حاج قاسم سلیمانی فقط قهرمان مردم ایران نبود و نیست بلکه نامش از جغرافیای ایران زمین فراتر رفته و قهرمان بسیاری از ملتها بهویژه کشورهای محور مقاومت است. به همین خاطر هم مردم کشورهایی، چون عراق، لبنان، سوریه، پاکستان و افغانستان هم او را قهرمان خود میدانند. سیدحسن رضا نقوی، نویسنده پاکستانی و دانشجوی رشته مدیریت دولتی دانشگاه تهران یکی از همین افرادی است که ارادتش نسبت به حاج قاسم موجب شد تا بعد از شهادت وی دست به قلم شود و با کتاب «سرباز مکتب» زندگی حاج قاسم را در قالب گفتگو با افراد مختلف روایت کند. نقوی درباره انگیزهاش برای نگارش این کتاب میگوید: «بعد از شهادت حاج قاسم به حدی شخصیت او را شناختم که شاید یک جوان ایرانی به اندازه من از حاج قاسم شناخت نداشت. به همین خاطر تصمیم گرفتم که آنچه را که من از حاج قاسم میدانم به جوانان پاکستانی بگویم تا آنها هم با چنین شخصیتی آشنا شوند.» این کتاب به چهار زبان فارسی، انگلیسی، اردو و عربی منتشر شده است و آنطور که نویسنده این کتاب میگوید در پاکستان استقبال زیادی از این کتاب صورت گرفته است. پای صحبتهای این نویسنده پاکستانی مینشنیم تا حاج قاسم را از زبان یک غیر ایرانی روایت کنیم.
آقای نقوی! شما از دانشجویان نخبه غیر ایرانی هستید که در حوزه کتاب هم فعالیت دارید. چند کتاب به رشته تحریر درآوردهاید؟
اولین کتابم حدود شش سال پیش درباره ولایت فقیه به زبان اردو در پاکستان منتشر شد و تاکنون چند بار تجدید چاپ شده است. کتاب دیگر من «شبهای رادیو کتاب» روایت خاطرات من در رادیو دولتی اسلامآباد است. سال گذشته هم کتابی درباره شهید حاج قاسم سلیمانی نوشتم که به چهار زبان فارسی، انگلیسی، اردو و عربی منتشر شده است. نام این کتاب در ایران «سرباز مکتب» و در زبان اردو به نام «مکتب سلیمانی» است که دوران کودکی تا شهادت حاج قاسم در قالب گفتگو با افراد مختلف روایت شده است. با دوستان حاج قاسم، با افرادی که در مدرسه همکلاسی وی بودند و افرادی که در دوران دفاع مقدس در لشکر ثارالله کرمان مسئولیت داشتند. این کتاب البته فقط شامل گفتگو نیست، بلکه تحلیل و گزارش هم درباره حاج قاسم دارد. مثلاً نظرات افراد مختلف درباره حاج قاسم را تحلیل کردهایم و تمام زندگی و رفتار حاج قاسم را روایت کردهایم که رفتار حاج قاسم با افراد در کشورها و با ملیتهای مختلف چطور بود. نقش ایشان در دوران دفاع مقدس، نقش ایشان بعد از دفاع مقدس و مبارزه با اشرار و قاچاقچیان در جنوب شرق کشور، مبارزات و نقش ایشان در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و افغانستان به صورت مفصل بحث شده و با فرماندهان سپاه قدس، سپاه بدر عراق، حزبالله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین گفتگو کردهایم.
