کد خبر: 110668
تاریخ انتشار: ۰۱ آذر ۱۳۸۸ - ۰۶:۴۸
بازگشت عنوان سازماني «بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» به «بسيج مستضعفين» كه درحكم انتصاب رئيس اين سازمان توسط مقام معظم رهبري قطعيت يافت، تحليل‌ها و چراهاي متفاوتي را به همراه داشت. اين چراها در عرصه نقادي نبود اما بازگشت مفهومي آن بعد از گذشت 30 ‌سال از انقلاب اسلامي، نياز به تبيين و توضيح مسؤولان محترم بسيج دارد. با گذري به نامگذاري اوليه بسيج توسط حضرت امام (ره)، در حد بضاعت به چرايي اين بازگشت اشاره خواهيم كرد.1ـ تشكيل اوليه بسيج توسط حضرت امام (ره) با عنوان «بسيج مستضعفين» صورت گرفت. هنگام تأسيس بسيج مستضعفين، سخني از الحاق آن به سپاه در ميان نبود و مباحث مختلفي بر سر اداره اين نهاد صورت گرفت و نهايتاً در تيرماه 59 مجلس شوراي اسلامي الحاق آن را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تصويب نمود. به رغم تصويب مجلس شوراي اسلامي، الحاق عملي بسيج مستضعفين به سپاه، تا دي ماه همان سال به طول انجاميد و شروع جنگ تحميلي در حد فاصل تصويب و الحاق اتفاق افتاد.2 ـ برخي بر اين عقيده‌اند كه واژه «استضعاف» به معني فقر اوليه نيست و براي افراد يا جماعت و ملتي به كار برده مي‌شود كه به فقر كشيده شده‌اند و ابتدا به ساكن اينگونه نبوده‌اند. لذا كاربرد اين واژه را در بدو پيروزي انقلاب امري پسنديده و قابل دفاع مي‌دانند اما اكنون استضعاف در كشور مفهوم اوليه خود را از دست داده است. علاوه بر آن اگر «مستضعفين» را به مثابه «گفتمان» به كار گيريم، حدود 40 درصد جامعه ما در اين دايره جاي نمي‌گيرند در حالي كه بسياري از آنها عضو و علاقه‌مند به بسيج هستند. 3ـ در تبيين چرايي بسيج مستضعفين، ابتدا بايد مفهوم آن را از قالب‌هاي ذهني فعلي بيرون كشيد. واژه مستضعف نيز همانند واژه «عدالت» به صورت ناخودآگاه، ذهن آدمي را به حوزه اقتصاد و محروميت اقتصادي سوق مي‌دهد. لذا بايد مفهوم مستضعف را به عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اعتقادي تسري داد و جامعيت آن را بازتوليد نمود.4 ـ به نظر مي‌رسد هدف اصلي حضرت امام (ره) از كاربرد واژه مستضعفين جهت بسيج، ابعاد مختلفي را در بر مي‌گيرد كه تاكنون نسبت به تبيين آن اقدام مؤثري صورت نگرفته است. از جمله اين دلايل مي‌توان به:1ـ 4ـ بسيج از ديدگاه امام (ره) «منحصر به ايران اسلامي نيست» لذا هر انسان مظلومي كه در سراسر جهان به استضعاف كشيده شده است و مغضوب ديكتاتورها و استكبار جهاني است، عضوي از «جامعه جهاني بسيج» است، لذا گفتمان امام (ره) مبتني بر قطب‌بندي دوگانه استضعاف ـ استكبار بود و اين آرايش، ضمن دائمي بودن، مرز و جغرافيا نمي‌شناسد.2 ـ 4 ـ در انديشه امام (ره) رفاه و مبارزه با هم همسويي ندارند. به اعتقاد وي «كساني كه معتقدند مبارزه و رفاه با هم قابل جمع‌اند آب در هاون مي‌كوبند» لذا شعاع و جغرافياي حضرت امام (ره) جهت مبارزه جهاني عليه استكبار، عالم مستضعفين است و پا برهنگان مدنظر امام (ره) در اين