المپیک ۲۰۰۰ سیدنی صحنه شکوفایی وزنهبرداری ایران بود. آنها که آن المپیک را به یاد دارند خوب میدانند چگونه با کار درست و برنامهریزی حسابشده ستارههایی، چون رضازاده، توکلی، برخواه، فلاحتی و باقری رشد و سکوهای افتخار را یکی پس از دیگری فتح کردند تا وزنهبرداری ایران تبدیل به یکی از قدرتهای برتر وزنهبرداری جهان شود.
در حالی که تصور میشد وزنهبرداری به عنوان یکی از اصلیترین رشتههای مدالآور ورزش کشور راه خود را پیدا کرده است و میتواند به روند موفقیتآمیز خود ادامه دهد، همه چیز خراب شد؛ ابتدا تمام قدرت وزنهبرداری ایران معطوف به یک وزن و ستاره خاص شد و بعد از آن هم روند نزولی چنان شدت گرفت که دیگر به سختی میشد نامی از وزنهبرداری ایران در مسابقات مهم و بزرگ دید و شنید. ایرادهای مدیریتی و ضعفهای آشکار این حوزه در وزنهبرداری علت اصلی این نزول وحشتناک بودند. اختلاف سلیقه و خودرأیی حاکم بر وزنهبرداری کاری کرد که وزنهبرداری ایران در مسابقات جهانی و المپیک عملاً کاری از پیش نبرد و آینده این رشته با خطر جدی روبهرو شود. در این میان یک تغییر بزرگ، اما کورسوی امید را در این رشته دوباره زنده کرد. وزنهبرداری به اهلش سپرده شد. همان کسانی که خودشان استخوان خردکردههای این رشته بودند، اما حالا و با گذشت چندین ماه و چند مسابقه بینالمللی به نظر میرسد کار دوباره سخت و تفکر حاکم بر وزنهبرداری درست شده است و مسیر درستی را هم طی میکند، اما باید توجه داشت که ادامه این مسیر با برنامهریزی درست میسر میشود. وزنهبرداری در سالهای قبل موفق شد، چون همزمان هم از دانش روز بهره برد و هم از نیروی جوانان. مسئولان فدراسیون و کادر فنی تیم ملی امروز با وزنهبرداری به خوبی آشنا هستند، اما حتماً باید در راه موفقیت از علم و دانش روز هم استفاده ببرند. صرف تکیه بر افتخارات قبلی و روشهای تمرینی گذشته باعث میشود وزنهبرداری درجا بزند و این درجازدن در نهایت کار را سخت میکند.
مسابقات جهانی کلمبیا نه یک زنگ خطر که یک تلنگر جدی برای آینده پیش روی وزنهبرداری بود؛ یک تلنگر که متوجه شویم سطح فنی و کیفی وزنهبرداری ایران کجاست و برای ارتقای آن باید چه کار کرد. فراموش نکنیم تمام وزنهبردارانی که به این مسابقات اعزام شدند، بهترینهای وزن خود در ایران بودند، اما نتیجه کسبشده چیزی نبود که توقع داشتیم و این یعنی اینکه حتی برترین وزنهبرداران فعلی ایران با سطح اول وزنهبرداری جهان فاصله دارند، یعنی اینکه باید آنها را به علم روز وزنهبرداری مجهز کرد و این برنامهریزی درست فدراسیون را میطلبد؛ برنامهریزی برای استفاده از علم روز با به کار بردن مربیان تراز اول جهان به عنوان مشاور و مدرس و برگزاری کلاسها و دورههای حرفهای تا بازهم شاهد شکوفایی وزنهبرداری ایران باشیم.
فرصتی که در اختیار مدیران جوان وزنهبرداری کشور و کادر فنی جوان و کاربلد تیم ملی قرار گرفته یک فرصت ناب است که باید با برنامهریزی درست به نتیجه مطلوب برسد.