اروپا رفته رفته طعم «زمستان سرد» را بیشتر میچشد و شاید یکی از دلایل اصلی چرخش معنادار گردانندگان قاره سبز در ریلگذاری سیاست خارجی نسبت به «ایران ما» همین مسئله است تا به نوعی بستر حل مسئله بحران انرژی را فراهم کنند. فارغ از تلقینات رسانههای اپوزیسیون و سکوت صدادارشان در مقابل بحران انرژی اروپا، قرینههای این بحران آشکار است. مسعود صباغی، پژوهشگر حوزه انرژی با اشاره به تشدید بحران انرژی در اروپا و تحمیل هزینههای سرسامآور تبعیت محض اروپا از امریکا به روزنامه «جوان» میگوید: «در ارتباط با بحران گاز در اروپا یک ظاهر و یک باطن وجود دارد. در ظاهر امر به نظر میرسد در بازه زمانی که گذشت به چند موفقیت دست پیدا کردهاند؛ از جمله اینکه اروپا توانست بالغ بر ۹۵ درصد ذخایر گازی خود را پر کند و همچنین دچار خاموشی در شبکه برق نشود، اما باید توجه کرد که به طور معمول این اتفاق برای ذخایر گازی اروپا دراین بازه زمانی از سال میافتد و هر ساله در اوایل مهرماه ذخایر گازی اروپا به اوج خود میرسد و به طور متوسط در چند سال اخیر در محدوده ۹۰ تا ۹۵ درصد بوده است. مسئله پرکردن ذخایر گازی از جایی حائز اهمیت است که با وجود قطعشدن گاز وارداتی از روسیه این اتفاق رخ داده است، یعنی در باطن قضیه هزینهای که روی دست اروپا بود، گزاف بود و به دلیل افزایش تقاضایی که در حوزه انرژی داشت، نرخ گاز بهشدت افزایش یافت و در آن موقعیت نرخها را تا ۳۵۰ یورو به ازای هر مگاوات ساعت تجربه کرد. حتی این نرخ در چند ماه پیش از آن زیر ۵۰ بوده و در متوسط پنج سال اخیر زیر ۵۰ یورو بوده است و در حال حاضر بهرغم کاهش نسبی در نرخهای بالای ۱۰۰ یورو تثبیت شده است که بیش از دو برابر متوسط پنج سال اخیر است.» این پژوهشگر حوزه انرژی در ارتباط با نبود خاموشی در اروپا و مدیریت این مسئله گفت: «مدیریت شبکه و نبود خاموشی در اروپا در ظاهر تاکنون موفقیتآمیز بوده است، اما باید به این نکته توجه داشت که فصل سرد و زمستان تازه شروع شده و اگر بتواند این موضوع را در پیک سرما که با کمبود گاز مواجه خواهد شد، مدیریت کند، میتوان گفت که موفق بوده است. در باطن قضیه نیز از چند منظر با مشکل مواجه است. به دلیل کمبود عرضهای که در گاز طبیعی اتفاق افتاده است با نرخهای جدیدی از انرژی مواجه هستیم که تا چندین برابر از نرخهای گذشته متفاوت است و اروپا را به عنوان متقاضی انرژی به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و با مشکلاتی نظیر افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی مواجه میکند. در حال حاضر تورم اروپا نزدیک به ۱۰ درصد رسیده است و پیشبینیمی شود که نرخ تورم در اروپا طی سال آینده بین ۷ تا ۸ درصد باشد. همپچنین GDP آن نیز به تبعیت از افزایش نرخ انرژی و هزینههای تولید با کاهش روبهرو خواهد شد، این موارد جنبههای پنهانی است که در ظاهر قضیه به آن اشارهای نمیشود و بعضاً گفته میشود اروپا بهآسانی از زمستان عبور کرده و ایران گرفتار زمستانی سخت است.» صباغی در ادامه به بخش پنهان دیگری از بحران انرژی اروپا به موضوع مهم عبور اروپا از ادعاهای زیستمحیطی خود اشاره و تصریح میکند: «ادعاهای محیطزیستی بهویژه مباحث اقلیمی در همین بازه زمانی از سوی اروپا زیر پا گذاشته شده است، به طوری که تمامی نیروگاههای زغالسنگ را بهواسطه محدودیت در واردات گاز و مجدد راهاندازی کرده است که در این بین منابع از آلایندهترین سوختهای فسیلی استفاده کرده و با استانداردهای پایینی ازنظر زیستمحیطی همراه است.»