مبارزه فقط فقراي اقتصادي نيستند، چرا كه سرمايه‌هاي ملي و هويتي و فرهنگي ملت‌ها امروز به همان سان كه منابع اقتصادي و قدرت سياسي آنان در چنبره استكبار گرفتار آمده، به غارت رفته است. 3 ـ 4ـ در نگاه اعتقادي امام (ره) و تشيع و در عهدي كه خداوند در قرآن بر آن تأكيد كرده است، مستضعفين وارث حقيقي زمين‌اند. بنابراين بسيج مستضعفين در زمان غيبت منجي به دنبال تحقق و آماده سازي اين «وراثت» است. در گفتمان ديني و شيعي تا زماني كه «نجعلهم‌الائمه» از قوه (غيبت) به فعل (ظهور) منجر نشود، جهانيان در استضعاف به سر خواهند برد. بر اساس اين نگرش، رفاه مادي و اجتماعي هم اگر صورت گيرد باز جامعه جهاني در انتظار منجي كه دشمن مستكبرين است خواهد بود و براي تحقق «نجعلهم الوارثين» تلاش مي‌نمايد. بنابراين بسيج مستضعفين متشكل از فقيران اقتصادي نيست، بلكه متشكل از همه كساني است كه جهت تحقق «ونريدان نمن علي‌الذين استضعفوا في‌الارض» تلاش مي‌نمايند. نقش ايران اسلامي در اين ميان چيست؟ ايران امروز زايشگاه و مهد اوليه اين حركت جهاني است و عالم مستضعفين را براي برافراشته شدن اين پرچم صلا مي‌زند. به تعبير سيد شهيدان اهل قلم، ايران امروز مركز آن نور مقدسي است كه در ظلمات اين عصر درخشيدن گرفته است و فرداي تاريخ را تا عصر عدالت جهاني روشن خواهد نمود. چرا در ايران امروز، بسيج متولي فراخواني مستضعفين عالم براي ايجاد حكومت آنان بر زمين است؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد به ارتباط رهبر وارثين و بسيج پرداخت زيرا نبايد شك نمود كه بهترين ياران او در ميان بسيجيان هستند. سيد شهيدان اهل قلم در اين باره مي‌نويسد: «بسيج قبله آمال همه كساني است كه حقيقت انتظار موعود را دريافته‌اند و مي‌دانند كه جز اين راه، هر چه هست، نقش خيال بر آب باطل زدن است. بسيجي‌ها دلباخته حق‌اند و ما دلباخته بسيجي‌ها. آنها سربازان امام زمان (عج) و پيوستگان به او هستند. تو اگر در جست‌وجوي موعود خويش هستي او را در ميان سربازانش بجوي. بسيجي خود را در نسبت ميان مبدأ و معنا مي‌بيند و انتظار موعود و با اين انتظار هويت تاريخي انسان را باز مي‌يابد. او آسايش تن را قرباني كمال روح مي‌كند و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و كوچه و خيابان كه در فاصله ميان مبدأ و موعود تاريخ باز مي‌شناسد و براي مبارزات بعدي آماده مي‌شود.» پارامترهاي مهمي همچون جهاني خواندن بسيج توسط امام (ره)، استمرار استضعاف تا ظهور منجي عدالت‌گستر و لزوم گفتمان‌سازي در مقابل جبهه استكبار از جمله دلايل نامگذاري «بسيج مستضعفين» است. درواقع چيزي عوض نشده است، ديروز بسيج مستضعفين در جنگ سخت مي‌جنگيد و امروز وارد جبهه جنگ نرم مي‌شود. جبهه تغيير كرده است اما عنوان بايد ثابت بماند. بسيج مستضعفين به مثابه گفتمان و ميقات مظلومين عليه مستكبرين است و تا مبارزه هست جبهه مستضعفين نيز هست و تا منجي نيامده رسالت از دوش هيچ كس برداشته نمي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار