مأموران پلیس پایتخت در جریان عملیات ویژه موفق شدند مردی میانسال را که همسر سابق و اعضای خانواده وی را با تهدید اسلحه به گروگان گرفته بود، بازداشت و گروگانها را در سلامت کامل آزاد کنند.
ساعت ۹ صبح روز جمعه دوم دی ماه پسر نوجوانی در تهران با تلفن ۱۱۰ پلیس تماس گرفت و اعلام کرد شوهر خواهر سابقش اعضای خانوادهاش را گروگان گرفتهاست. پسر نوجوان در حالی که ترس و وحشت در حرفهایش موج میزد، گفت: «دقایقی قبل شوهرخواهر سابقم با اسلحه کلت کمری به زور وارد خانه ما شد و مادرم را همراه خواهر بزرگم (همسر سابق گروگانگیر) و پسر ۱۱ سالهاش و خواهر دیگرم گروگان گرفته و در اتاقی حبس کردهاست و میخواهد همه آنها را با اسلحه به قتل برساند.»
با اعلام این خبر، مأمور پلیس پسر نوجوان را به آرامش دعوت کرد و پس از پرسیدن آدرس محل گروگانگیری که خانهای در یکی از خیابانهای شهرک ولیعصر در جنوب تهران بود، از او خواست تا رسیدن مأموران پلیس در مقابل گروگانگیر هیچ عکسالعملی انجام ندهد.
تهدید به مرگ
بدین ترتیب خبر گروگانگیری مسلح از مرکز پلیس به کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر مخابره شد و لحظاتی بعد سرهنگ طیبی رئیس کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر همراه تیمی از مأموران عملیات کلانتری به سرعت به محل اعزام شدند. وقتی مأموران پلیس به محل رسیدند تعدادی از رهگذران و اهالی محل در همان لحظه اولیه حادثه در نزدیکی محل گروگانگیری جمع شدهبودند که پسر نوجوان هراسان و وحشتزده خودش را به مأموران پلیس رساند و ماجرا را توضیح داد. وی گفت: «دقایقی قبل آماده شدم برای خرید از خانه بیرون بیایم. به محض اینکه در آپارتمان را باز کردم با شوهر سابق خواهرم روبهرو شدم که با اسلحه کلتکمری کنار در کمین کردهبود. در حالی که از دیدن او شوکه شدهبودم، تصمیم گرفتم در را ببندم تا وارد خانهمان نشود، اما او مرا روی پلهها هل داد و به سرعت وارد خانه ما شد و در را بست. او مادرم، دو خواهرم و خواهرزادهام را داخل خانه گروگان گرفت، چون همان لحظه صدای داد و فریاد مادرم و خواهرانم را شنیدم که درخواست کمک میکردند و صدای تهدیدهای داماد سابقمان هم به گوشم رسید که آنها را با اسلحه تهدید به مرگ میکرد. هر چقدر من و همسایهها که با داد و فریاد من از خانهشان بیرون آمدهبودند، در زدیم و تلاش کردیم او را از گروگانگیری منصرف کنیم، فایدهای نداشت تا اینکه با اداره پلیس تماس گرفتم و موضوع را خبر دادم.»
پایان خوش ۲ ساعت گروگانگیری
بررسیهای مأموران پلیس در محل حادثه نشان داد گروگانگیر مسلح به خاطر کینه قدیمی که از همسر سابقش به دل دارد، میخواهد از او و اعضای خانوادهاش انتقام خونین بگیرد. با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران برای رهایی گروگانها وارد عمل شدند و دریافتند مرد مسلح اعضای خانواده را داخل اتاقی حبس کردهاست و آنها را تهدید به قتل میکند. مأموران پلیس در نخستین گام با گروگانگیر وارد مذاکره شدند و تلاش کردند با عملیات روانی اعتماد وی را جلب کنند و به او اطمینان دهند در صورتی که گروگانها را آزاد و خودش را تسلیم پلیس کند، به او کمک میکنند. بدین ترتیب مأموران وارد خانه شدند، اما مرد مسلح تسلیم نشد و تهدید میکرد اگر مأموران به او نزدیک شوند به گروگانها آسیب میرساند. گروگانگیر ۳۹ ساله پس از چند مرحله صحبت اسلحه را به زمین نگذاشت، اما مأموران ناامید نشدند و عملیات روانی خود را ادامه دادند تا اینکه ساعتی بعد گروگانگیر تهدید کرد اگر مأموران پلیس محل را ترک نکنند، خودش را میکشد. حدود دو ساعت از گروگانگیری گذشته بود و مرد مسلح به تهدیدهای خود ادامه میداد و اسلحه را روی شقیقه خود گذاشتهبود که یکی از مأموران در حالی که با او حرف میزد، خودش را به مرد مسلح نزدیک کرد و در اقدامی غافلگیرانه او را خلع سلاح کرد و به دام انداخت. بدین ترتیب گروگانها بدون هیچگونه آسیبی آزاد شدند و متهم نیز به اداره پلیس منتقل شد.