نوشتن کتابی درباره حاج قاسم سلیمانی ایده خود شما بود یا از جایی به شما سفارش داده شد؟
من حاج قاسم را قبل از شهادتشان میشناختم. آن زمان در پاکستان و در سازمان امامیه بودم و داعش به سوریه آمده بود. سازمان امامیه یکی از بزرگترین سازمانهای شیعه در پاکستان است که بنیانگذار آن شهید دکتر محمد علی نقوی بود و شهید علامه عارف حسین الحسینی که نماینده حضرت امام در پاکستان بودند این سازمان را سرپرستی میکردند. زمانی که داعش به سوریه آمد و جنگ شروع شد من معاون رئیس سازمان امامیه بودم. ما بررسی میکردیم که ببینیم داعش چه اهدافی دارد و چه کار میکند. کم کم اسم حاج قاسم به گوش میرسید که فرمانده سپاه قدس است و از طرف ایران مأموریت دارد با داعش جهاد کند. در زمان عملیات آزادی موصل در رسانههای پاکستان میگفتند ایرانیها اهل سنت سوریه را میکشند و دوستان اهل سنت از ما میپرسیدند که شنیدهایم ایرانیها سنیهای سوریه را میکشند، ما کنجکاو شدیم و بررسی کردیم و دیدیم که اینها اهل سنت نیستند و تکفیری هستند و میخواهند دولت سوریه را سرنگون کنند و مکانهای مقدس مثل حرم حضرت زینب (س) و عتبات عالیات را تخریب کنند. ما برای دوستان اهل سنتمان توضیح دادیم که اینها تروریست هستند و خود دولت سوریه با کمک سپاه قدس با آنها میجنگد. بعد از آن این بحث برای من جدیتر شد و داعش را بیشتر شناختیم و حاج قاسم برای ما یک فرمانده شناخته شده بود که دارد این جنگ را مدیریت میکند. وقتی که داعش شکست خورد و حاج قاسم پیروزی بر داعش را اعلام کرد دیگر این ماجرا رسانهای شد و حاج قاسم بیشتر شناخته شد. من یک کتابی را خوانده بودم که حاج قاسم معرفی کرده بود. کتاب الغارات که روایت ۵/۲ سال آخر حکومت امیرالمومنین (ع) است و توضیح میدهد که امیرالمومنین (ع) در این ۵/۲ سال چگونه با گروههای اموی در قلمرو حکومت اسلامی جنگیدند و چه مشکلاتی داشتند و چطور اینها به حکومت و دولت اسلامی حضرت علی (ع) ضربه میزدند. معاویه با اجیر کردن افراد در شهرهای مختلف، با کارهای انتحاری، دستگیری استاندارهای امیرالمومنین (ع) و تطمیع برخی دیگر با رشوه، تلاش میکرد تا در مسیر حکومت امیرالمومنین (ع) اخلال ایجاد کرده و سنگاندازی کند. حاج قاسم این کتاب را معرفی کرده بود و من وقتی این کتاب را خواندم و ماجراهای داعش را در سوریه دیدم، متوجه شدم که انگار تاریخ دوباره در حال تکرار شدن است و همانطور که حضرت آقا فرمودند نقش حاج قاسم در این ماجرا کمتر از مالک اشتر در دوران امیرالمومنین (ع) نبود. این ماجرا را شخصاً دنبال میکردم. بعد از شهادت حاج قاسم به حدی من شخصیت او را میشناختم که شاید یک جوان ایرانی به اندازه من از حاج قاسم شناخت نداشت. به همین خاطر تصمیم گرفتم آنچه را که من از حاج قاسم میدانم به جوانان پاکستانی معرفی کنم تا آنها هم بدانند یک چنین شخصیتی وجود داشته است.
چه شد که تصمیم گرفتید مخاطبان این کتاب را گسترش داده و آن را به دیگر زبانها هم ترجمه کنید؟
وقتی شروع به نوشتن کتاب کردم آن را به زبان اردو مینوشتم و یکی از دوستان فارسی زبان من وقتی متوجه نگارش این کتاب شد گفت چرا این را به فارسی ترجمه نمیکنید؟ بعد ایشان گفت ما میتوانیم این کتاب را به فارسی، عربی و انگلیسی ترجمه کنیم و تصمیم بر این شد که این کتاب به چهار زبان چاپ شود. من اصلاً در آغاز کار قصدم این نبود که این کتاب به زبانهای دیگر ترجمه شود و فقط آن را برای جوانهای اردو زبان نوشتم. اما بعدها این کتاب به چهار زبان منتشر شد و استقبال زیادی هم در پاکستان از آن صورت گرفت. البته مشکلاتی هم برای من و ناشر وجود داشت، اما آن چیزی را که میخواستیم برسانیم، رساندیم.
