نشریه دیپلمات در گزارشی به این نکته اشاره میکند که به رغم وجود برخی اختلافات میان ایران و کشورهای منطقه آسیایمیانه در گذشته، دو طرف اکنون در امر توسعه روابط به ویژه در حوزههای امنیتی و اقتصادی، به شدت فعال هستند و زمانی را برای هدر دادن ندارند. به گزارش جهاننیوز، همزمان با آغاز به کار دولت سیزدهم، بسیاری از ناظران و تحلیلگران انتظار داشتند این دولت با توجه به نوعِ جهانبینی و رویکردهای متفاوت خود و همچنین شرایط خاص کشور در عرصه بینالمللی، رویههای جدیدی را در چارچوب سیاست خارجی ایران تعریف کند و به نمایش بگذارد. در این رابطه، به طور خاص این نکته مورد تأکید قرار میگرفت که سیاست خارجی دولت «سیدابراهیم رئیسی» به دنبال کشف ظرفیتهای مغفول ایران در حوزه روابط با جهان خارج است.
در این راستا، یکی از حوزههایی که به طور ویژه از سوی دستگاه سیاست خارجی کشورمان در دولت سیزدهم مورد توجه قرار گرفته، منطقه آسیایمیانه است؛ منطقهای که سالهاست ایران با آن روابط چندانی نداشته و عملاً در بهرهبرداری و استفاده از ظرفیتهای این منطقه راهبردی، منفعل عمل کرده است، با این حال، وقوع تحولاتی نظیر آغاز جنگ اوکراین و همچنین تشدید تنشها میان چین و قدرتهای غربی و البته حاکم شدن دیدگاهی نو در قالب دستگاه دیپلماسی کشورمان، همه و همه دست به هم دادهاند تا آسیایمیانه از جایگاهی ویژه در منظومه سیاست خارجی ایران برخوردار شود.
به طور کلی اینطور به نظر میرسد که ایران به سه دلیل عمده و محوری، توسعه روابط با کشورهای منطقه آسیایمیانه را در دستور کار قرار داده و برای آن اولویت قائل است؛ رویکردی که البته حساسیتهای گسترده کشورهای غربی و متحدان منطقهای آنها علیه این سوگیری جدید سیاست خارجی ایران را نیز به همراه داشته است.
یک: ایران و کنشگری به مثابه کریدور تجاری جدید اتصال شرق به غرب جهان
منطقه آسیای میانه یکی از مناطق کلیدی در اتصال چین به اروپاست، با این حال وقوع جنگ اوکراین تا حد زیادی این مسیر راهبردی و ژئوپلتیکی را کماثر و حتی مسدود ساخته است، از این رو ایران با نگاهی عملگرایانه میتواند این انسداد ژئوپلتیکی و تجاری را مخاطب قرار دهد و مسیر تجاری جایگزینی را برای اتصال قدرتهای شرقی و کشورهای دیگر در آسیای میانه و شرق جهان به غرب ارائه کند؛ مسئلهای که نه تنها وزن راهبردی ایران را در چارچوب معادلات بینالمللی افزایش خواهد داد بلکه درآمد ترانزیتی قابل توجهی را نیز نصیب ایران خواهد کرد که این دو موضوع میتوانند حامل مزایا و منافع قابل توجهی برای کشورمان باشند، البته تحقق این ایده میتواند تا حد زیادی مناسبات اقتصادی ایران با کشورهای منطقه آسیایمیانه را نیز تقویت کند و فرایند ادغام اقتصادی کشورمان با آنها را تسریع بخشد.
در این رابطه نباید فراموش کرد که ایران میتواند استفاده قابل توجهی را از مزایای عضویت در «اتحادیه اقتصادی اوراسیایی» نیز ببرد و از این طریق تا حد زیادی تحریمهای گسترده غرب علیه خود را دور بزند و بیاثر سازد.
