترجیح میدهد حتی اعتراضات نویسندگان و بازیگران هالیوودی را که مبتنی بر بیعدالتی در دستمزدها شکل گرفته با کلیدواژه اعتراض به هوش مصنوعی رسانهای کند. نظرات بهروز افخمی درباره این موضوع نشان میدهد که شاخکهای غیررسانهای تحلیلهایی فراتر از نگاههای رسمی به هوش مصنوعی دارد. وقتی هیاهوی هوش مصنوعی از چند ماه پیش در رسانههای جریان اصلی جهان کار خود را آغاز کرد دیدگاهها درباره این پدیده بیشتر از آنکه سمت و سوی علمی داشته باشد، حال و هوای پروپاگاندا داشت. این را آن دسته از ناظرانی که معمولاً سعی میکنند خیلی راحت تن به فضاسازیهای رسانهای غالب ندهند از همان ابتدا گوشزد میکردند. البته داستان هوش مصنوعی را هالیوود از چند دهه پیش با تولید فیلمهایی که در آنها ماشینها و آدم آهنیها شخصیتهای اصلی بودند، راهی افکار عمومی مردم جهان کرده بود. در مقابل فیلمهای ضدجریانی مثل ماتریکس هم ساخته میشد که به خوابهای پریشانی میپرداخت که نظام سلطه برای انسان عصر جدید دیده بود. اگر برجسته کردن موضوع هوش مصنوعی در هالیوود از سوی یک جریان هدایت و اجرا میشد اتفاقاً فیلمهای ضد این جریان هم از دل همان سینمای امریکا بیرون میآمد. حالا، اما کار به جایی رسیده که ماجرای ماشینها و آدمها قرار است شکل و شمایل تازهای پیدا کند. اینکه این موضوع چقدر مبتنی بر حقایق علمی است و تا چه اندازه براساس ضرورت جریانهای فکری پشت پرده بروز و ظهور مییابد نیاز به کنکاشهای بیشتری دارد و این تنها زمانی میسر خواهد بود که صداهای متفاوت دیگری هم بتوانند در میان هیاهوهای غالب به گوش برسند.
بهروز افخمی در نشست نقد و بررسی مستند «روح پیتر سلرز» به کارگردانی پیتر مداک که در سومین روز از رویداد «سینما پرتره» انجام شد به عنوان اولین سینماگر ایرانی نظرات متفاوتی درباره ماجرای هوش مصنوعی ابراز کرده است. او میگوید: «این فیلم (روح پیتر سلرز) به ما نشان میدهد سروصدایی که درباره هوش مصنوعی به راه افتاده که میتواند فیلمنامه بنویسد، غلط است و به خوبی در این فیلم شاهد هستیم که این جنجالها بینتیجه است. وقتی هوش طبیعی انسان به همین سادگی خرابکاری میکند پس هوش مصنوعی میتواند اتفاقات فاجعهباری را رقم بزند.»
خلاقیت اسیر شدنی نیست
به گفته افخمی در نهایت چیزی که برای فیلمسازان جوان باید مهم باشد، این است حرفهایی که درباره هوش مصنوعی میزنند فقط به درد ایلان ماسک میخورد که جلبنظر کند، وگرنه این فیلم نشان میدهد سناریو به هوش مصنوعی بدهید، چه افتضاحی میشود.
کارگردان فیلم «شوکران» با تأکید بر اینکه هوش مصنوعی باعث ایجاد پارادوکسی در زندگی انسانها شده است، میگوید: «به حکم سرمایهداری و هوش مصنوعی که نظام فعلی آن را ساخته است، تصور میشود که تمام فعالیتها به وسیله ماشین قابل انجام است و ارزانتر به نتیجه میرسد و چرخه تولید نیز با حضور هوش مصنوعی تغییر کرده است و این تصور به وجود آمده که با هوش مصنوعی دیگر نیازی به انسان و خلاقیتش نیست، در حالی که کاملاً اشتباه است، زیرا تنها چیزی که در این میان باعث پیشرفت و تنوع میشود، خلاقیت است و خلاقیت هم اسیر شدنی نیست.»
اشاره بهروز افخمی در به کارگیری این عبارت که خلاقیت اسیر شدنی نیست در واقع کنه و مغز اصلی حرفهای این فیلمساز را تشکیل میدهد. ماشینیسم میتواند تا حدی انسان مدرن را در چنبره اقتضائات خود قرار دهد، اما نمیتواند سرنوشت انسان را در دست بگیرد. خلاقیت در واقع واژهای است که کنکاش پیرامون چیستی آن به ما در فهم این موضوع کمک میکند.