چه مشکلاتی؟
مشکلات از طرف دولت پاکستان وجود دارد. دولت روی حاج قاسم حساس نیست، اما روی گروههای نظامی که در سوریه میجنگیدند و یکی هم پاکستانی است، حساس است. آنها به این شخصیت فقط به عنوان یک ژنرال غیر پاکستانی نگاه میکنند، اما نگاه ما به حاج قاسم یک فرمانده سپاه اسلام و یک الگو برای نسل جوان است و ما با این نگاه ایشان را میبینیم. برای نوشتن این کتاب خیلی موانع در ایران هم بود.
در ایران با چه موانعی روبهرو بودید؟
میگفتند این خارجی است و ما او را نمیشناسیم لذا گفتگو نمیکردند.
دلایل امنیتی بود یا، چون شما خارجی بودید؟
نه امنیتی نبود و من فکر میکنم، چون خارجی بودم دلشان نمیخواست با من گفتگو داشته باشند. بعداً با این افراد مصاحبه کردم و مشکل این بود که من را نمیشناختند. یکی از دوستان گفت من شما را نمیشناسم کسی در ایران هست که شما را بشناسد؟ من گفتم بله آیتالله بهاءالدینی، نماینده رهبری در پاکستان و آقای حداد عادل، رئیس سابق مجلس مرا میشناسند و از این دو نفر میتوانید درباره من سؤال بپرسید و به این صورت توانستم وی را به مصاحبه قانع کنم.
آیا کسانی بودند که با وجود تمام تلاشها بازهم با شما همکاری نکنند؟
بله چند نفری بودند که تحت هیچ عنوان حاضر به همکاری و مصاحبه با من نشدند. البته آن مطالبی که میخواستیم از این افراد بپرسیم از جای دیگر گرفتیم و توانستیم این خلأ را پرکنیم و خدا را شکر که توانستیم این کتاب را بنویسیم و افکار حاج قاسم و مکتب مقاومت را به این چهار زبان منتشر کنیم. این سومین کتابم بود.
کتابهای دیگر شما در چه زمینهای بود؟
یک کتاب دیگر هم دارم تحت عنوان «همرزمان حسین» که از زبان فارسی به اردو ترجمه کردم و تکمیل شده و در حال صفحهآرایی است.
کتاب دیگری هم که در دست نوشتن دارم درباره مدیریت اسلامی است. الان وقتی ما تئوریهای مدیریت را میخوانیم حتی تئوریهایی که در دانشگاههای ایران تدریس میشوند، تئوریهای غربی هستند. ما الان درباره مدیریت یک تئوری منسجم نداریم، در حالی که به نظر من ما تئوری داریم، اما نتوانستهایم آن را استخراج کنیم و ارائه بدهیم.
فکر میکنید چرا در پاکستان از کتاب شما درباره حاج قاسم این همه استقبال شد؟
ببینید در دومین سالگرد حاج قاسم، «آقا» فرمودند اگر پیکر حاج قاسم را به سوریه و لبنان هم میبردند همین گونه استقبال میشد که در عراق و ایران استقبال شد. باز فرمودند اگر پیکر حاج قاسم را به پاکستان میبردند و شهر به شهر میچرخاندند همین طور استقبال میشد. قطعا «آقا» نسبت به ما تعارف ندارند و میدانند که مردم پاکستان چقدر روحیه ضد امریکایی دارند و چقدر محور مقاومت را دوست دارند وگرنه چرا نام کشور دیگری را نیاوردهاند. رسانهها باید صحبتهای رهبری و صحبتهای حاج قاسم درباره پاکستان و کشورهای دیگر را به مردم منتقل کنند.
درباره محتوای کتاب «سرباز مکتب» توضیح بدهید.
کتاب «سرباز مکتب» هشت فصل دارد.
در فصل اول معرفی استان کرمان، معرفی مشاهیر کرمان، معرفی زادگاه حاج قاسم یعنی روستای قنات ملک، بررسی زندگی ایشان از تولد، دوران مدرسه، سپس ایام نوجوانی و نقش ایشان در نهضت امام راحل قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مفصل توضیح داده شده است. در این فصل با سردار حسنی سعدی، مدیر گلزار شهدای کرمان که از دوستان قدیمی حاج قاسم هستند، مصاحبه شده است.