پایگاه خبری «میدل ایست مانتیور» در گزارشی به طور خاص به این نکته اشاره میکند که دولت سیدابراهیم رئیسی از انگیزههای زیادی جهت توسعه روابط با منطقه آسیایمیانه برخورد ار است، با این حال فراهم ساختن زمینههای جدید برای دور زدن تحریمها و تحمیل انزوای بینالمللی علیه ایران و به ویژه اراده ایران جهت معرفی خود به عنوان یک مسیر تجاری جایگزین به چین، روسیه و کشورهای آسیایمیانه در پی انسداد ژئوپلتیکی ایجادشده ناشی از جنگ اوکراین، از جمله مهمترین محرکهای ایران در حوزه مذکور هستند.
۲: ایران و توسعه همکاریهای امنیتی با آسیایمیانه و قدرتهای شرقی
یکی دیگر از مؤلفههایی که ایران را به سمت توسعه روابط با منطقه آسیایمیانه سوق داده، ضرورت وجود همکاریهای امنیتی با کشورهای این منطقه جهت خنثیسازی طرح و نقشههای مختلف کشورهای غربی است. در این راستا شاهدیم که به طور خاص تشکیلات ناتو تلاشهای زیادی را انجام میدهد تا از طریق ایجاد دالان غیرقانونی «تورانی» در خاک ارمنستان و متصلسازی آن به جمهوریآذربایجان، زمینه اتصال خود (از مبدأترکیه) به منطقه آسیایمرکزی را فراهم سازد؛ ایدهای که امریکا، انگلستان و البته رژیمصهیونیستی نیز قویاً از آن حمایت میکنند.
در این راستا، اگر بنا باشد این ایده محقق شود، عملاً به معنای نشان دادن چراغ سبز به محور قدرتهای غربی و متحدان آنها جهت نفوذ به آسیایمیانه یعنی همان منطقهای است که حوزه پیرامونی حساس روسیه، چین و ایران به حساب میآید. این در حالی است که همکاریهای تنگاتنگ ایران با پکن و مسکو و همچنین کشورهای آسیایمیانه جهت خنثیسازی این طرح، نه تنها تلاشهای قدرتهای غربی جهت تحمیل انزوا به ایران را ناکام میگذارد، بلکه از ایجاد تهدیدات امنیتی جدید علیه کشورمان نیز جلوگیری میکند، البته عضویت اخیر ایران در سازمان همکاری شانگهای که انتظار میرود در سال ۲۰۲۳ جنبه اجرایی و عملیاتی نیز به خود بگیرد، جلوهای عینی از ادغام ایران در سازوکارهای امنیتی کشورهای منطقه آسیایمرکزی و کنشگران محوری نظری چین و روسیه را به نمایش میگذارد که این مسئله در نوع خود حامل پیامهای منفی و مخربی برای قدرتها و دولتهای غربی است.
نشریه دیپلمات در گزارشی به این نکته اشاره میکند که به رغم وجود برخی اختلافات میان ایران و کشورهای منطقه آسیایمیانه در گذشته، دو طرف اکنون در امر توسعه روابط به ویژه در حوزههای امنیتی و اقتصادی به شدت فعال هستند و زمانی برای هدر دادن ندارند.
۳: هراس غرب از کشف حوزههای جدید در عرصه سیاست خارجی ایران
در نهایت باید گفت که اقبال ایران به توسعه روابط خود با کشورهای منطقه آسیایمیانه در سطوح مختلف تا حد زیادی برنامهریزیها و سرمایهگذاریهای گسترده کشورهای غربی و متحدان منطقهای آنها جهت محدودسازی روابط خارجی ایران را بیاثر و خنثی میکند و موجب میشود تا عرصهها و فرصتهای جدیدی پیش روی سیاست خارجی ایران قرار گیرند.
در واقع، غرب همواره در تلاش بوده است به نوعی ایران را در مدار ارتباط با خود حفظ کند و از اتخاذ جهتگیریهای جدید و غیرمطلوب (از نگاه غرب) از سوی آن جلوگیری کند، از این رو توسعه روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی، از نگاه غرب نوعی تلاش ایران جهت تغییر مدار ایران است که شاید دهها سال و از دوران قبل از انقلاب بر کشور حاکم بوده، تلقی میشود و مدتهاست این مسئله زنگ خطر را در پایتختهای غربی به صدا درآورده است، از این رو شاهدیم که هجمهها و حملات مختلفی علیه ماهیت و چشمانداز توسعه روابط ایران با کشورهای منطقه آسیای میانه مطرح میشود.