
مجید احمدی - وقوع حادثه بزرگ انقلاب در سرزمین مکزیک سبب شکلگیری انقلابی در زمینه نقاشی دیواری در جهان معاصر شد. طلایهداران نقاشی مکزیک، اوروزکو، ریورا و سییه روس هستند که در فرهنگ مکزیک به «گروه سه بزرگ» مشهورند. آنها با نقاشی سهپایهای مخالفت ورزیده و سرانجام نقاشی دیواری را جایگزین آن کردند. این هنرمندان با استفاده از عناصر هنر کلاسیک اروپا، هنرنوین قرن بیستم و هنربومی سرزمین خویش موفق به خلق هنری زیبا، شکوهمند و مؤثر در عرصه نقاشی دیواری فضای باز شدند . هنرمندان مکزیکی در انتقال مفاهیم و آرمانهای انقلاب در قالب نقاشی سعی کردند و در این راه علاوه بر استفاده از سبکهای گوناگون هنری از فنون و شیوههای سنتی و تکنولوژی جدید در خلق آثار خویش بهره جستند. اگر چه سه هنرمند بزرگ مکزیکی دارای آرمانهای مشترک بودند، اما هر کدام به طور خاص و شخصی به ارائه آن پرداختند.
اگر شهروندی باشید که هر روز در طول مسیرهای روزانه از شیشه ماشین یا اتوبوس به شهر نگاه میکنید، به یقین یکی از مهمترین جلوههای فضاهای شهری یعنی نقاشیهای دیواری را بارها دیدهاید؛ نقاشیهایی که گاه آنقدر تکراری و از رنگ و رو رفته هستند که دیگر انگیزهای برای نگاهکردن به آن ندارید یا آنقدر تازه و جذاب که هر روز با دیدن آن جزئیات بیشتری را درک کرده و لذت بیشتری میبرید.
در این گزارش که با توجه به تخریب یا بازسازی برخی نقاشیهای دیواری شهر تهران که علاوه بر جنبههای بصری به دلیل بازگویی پیامهای روزگار ترسیمشان دارای ارزش تاریخی نیز هستند به اهمیت دیوارنگاری در یک شهر مدرن و چارهاندیشی برای حفظ این آثار در فضای معماری رو به رشد و تغییر شهری به بزرگی تهران پرداخته شده است.
یکی از مهمترین اجزایی که شهر را میتواند علاوه بر جذابتر شدن برای شهروندان خاطرهانگیز کند، نقاشیهای دیواری است؛ هنری که سبب میشود نه تنها فضای شهر با تمام آشفتگیهایش برای رهگذران لطیفتر شود، بلکه عرصه بسیار مناسبی برای ورود هنر به شهر است.
دیوار و تاریخ
در تهران هم شاید نخستین نقاشیهای دیواری که به یاد داریم، نقاشیهای مربوط به دوران دفاع مقدس بود؛ هنری که از آن زمان تاکنون سبب شده تا حداقل شهروندان در طول مسیرهای روزانه خود با نگاهی هر چند کوتاه به این تصاویر با یادآوری خاطره رشادتهای آن روزها، به خاطر بیاورند آرامشی را که امروز در سایه آن به راحتی زندگی میکنند نتیجه رشادت و شهادت آن سالهاست. چهرههایی که هنوز آثارشان روی در و دیوار شهر مانده سبب میشود تا حداقل نسل جدید تهرانی با این تصاویر باور کنند که شهر و کشورشان بر پایه ایمانهایی شکل گرفته که امروز بهعنوان امانت به دست آنها سپرده شده است؛ دیوارهایی آراسته به ارزشهای بزرگ که البته نمیتوان مدعی بود با اوج زیبایی کشیده شدهاند.
به هرحال نزدیک به دو دهه از عمر برخی از این نقاشیها میگذرد و به یقین شهر هم نیازمند ترمیم و مرمت این نقاشیها و حتی بازپیرایی آنهاست و همینکه تصاویری با همان مضامین با ظرافت بیشتری جای آنها را بگیرد. متأسفانه برخی از این تصاویر این روزها به پوستی کهنسال و پرترک تبدیل شدهاند و به قلمموی یک نقاش ماهر نیاز دارند تا تصاویر حماسی را بازآفرینی کند.
دیوار و دولت
شیرین پیلهوری، نقاش در این مورد میگوید: نقاشی دیواری در خیابانهای شهر شلوغ و کثیفی مانند تهران که بین بیشتر دیدگاهها و مواضع بصری تضاد وجود دارد زیاد به چشم نمیآید. با تضادی که بین ویترینها، چیدمانها و فضاهای بصری شهر تهران وجود دارد میتوان گفت که 80 درصد نقاشیهای دیواری فاقد وجه هنری هستند.
وی به ارزشهای این مقوله از نقاشی اشاره میکند: هر موضوعی چه مذهبی و چه تزئینی که در نقاشیهای دیواری به کار رود میتواند به جایگاه درست هنری برسد و دید مردم را در مقوله هنر خاصتر و مدونتر کند. میتوانیم به مردم یاد بدهیم که هنر خوب را از بد ترجیح و تمییز دهند. آنچه که در فضاهای شهری قرار گرفته به جای هنر مانند یک محیط بزک کرده و آرایش شده است. درست است که نشان دادن هنر اصیل سخت است هم از لحاظ هزینه و هم از لحاظ یافتن مخاطب ولی دولت باید در این مقوله وارد شده و از آن حمایت کند.
