
این روزها که ازدواج به یک راه پر پیچ و خم مبدل گردیده و در مسیرش هزاران چاله جور و ناجور طراحی شده تا چرخ های بزرگ یا به عبارت بهتر جیبهای کلفت از آن به راحتی هر چه تمام تر عبور کنند و آنهایی که شپش هر از چند گاهی به جیبشان سرک میکشد در این چالهها بیفتند و دیگر به فکر ازدواج نیفتند و اگر کلاهشان در این مسیر افتاد به فکر برگشتن و برداشتنش نباشند، عنوان مهمترین معضل جوانان مطرح شده است.
اما این چالهها که بیشتر از سوی خانوادهها برای افراد تعبیه میگردد در پارهای از موارد از عوامل بیرونی متاثر میشوند تا قوز بالای قوز بیاید و دو شاهپری عشق در دالانهای جدایی بیشتر این سو و آن سو بروند.
یکی از این چالههایی که این روزها بسیار داغ شده قیمت های سرسام آور دفاتر ازدواج و طلاق است که گاهاً 100 الی 200 هزار تومان برای خواندن «ان نکاح سنتی» از آقا داماد مطالبه میکنند در حالی که در این کلام که سخن از سنت پیامبر است نه صحبت از پول رفته و نه صحبت از سفرههای عقد رنگارنگ.
بعضی از دفاتر قیمت جاری کردن صیغه عقد را بر اساس معیارهایی همچون مهریه و میزان آن، محاسبه میکنند تا درآمدشان افزوده شود و پول روی پول بگذارند.
جوان بخت برگشته که از همان ابتدا فقط پول خرج کردن را از ازدواج در کنج خاطرش ثبت کرده به اجبار زیر بار این هزینه میرود تا شاید در خان آخر شاخ این دیو را بشکند.
حال باید دید با وجود این همه مشکل و هزینه، آیا دریافت اینگونه هزینهها از جوانان در شُرُف تشکیل خانواده چه از نظر عقلی و چه از نظر شرعی صحیح است؟! آیا اینگونه مقررات ثبتی که نه تنها در جهت آسان کردن ازدواج یعنی همان آرمان مورد نظر اصل دهم قانون اساسی نیستند بلکه دقیقاً و به روشنی برخلاف آن و در راستای دشوار ساختن و مانع تراشی برای تشکیل خانواده عمل میکند نباید از سوی ارگانهای دولتی تحت بررسی قرار گیرند؟ آیا نباید این مقررات و قوانین مشابه آن اصلاح شوند؟!
لذا میطلبد قانونگذاران در این راستا تفکری جدی را محور فعالیتهای خود قرار دهند تا مطابق اصل دهم قانون اساسی که ازدواجی آسان و بیمعطلی را مد نظر خود قرار داده جامه عمل بپوشانند و مشکلات جوانان در زمینه ازدواج را کاهش دهند تا دیگر شاهد عوامل مختلفی همچون سستی باورها در جلوههای گوناگون نباشیم.
شاید در پایان این روایت از امام صادق علیه السلام روشنگر راه برای جوانانی باشد که از ترس فقر از ازدواج میهراسند و به آن نزدیک نمی شوند: «هر کس از ترس فقر ازدواج را ترک کند، پس به خدا گمان بد برده است؛ چون خداوند میفرماید: اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش آنان را بینیاز میکند.»
حال با توجه به این فرمایش مسؤولین نیز میبایست وظیفه خطیر خود را در برابر جوانان دریابند تا جوانان از فضل خداوند دور نمانند و خود به کم کاری محکوم نگردند.