ترس و وحشت
همسر سابق متهم پس از آزادی گفت: «دو ساعت گروگانگیری یکی از سختترین روزهای زندگی من و اعضای خانوادهام بود.
شوهر سابقم مدام تهدید میکرد ما را به قتل میرساند. هر چقدر التماس میکردیم ما را آزاد کند، فایدهای نداشت. هر لحظه در انتظار مرگ بودیم و از ترس و وحشت دست و پایمان میلرزید. او میگفت اول مرا به قتل میرساند و بعد پسر ۱۱ سالهمان را و در آخر هم خودش را میکشد. میگفت وقتی من و خودش را بکشد، فرزندمان تنها میشود و کسی نیست از او نگهداری کند و به همین خاطر تصمیم گرفتهاست هر سه نفرمان را بکشد.» متهم ۴۰ ساله به نام ارسلان نیز در بازجوییها به جرم خود اقرار کرد. تحقیقات از وی به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد.
سرهنگ جلیل موقوفهای، رئیس پلیس پیشگیری پایتخت درباره این حادثه گفت: «مأموران پلیس پس از دستگیری متهم و آزادی گروگانها از گروگانگیر یک اسلحه کلت کمری و ۱۸ فشنگ جنگی و یک چاقو کشف کردند.»
گفتگو با متهم
ارسلان معتادی؟
نه.
چه شد تصمیم گرفتی همسر سابقت را همراه اعضای خانوادهاش گروگان بگیری؟
من از همسرم کینه داشتم و از مدتی قبل تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. به همین دلیل مدتی قبل اسلحه کمری خریدم، منتظر فرصتی بودم تا او و خودم را بکشم.
چرا از او کینه به دل داشتی؟
وقتی از من جدا شد، به او مظنون شدم و احتمال دادم شاید با فرد دیگری ارتباط دارد و میخواهد با او ازدواج کند. این موضوع مرا به شدت آزار میداد و فکر میکردم او هنوز هم با آن فرد ارتباط دارد و در نهایت تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم، اما بعد از گروگانگیری پشیمان شدم، چون به این نتیجه رسیدم که درباره همسر سابقم اشتباه فکر میکردم.
فکر میکنی چرا از شما جدا شد؟
من بیکار بودم و وضع مالیام خوب نبود، فکر میکنم به همین دلیل شش ماه قبل از من جدا شد.
درباره گروگانگیری توضیح بده؟
همانطور که گفتم میخواستم خودم، همسرم و فرزندم را بکشم و قصد نداشتم به خانواده او آسیبی برسانم، اما او بعد از جدایی همراه پسرم به خانه مادرش رفت و آنجا زندگی میکرد. من دنبال فرصت بودم تا نقشهام را اجرا کنم. شب قبل با کلید یدکی که از در آپارتمان مسکونی آنها داشتم وارد آپارتمان شدم و در پشتبام کمین کردم. من شب تا صبح آنجا بودم و میخواستم زمانی که مادر زن سابقم و دختر و پسرش از خانه بیرون رفتند به داخل خانه بروم و نقشهام را عملی کنم. صبح از پشتبام به داخل پلهها آمدم و در گوشهای کمین کردم و منتظر بودم آنها از خانه بیرون بروند، اما ساعت ۹ صبح فقط برادرزن سابقم از خانه بیرون آمد که او را هل دادم و وارد خانه شدم.
بعد چه شد؟
همه آنها را در اتاقی حبس کردم و میخواستم اول همسرم را بکشم و بعد پسرم را و در آخر هم خودم را، اما پشیمان شدم، چون فهمیدم اشتباه کردهام.
چرا تصمیم گرفتی خودت را بکشی؟
من پشیمان شدهبودم، اما از همسر سابقم کینه داشتم و تصمیم گرفتم مقابل چشمان او خودم را بکشم تا همیشه این صحنه در ذهنش باقی بماند و تا آخر عمرش عذاب وجدان داشتهباشد.