مدرسه براساس انسان شناسی و دیدگاه حضرت امامخمینی (ره) چگونه است؟
حضرت امامخمینی انسان را دارای مراتب وجودی میدیدند، مراتب وجودی نفس، قلب، عقل و روح که همگی اساس و بنیاد آن از روایات و در رأس آن از آیات قرآن کریم استفاده شدهاست. در بین این مراتب آن مرتبهای که در قرآن بیش از همه در مورد آن صحبت شده و توضیح دادهشده مرتبه قلب است، بنابراین حضرت امام روی این مرتبه تأکید ویژه دارند و ویژگیهای قلب و حجابهای آن را بازنمایی میکنند، توضیح میدهند، تبیین میکنند و رشد انسان را براساس رشد قلب مورد توجه دارند. چون اینجا جایگاه ایمان است و هر چقدر که ایمان انسان افزایش پیدا کند قلب تطهیرشده و انسان رشد کردهاست. به قول حضرت امام قلب لطیفهای متوسط بین عالم ملک و ملکوت است. قلب از انقلاب میآید از این جهت که یا رو به سوی دنیا میکند یا به سمت ملکوت عالم باز میگردد و رو به سوی آخرت میکند و رو به هر سویی که بازگرداند، تمام وجود انسان به تدریج آن عالمی میشود.
پس قلب عصاره وجود انسان است و نماینده همه مراتب دیگر در انسانشناسی حضرت امامخمینی بودهاست. قلب همان وجه نفس و چهره جان انسان است که اقبال و ادبار میکند و در قرآن داریم که «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» و در این آیه گفتهشده که اقامه وجه کن به سوی دین و این وجه نفس همان قلب انسان است که اگر رو به سوی دین کند که دین همان فطرت اوست، میتواند خودش را دینمدار و آخرتمحور کند و به سمت خدای متعال تقرب پیدا کند. این قلب مبدأ و سازوکار شکلگیری شخصیت انسان است، اگر ما قلب را خوب بشناسیم تربیت انسان را به خوبی میشناسیم، بنابراین تربیت را اینگونه ترجمه میکنیم که تربیت فرآیند رهبری توجهات انسان است، توجهات یعنی اینکه انسان با دل خود به سوی یک حقیقتی رو کند، کار معلم و مربی این است که این توجهات را راهبری کند. میتوان گفت این وجه مشترکی است که حتی مکاتب دیگر مانند مکاتب غربی هم آن را میتوانند بپذیرند، هر چند عنوان قلب را ندارند.
براساس این مبانی، مسئله اصلی ما در مدرسه را چه میدانید؟
مسئله اصلی ما در مدرسه این است که این مدرسهای که الان با آن مواجه هستیم، آموزش را مأموریت خود قرار داده و نه پرورش و تربیت را که این مسئله خیلی مهمی است. مأموریت مدرسه ما مأموریت غلطی شکل گرفتهاست. ما وزارت آموزش و پرورش داریم، ولی در مدرسه خبری از پرورش نیست. شواهد مختلفی در این خصوص وجود دارد که یک مورد از آنها این است که در مدرسه ارزشیابی برای مسائل پرورشی وجود ندارد، همانطور که مدرسه ما طرح آموزشی و برنامه درسی دارد، اما طرح جامع پرورشی ندارند، مأموریت مدرسه هم مأموریت آموزشی و نه پرورشی و تربیتی است؛ بنابراین میبینیم که ارزشیابی برای تربیت وجود ندارد، در نهایت یک نمره انضباط است که خیلی روتین است و برای نظم و ادب دانشآموز به شکل خیلی کلی دادهمی شود؛ یعنی همان دقتهایی که در آموزش داریم باید ۱۰ برابر در پرورش داشته باشیم که نداریم و همه را در یک نمره تجمیع کردهایم. اینکه یک چیزی ارزشیابی ندارد، یعنی اینکه اهمیت ندارد و یعنی اینکه جزو برنامه رسمی و مأموریت رسمی نیست. اصطلاحاً مستحبی است، اگر باشد که باشد و اگر نبود فوق برنامه است و برنامه نیست.
این مسئله نکته اساسی است که براساس نظریه حضرت امامخمینی (ره) حتی اگر بخواهیم آموزش بدهیم باید توجه دانشآموز را جلب کنیم و دانشآموز باید به معلم دل بدهد و علاقهمند به درس باشد تا کامل توجه کند و کامل با تمام وجود در سرکلاس حاضر باشد. کمال خودش را در یادگیری آن علم بداند و برای او مسئله باشد ولی چنین چیزی نیست، بنابراین اگر که ما تربیت را برای مدرسه مأموریت ندیدیم حتی در آموزش هم ناموفق هستیم، چراکه آموزش هم منوط به این است که تربیتی و تربیتمحور باشد.
