کریدور یا مسیر ترانزیتی شمال - جنوب که روسیه و کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی را از طریق ایران به آبهای آزاد جنوب و کشورهای اطراف اقیانوس هند وصل میکند، یکی از مهمترین مسیرهای ترانزیتی در نیمکره شرقی است که ایران به صورت بسیار مطلوبی در آن قرار گرفتهاست، این وضعیت یکی از مزیتهای مهم و استراتژیک جغرافیایی کشور است که فرآوری آن میتواند برای کشور تولید قدرت، ثروت، امنیت نرم و ظرفیت دیپلماتیک کند. این ویژگی وضعیت جغرافیایی خاصی است که علاوه بر ایران، در قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی منطقه و کشورهای بزرگ مسیر نیز تأثیرگذار خواهدبود.
بنابراین چنین مسیری ژئوپلیتیک منطقه را به شدت به نفع کشورهای مسیر تحتتأثیر قرار میدهد. به لحاظ ژئواستراتژیکی برقراری این گذرراه ارتباط سه کشور بزرگ پیمان شانگهای را در غرب این پیمان شامل کشورهای روسیه، ایران و هند توسعه میدهد و مشکل کشورهای آسیای میانه را که عضو این پیمان هستند و به دریای آزاد راه ندارند، حل خواهد کرد و بدین ترتیب زمینه رشد تبادلات تجاری و اقتصادی و همبستگی بیشتر پیمان خواهد شد. در جنگ جهانی دوم انگلیسیها و امریکاییها با شناخت این ویژگی در ایران و بهکارگیری آن توانستند با عبور از این گذرراه و کمک به شوروی، آن کشور را از شکست در جنگ با آلمان نجات دهند و موجب پیروزی متفقین شوند. درآن زمان حکومت وقت ایران توان نظامی لازم برای حفظ و صیانت از این مزیت جغرافیایی و بهرهبرداری از آن را برای خود نداشت و موجب اشغال و نابودی منابع و امکانات کشور شد.
باز و بسته بودن این مسیر به ایران و قدرت آن بستگی دارد، اگر ایران نخواهد از این راه استفاده شود یا همچنان که تا حال بوده این راه بسته باشد، تمام مبادلات کشورهای آسیای میانه و روسیه و شرق اروپا با کشورهای اطراف اقیانوس هند از مسیر طولانی اقیانوس هند- دریای سرخ- کانال سوئز - دریای مدیترانه و دریای سیاه یا از مسیر دریای مدیترانه - دریای شمال و دریای بالتیک انجام میشود که راهی طولانی و پرهزینه است. استفاده از این مسیر موجب کاهش ۴۰ درصد در مسافت و زمان و ۳۰ درصد در هزینهها خواهد شد. در شرایط فعلی که روسیه به دلیل جنگ اوکراین با مشکلات زیادی در دریای سیاه و دریای مدیترانه مواجه است و ممکن است کشتیهای آن توسط کشورهای غربی مصادره شوند به این مسیر ترانزیتی (گذرراه) برای ارتباط با کشورهای اطراف اقیانوس هند و کشورهای شرق آسیا نیازمند است و از طرفی دیگر کشورهایی مانند هند و برخی کشورهای عربی که توسعه اقتصادی پیدا کرده و نیاز به بازارهای آسیای میانه، روسیه و قفقاز دارند نیز به این گذرراه نیاز دارند تا کالاهای خود را به این کشورها ارسال کنند. یکی دیگر از کارکردهای مهم این مسیر، نقل و انتقال نفت، مواد سوختی، محصولات پالایشگاهی و پتروشیمی است که اهمیت راهبردی این مسیر را افزایش میدهد و این چیزی است که برای صادرات انرژی روسیه در حال حاضر حیاتی است.
در این میان نقش ایران تعیینکننده است، اگر بتواند این مسیر مهم را باز کند از مزایای بیشمار اقتصادی، سیاسی و دفاعی آن بهره خواهد برد. لازمه این کار در ابتدا به کارگیری دیپلماسی فعال در ایجاد هماهنگی بین کشورهای بزرگ دو طرف مسیر مزبور است و در مرحله بعد ایجاد زیرساختهای مهمی مانند مسیرهای ریلی، جادهای، ایجاد بنادر و اسکلههای بزرگ و سامانههای گمرکی مدرن خواهد بود. در صورت برقراری چنین مسیری اهمیت ژئوپلیتیکی ایران افزایش خواهد یافت و در روابط بینالمللی نقش بالاتر و قدرت چانهزنی بیشتری پیدا میکند، از نظر اقتصادی علاوه بر انجام تبادلات اقتصادی خود از این مسیر، با ایجاد فرصتهای شغلی جدید و دریافت حق ترانزیت از درآمد مستقیم و پایدار برخوردار خواهد شد.
از نظر نظامی و دفاعی به دلیل اهمیت این مسیر برای اقتصاد کشورهای استفادهکننده و حساسیت آنها به امنیت آن، زمینهساز نوعی امنیت جمعی خواهدبود، از نظر سیاسی به دلیل تبادلات و توسعه روابط اقتصادی، موجب افزایش همبستگی سیاسی بین بهرهگیران میشود، در مجموع برقراری این گذرراه یا مسیر ترانزیتی علاوه بر افزایش درآمدهای مستقیم اقتصادی موجب افزایش موقعیت دفاعی و اهمیت سیاسی و تقویت امنیت نرم کشور میشود، البته لازمه اینکار ایجاد هماهنگی بیشتر با کشورهایی مانند هند و دیگر کشورهای حاشیه اقیانوس هند است. از بنادر جنوبی ایران که موقعیت بسیار مناسبی برای این کار دارد، بندر خرمشهر است، این بندر نزدیکترین بندر در کرانه خلیج فارس به تهران و دریای خزر است، فاصله خرمشهر تا تهران ۹۸۰ کیلومتر و فاصله بندرعباس تا تهران هزارو۳۵۰ کیلومتر است، بنابراین استفاده از آن موجب کوتاهتر شدن مسیر و کمشدن زمان و ارزانترشدن هزینهها نسبت به دیگر بنادر کشور خواهد شد. علاوه براین وجود زیرساختهای آماده مانند خطوط ریلی، جادهای و هوایی (فرودگاه بینالمللی آبادان) کشور را از سرمایهگذاریهای سنگین و زمانبر جدید بینیاز میکند.