صباغی با اشاره به روی آوردن مجدد اروپا به نیروگاههای هستهای گفت: «دودستگی برای استفاده از انرژی نیروگاههای هستهای در اروپا، بین آلمان و فرانسه وجود دارد، به طوری که آلمان با نیروگاههای هستهای مخالف است و در تمامی مباحث سیاسی عنوان کرده که برای بستن این نیروگاهها اقدام میکند، اما با اینکه قرار بود دو نیروگاه هستهای را در اواخر تعطیل کند، به دلیل بحران انرژی، زمزمههای مجدد استفاده از انرژی هستهای در ذهن دارد و با توجه به قیمتهای اخیر در حوزه گاز، در این حوزه قیمتی بهصرفهترین و بهینهترین برق تولیدی از طریق انرژی هستهای است. (تا پیش از این گاز و هستهای از یک رقابتی برخوردار بودند، اما به دلیل افزایش تعرفه گاز بهصرفهترین نوع انرژی، انرژی هستهای است.) بر اساس انعقاد توافقنامه پاریس در سال ۲۰۱۵ کشورها متعهد شدند که انتشار کربن را کاهش دهند و به صفر برسانند، اما مسیری را که قرار بود طی کنند به دلیل این بحران توقف کردند و به استفاده از منابعی که در گرمایش زمین تأثیرگذار بودند (گازهای گلخانهای)، بازگشت پیدا کردند، در حالی که اصرار داشتند کشورهای در حال توسعه که در مسیر رشد اقتصادی با اعداد بالاتر و لاجرم با انرژی بیشتری برای رشد اقتصادی و توسعهیافتگی را طی میکنند را محدود سازند و این مسئله دلیلی برای کشورهای در حال توسعه است که نباید پایبندی به این موارد داشته باشند، زیرا کشورهایی که ادعای پایبندی دارند این موارد را زیر پانهاده و نیازی نیست کشوری مانند ایران سراغ پایبندی به تعهدات اقلیمی در راستای توافقنامههای بینالمللی برود و تنها کافی است به صورت مستقل به سراغ برنامهها و قوانین داخلی در این زمینه برود.»
وی ادامه تصریح میکند: «در بخشهای پنهانی که اشاره شد و نرخهای بالای انرژی که به اروپا تحمیل میشود و در بودجهای که بابت محافظت از اقشار آسیبپذیر خود تصویب کردند، نشان میدهد که این قضیه هزار میلیارد دلار هزینه روی دست اروپا برجای میگذارد و تاکنون ۷۵۰ میلیارد دلار بودجه برای کنترل این هزینهها و جلوگیری از افزایش آن در زندگی مردم اختصاص دادند که میتواند این رقم به هزار میلیارد دلار افزایش پیدا کند، به طوری که کشور عمده آن آلمان است و این بودجه مصوب نزدیک به ۳۰۰ میلیارد را در آلمان و مابقی آن در سایر کشورهای اروپایی توزیع میشود که عملاً برای کنترل هزینههاست. با وجود این هزینهها در این قضیه هم موفق نبودند و هزینههای بسیاری از طریق قبوض برق و گاز به مردم تحمیل میشود و این هزینهها تا سال آینده در شرایطی که در زمستان امسال تجربه کردیم باقی خواهد ماند و احتمال میرود در سالهای آینده و در بلندمدت، منابع انرژی خود را با روش جدید توزیع کنند تا بتوانند این هزینه را کنترل کنند.»
صباغی معتقد است: «اروپا سالانه نزدیک به ۳۹۰ میلیارد مترمکعب گاز وارد میکند که اگر این رقم را بر تعداد روزهای سال تقسیم کنیم، واردات انرژی اروپا به رقم تقریبی یک میلیارد مترمکعب در روز میرسد که بخشی از آن از تولید داخلی و LNG و بخشی دیگر از طریق خط لوله و سایر منابع انرژی تأمین میشود. رقم یک میلیارد مترمکعب واردات گاز اروپا در روزهای گرم سال کمتر میشود، به طوری که نزدیک به ۴۰۰ میلیون متر مکعب در روز میرسد، اما در روزهای سرد سال تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب هم افزایش مییابد. اروپا تا چندی پیش برای نیاز روزانه نزدیک به ۱۶۰ میلیون مترمکعب از روسیه انرژی وارد میکرد که به دنبال وقوع جنگ بین روسیه و اوکراین، این رقم به دلیل تعمیرات اساسی یکی از خطوط لوله کاهش یافت، به طوری که روسیه اعلام کرد انرژی صادر شده به اروپا، بین ۶۰ تا ۷۰ میلیون مترمکعب است، بنابراین این رقم حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب کاهش داشته است و اروپا این کاهش را از طریق افزایش تقاضای خود به وسیله (LNG) جبران و منابعی را ذخیره کرده است. به طور کلی حجم ذخایر کلی اتحادیه اروپا نزدیک ۱۰۰ میلیارد مترمکعب است، یعنی در روزهای سرد سال میتواند نزدیک به ۹۰ روز منابع موردنیاز خود را تأمین کند.» این پژوهشگر انرژی در پایان تأکید میکند: «سهم انرژی در بخش خانگی اروپا مهمتر است، به طوری که در روزهای سرد سال استفاده از آن بهعنوان گرمایش بخش خانگی بیشتر است و ۵۰۰ تا۶۰۰ میلیون مترمکعب آن مربوط به بخش خانگی و مابقی مربوط به بخش صنایع و سایر حوزههاست.»