پس مدرسه ما مبتنی بر نظر حضرت امامخمینی (ره) این آسیب اصلی را دارد که مأموریت آن در عمل اشتباه فرض شدهاست نه در برنامه، چون در برنامه اسم تربیت را میآورند، اما در عمل ما مأموریت را آموزش میبینیم در حالی که مأموریت باید تربیت باشد و تربیت نیز یک آدابی دارد و اینها را اصلاً وارد نمیشویم، چون چنین مأموریتی را در نظر نگرفتهایم.
اگر ما تربیت را اساس وجود مدرسه و مأموریت اساسی مدرسه میگرفتیم و آموزش را ذیل مدرسه تعریف میکردیم، چه اتفاقی میافتاد؟
در چنین شرایطی آموزشهای ما تربیتمحور خواهد شد، برنامه درسی و عناصر برنامه درسی ما تربیتمحور خواهد شد. جایگاه معلم و مربی ما و نسبت او با دانشآموز تربیتمحور خواهد شد.
به شکلی جزئی طراحی مدرسه براساس دیدگاه حضرت امامخمینی (ره) چگونه است؟
به شکل کامل که نه ولی چند مورد در این خصوص را اگر بخواهیم اشاره کنیم؛ ابتدا باید بگویم اگر تربیت را به معنای راهبری توجهات بدانیم و این راهبری توجهات مأموریت مدرسه است، پس کدام عنصر در مدرسه وجود دارد که میتواند این راهبری توجهات را انجام دهد؟ تجهیزات آموزشی، برنامه درسی، محتوای کتاب یا معلم و مربی کدامیک است؟ مشخص است که آن عنصری که در کنار تمام عناصر میتواند راهبری توجهات را انجام دهد و در واقع تربیت را رقم بزند معلم و مربی است و اتفاقاً معلم و مربی است که تمام عناصر را بسیج میکند برای اینکه بهتر این راهبری توجهات و تربیت رقم بخورد، یعنی محتوا را زنده میکند، یعنی شما اگر یک محتوا را بسیار خوبی را یک معلم ضعیف بدهید آن را خراب میکند، اما اگر محتوای ضعیف را به یک معلم درجه یک بدهید آن محتوا را زنده و به بهترین نحو به دانشآموز منتقل میکند و دانشآموز از آن محتوا استفاده خواهد کرد. یا خود معلم تولید محتوا میکند یا بخشهای مهم آن محتوا را گزیده میکند.
ما مدارس مختلفی را تجربهنگاری کرده ایم و هیچ مدرسهای را ندیده ایم که بدون حضور معلم و مربی مهذب، کارآزموده و کارآمد خروجیها و دانشآموزان تربیت یافتهای داشتهباشند، مدارسی که تجهیزات آموزشی، بودجههای عالی، فضاهای آموزشی، کتابهای کمک درسی داشتند، اما نتوانسته بودند تربیت را آنطور که باید و شاید رقم بزنند مگر اینکه معلم خوبی داشته باشد. یک معلم قوی و درجه یک در کپر، بدون کتاب درسی با همه ضعفهایی که وجود دارد در فضای آموزشی میتواند دانشآموز خود را تربیت کند. پس رکن راهبری توجهات معلم است و مدرسه مورد نظر حضرت امامخمینی (ره) براساس دلالت مبانی نظری و دیدگاههای تربیتیشان این است که مدرسه باید تربیت بنیان و معلممحور باشد. معلم باید همهکاره مدرسه باشد و اختیارات داشتهباشد تا بتواند آن تربیتی را که در شش بخش سند تحول آمدهاست، برای دانشآموزان رقم بزند.
پس یکی از عناصر برنامه درسی را عرض کردیم که جایگاه مربی باید جایگاه محوری باشد، البته این محور بودن معلم در برابر محوربودن دانشآموز نیست، در برابر محور بودن کتاب درسی و در برابر محور بودن برنامه است. ما میگوییم باید مدرسه معلممحور باشد.