وی خواستار ایجاد فرصتی برای هنرمندان در زمینه فکر کردن در جهت تلطیف کردن فضای شلوغ و کثیف بصری تهران میشود: متأسفانه بانیان امر به خاطر اینکه پول زیادی پرداخت نکنند از هنرمندان خوب استفاده نمیکنند در صورتی که دولت باید از هنرمندان بخواهد که در این زمینه فکر کنند. دولت باید هزینه کند و اقتصاد را بشکند و هنر را توسعه بدهد و مطمئن باشد که آرام آرام اقتصاد نیز جلو خواهد رفت. باید از لحاظ فرهنگی جلو برویم.
شیرین پیلهوری جامعه ما را در حال گذر برمیشمرد: جامعه ما در حال گذر از گذشته به آینده است و کسانی که هم اکنون در حال کار کردن روی نقاشیهای دیواری هستند هنرمندان گذشته نیستند و نگاه نمیکنند که این گذشته را از کجا آوردهایم. به نظر من باید فضایی باشد تا نقاشیهایی کشیده شود تا آدمهای جنگ و نوع نگرش آنها به تصویر کشیده شود اما در بزرگراههای کثیف و شلوغ تهران اگر اثری هم خلق شود زیاد دیده نمیشود و اثر خورده میشود. در برخی از این کارها حرفهای نبودن هنرمند یا انتخاب نادرست موضوع و ترکیببندی نامناسب باعث زشت شدن آنها میشود. وقتی روی یک دیوار تصویر یک شهید عالیقدر کشیده میشود و کنار صورت آن دریچه کولر باز میشود، چطور میتوان انتظار داشت که به آنها احترام گذاشته شود؟ زمانی که لانهجاسوسی در 13 آبان تسخیر شد هانیبال الخاص بر دیوار ساختمانش یک نقاشی کشید که بیشک میتوان از آن به عنوان یک اثر درست و حرفهای نام برد ولی متأسفانه همان اثر نیز پاک شد.
دیوار و شناسنامه
اما شنیدن صحبتهای یک مسؤول در این باره خالی از لطف نیست. عباس خامه یار، معاون پژوهشی و ارتباطات سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان فردی که اداره متبوعش مسؤولیت ایجاد، حفظ و نگهداری بیشتر نقاشیهای دیواری را به عهده دارد، میگوید: حدود یک سال و نیم پیش برای ترمیم، نگهداری و حفظ نقاشیهای دیواری شهدا در شهرها یک کار تحقیقاتی وسیع انجام دادیم که نتیجه آن امسال اجرایی میشود. سعی داریم بخشی از این آثار که قابل تعمیر هستند را ترمیم کرده و آنها را به عنوان آثار هنری به جای مانده از جنگ و اسناد دفاع مقدس ثبت کرده و داشته باشیم.
وی در خصوص آثاری که از درجه استفاده ساقط شدهاند توضیح میدهد: بخش عمدهای از این آثار گرانبها را که به سبب شرایط مختلفی مانند آب و هوا از بین رفتهاند با یک رویکرد جدید و با طراحی و مواد جدید بازسازی و ترمیم خواهیم کرد.
معاون پژوهشی ارتباطات بنیاد شهید بازسازی و شناسنامهدار شدن نقاشیهای دیواری را یک طرح ملی میداند و میگوید: برای تمام طرحهایی که در استان تهران است، شناسنامه درست کردهایم و این کار برای سایر استانها نیز در حال انجام است. این طرح یک کار ملی است و میطلبد که تمام نهادهایی که در زیباسازی شهر دخیل هستند، با ما مشارکت داشته باشند. همچنین هماهنگیهای لازم برای نورپردازی و شیوه نگهداری جدید نقاشی دیواری با سازمان زیباسازی شهرداری انجام شده و قرار است با آنها یک کار مشترک در زمینه بهسازی این آثار صورت بگیرد. فکر میکنم تا پایان امسال و با طرحی ضربتی بتوانیم 50 طرح با شکل و طراحی جدید را در تهران اجرا کنیم البته امیدوارم با همکاری شهرداری و نهادهای ذیربط این کار به سرانجام برسد.
استعدادها در راهند
بعد از پایان جنگ تحمیلی به یک نوع نقاشی دیواری در میادین و معابر اصلی شهرهای بزرگ برمیخوریم که سفارشدهندگان آنها بیشتر شهرداریها هستند. تصاویر این دیوارها بیشتر بار تزئینی دارند و حاوی پیامهای مربوط به حفظ محیط زیست با نقشمایههایی چون گل و مرغ، طبیعت و منظره هستند یا باز هم تصاویر ارزشمند شهدای جنگ تحمیلی روی دیوارها نقش میبندند.
در سالهای اخیر، در عرصه نقاشی دیواری شاهد بروز استعدادهای نو مایهای هستیم که به اهمیت و لزوم شکلگیری جدیتر و آگاهانه نقاشی دیواری و توسعه آن در جامعه کنونی دست یافتهاند. مهم این است که این دسته از نقاشان هم شناخت وسیعتری از تکنیکهای اصولی و پایهگذار نقاشی دیواری به دست آوردهاند و هم اینکه از دستاوردهای باارزش نقاشی معاصر جهان غافل نماندهاند.
با این وصف، نقاشی دیواری معاصر ایران با تمام تلاشهای ناپیوسته هنرمندان و دستاندرکاران این رشته هنری، در مجموع به یک سبک و شیوه منسجم که بیانگر روح و اندیشه ایرانی در چارچوب ادراک معاصر باشد، نرسیده و این مهم لازمهاش این است که ابتدا در عرصه وسیعتر نقاشی معاصر ایران رخ بنماید.