در فصل دوم، اول درباره دفاع مقدس صحبت شده است که چرا این جنگ شروع شد، چه کسانی صدام را پشتیبانی میکردند و اوضاع بینالمللی آن زمان چطور بود و ملت ایران چطور جانانه در دفاع مقدس شرکت کردند، و بعداً درباره و ورود ایشان به سپاه پاسداران و نقش ایشان در دفاع مقدس و تشکیل لشکر ثارالله در کرمان صحبت شده است. در این فصل با سردار مهدی صدفی، مسئول تبلیغات لشکر ثارالله در دوران دفاع مقدس مصاحبه شده است.
در فصل سوم این کتاب بعد از دفاع مقدس مبارزه حاج قاسم با اشرار و قاچاقچیان در جنوب شرق کشور و نقش ایشان در افغانستان بررسی شده است و با سرهنگ محمود مهدوی فرد، مدیرکل مرکز حفظ و نشر آثار دفاع مقدس استان کرمان مصاحبه شده است.
فصل چهارم در مورد لبنان است که در ابتدای فصل اوضاع شیعیان لبنان از زمان امام موسی صدر تا تشکیل حزبالله بررسی شده است، و بعداً اوضاع لبنان از تأسیس حزبالله تا سال ۱۹۹۸ میلادی که وقتی حاج قاسم فرمانده سپاه قدس شد، بررسی شده است، و بعداً نقش حاج قاسم در لبنان مخصوصاً در جنگ سیوسه روزه، و نقش حاج قاسم در بازسازی جنوب لبنان بعد از جنگ، کمک کردن حاج قاسم به حزبالله در حوزه سایبری، نظامی، پهپادی و دفاعی بررسی شده است، در این فصل چند تا مصاحبه از مقامات حزبالله و ایران استفاده شده است.
فصل پنجم کتاب، درباره نقش حاج قاسم در فلسطین است که در ابتدا از اشغال فلسطین از سوی انگلیس و صهیونیستها تا تأسیس سازمانهای الفتح، حماس و جهاد اسلامی بررسی شده و بعداً نقش حاج قاسم در فلسطین مخصوصاً در جنگ بیستودو روزه و کمک کردن حاج قاسم به حماس و جهاد اسلامی در حوزههای مختلف بررسی شده است، برای این فصل با دکتر خالد قدومی، نماینده حماس در ایران و دکتر ناصر ابوشریف نماینده جهاد اسلامی در ایران گفتگو کردهایم.
فصل ششم، درباره نقش حاج قاسم در سوریه است، در ابتدای فصل، اوضاع سوریه از زمان حافظ اسد تا بشار اسد بررسی شده و بعداً شرح داده شد که چطور داعش به سوریه آمد و نقش حاج قاسم برای شکست دادن داعش در عملیاتهای مختلف سوریه بیان شده است، برای این فصل با سردار نوعیاقدم از فرماندهان نیروی قدس و دکتر رمضانی گلافزانی، استاد برجسته دانشگاه دمشق مصاحبه انجام شده است.
فصل هفتم در مورد نقش حاج قاسم در عراق است، در ابتدای فصل، در مورد تشکیل سپاه بدر در عراق، بعداً اوضاع عراق در دفاع مقدس و بعد از آن در زمان صدام، اوضاع مقاومت عراق و نقش حاج قاسم در زمان اشغال امریکا، نقش حاج قاسم و ابومهدی المهندس در مبارزه با داعش در عراق و تشکیل حشدالشعبی، حضور حاج قاسم در عملیات علیه داعش در عراق مفصل بررسی شده است، برای این فصل با ابواثیر السالم از بنیانگذاران سپاه بدر عراق و حشدالشعبی مفصل مصاحبه کردهایم.
در آخرین فصل، آخرین سه روز حاج قاسم، شهادتش، واکنش ایران و واکنشهای بینالمللی بعد از شهادتش بررسی شده است. در آخر فصل هم وصیتنامه حاج قاسم و ابومهدی المهندس آمده است. برای این فصل با دکتر حداد عادل، رئیس سابق مجلس شورای اسلامی ایران و آقای اسلم بیگ، رئیس سابق ارتش پاکستان مصاحبه انجام شده است.