در روشهای تدریس کدام روش بیش از همه مورد تأیید حضرت امامخمینی (ره) است؟
هر چند که عرض کردم حضرت امام تصریحاتی در این خصوص ندارند ولی براساس استنباط میتوان گفت مبتنی بر نظر حضرت امام (ره) آن روش تدریسی مطلوب است که بتواند راهبری توجهات کند. حالا روشی راهبری توجهات میکند که مسئلهمحور باشد نه اینکه موضوعمحور باشد. مسئلهمحور و سؤال دادن به دانشآموز که دانشآموز خودش تلاش کند و پاسخ سؤال را پیدا کند، بهتر میتواند توجهات دانشآموز را جلب کند. قطعاً ذکر فواید و کاربردهای درس و محتوا میتواند توجه دانشآموز را جلب کند و دانشآموز متوجه شود که این مورد نیاز است و بهدرد من میخورد. تمام حرکتهای انسان در طول زندگی براساس نیاز خود است. مورد دیگری که ما میتوانیم اینجا اشاره کنیم، بحث کنفرانس است، کنفرانس و ارائه دانشآموز یک روش است و کلاً هر روشی که مشارکت دانشآموز و فعالیت و فاعلیت دانشآموز در آن زیاد باشد، روش تربیتی است، چون راهبری توجهات میکند و مورد تأیید مبانی حضرت هم است.
در مورد ارزشیابی چه چیزی مورد مبانی نظرات حضرت امامخمینی (ره) است؟
در ارزشیابی آن چیزی که مورد تأیید مبانی تربیتی حضرت امام است، اینکه در ارزشیابی باید کرامت یادگیرنده حفظ شود، ارزشیابی در نگاه حضرت امام اینگونه است که باید به نوعی باشد که دانشآموز خودش وضعیت خودش را بشناسد، ارزشیابی اصولاً برای این نیست که معلم وضعیت دانشآموز را بشناسد هر چند این هم هست، اما اصل هدف ارزشیابی این است که دانشآموز خودش را و نقاط ضعف و قدرت خود را بشناسد. به این دلیل که معرفت نفس در مبانی نظری حضرت امامخمینی (ره) بسیار مهم است و هیچ کاری مربی در مدرسه ندارد، جز اینکه به دانشآموز کمک کند تا بتواند به خودشناسی، خودیابی و خودپالایی برسد.
محورهای دیگری که در مورد ارزشیابی میتوان به شکل مختصر گفت اینکه ارزشیابی باید به شکل جمعی باشد، نه فقط فردی چراکه ما در مبانی حضرت امامخمینی (ره) این را داریم که در عین اینکه فرد اصالت دارد، اجتماع نیز اصالت دارد، لذا باید به دانشآموز یاد بدهیم مضار و منافع تو با همکلاسیها و همسایههای تو، با شهروندان دیگر آن جامعه درگیر است، این را با ارزشیابی جمعی میتوانیم آموزش دهیم و ارزشیابی جمعی یعنی ما یک معدلی برای کلاس یا یک گروه در نظر بگیریم و همه در آن معدل سهیم باشند.
براساس این دیدگاه فضای تربیتی باید چگونه باشد؟
آن چیزی که بسیار در نگاه حضرت امامخمینی (ره) اهمیت دارد، بحث فضای تربیتی است، به این دلیل اینکه فضای تربیتی بسیار در جهتدهی توجهات و راهبری آن مؤثر است. مؤلفههایی که جمع میشوند و فضای تربیتی را میسازند، از این جمله است که مثلاً مدرسه ما شعار داشته باشد و شعار آن این باشد که تو هر آن چیزی را که برای پیشرفت نیاز داری در درون توست، این شعار در جاهای مختلف توضیح داده و بازنمایی شود. یا اینکه روابط معلمان با همدیگر و روابط بین معلم و مدیر و کلاً نظام روابط مدرسه فضا میسازد، آداب جمعی که در مدرسه میشود، ابداع و اجرا شود اینها فضا میسازد، معماری خاصی که در مدرسه میشود، اجرا شود، اینکه مثلاً دانشآموز وقتی وارد مدرسه میشود، از یک دالانی عبور کند، آن دالان با تنظیم نور و سکوتی که در آن است به یک بازگشت به درون برسد، یک لحظه از آن کثرت بیرونی خارج شود و بعد وارد مدرسه شود، به فضاسازی کمک میکند، این مدل معماری است که میتواند در فضاسازی کمککننده باشد.
همه اینها مواردی است که از منظر مبانی نظری که حضرت امام خمینی (ره) دارند در انسان شناسی تربیتی و در نظریه تربیتی ما میتوانیم دلالتها و امتدادهای آن را با طراحی یک مدرسه تراز استخراج کنیم و مدرسهای داشته باشیم که مورد نظر حضرت امام (ره) است.