پرونده های بسیاری با موضوع همسرکشی همواره در محاکم قضایی تشکیل است که انگیزه های متعددی برای تشکیل آن وجود دارد. با وجود این که آموزه های دینی، اخلاقی و انسانی بر پایه تحکیم بنیان خانواده تاکید دارد پرونده بسیاری درباره اختلاف های زوجین در دادگاه های خانواده و یا کیفری مطرح است. در این دسته از پرونده ها دختر و پسری که تشکیل خانواده می دهند مدتی کوتاه بعد از فاصله گرفتن از خانواده خود و شروع زندگی مشترک، درک درستی از زندگی واقعی و اختلاف نظر را پیدا می کنند. نداشتن مهارت درست برای مدیریت خواسته، اولین گام برای تجربه یک تنش خانوادگی را شکل می دهد. درخواست کمک از خانواده و وارد شدن اعضای خانواده یکی از زوجین به عنوان حامی، خیلی وقت ها به معنای دخالت در زندگی تلقی می شود. تثبیت دخالت در زندگی زوجین، خیلی وقت ها با تولد فرزندان هم ادامه پیدا می کند. درحالی که کمک از مشاور خانواده در این مقطع می تواند کمک مهمی به ادامه درست زندگی داشته باشد دامنه اختلاف ها بالا گرفته و گاهی وقت ها به قیمت جان یکی از طرفین تمام می شود.
ورود نسل نوین گوشی های تلفن همراه به زندگی اجتماعی تاثیری شگرف در متلاشی کردن بنیان های خانواده داشته است. از زمان عضویت گوشی های تلفن همراه در خانواده ها، دامنه اختلاف های خانوادگی گسترده تر شده است. خیانت یک یا هر دو طرف در جریان ارتباط های پنهانی مهم ترین انگیزه بروز اختلاف را سبب می شود. در عمده ترین پرونده های شکل گرفته با همین موضوع وقتی زن با کمبود توجه از سوی شوهرش مواجه می شود قدم به رابطه ای پنهانی می گذارد و توجه مردی بیگانه را به خود جلب می کند. شکل گیری و تثبیت روابط عاطفی در این زمان سبب می شود که زن و مرد خیانتکار سناریوی قتل شوهر را طراحی و اجرا کنند. مردان در چنین پرونده هایی خود به تنهایی در نقش مرتکب ظاهر می شوند. آنها بعد از اطمینان از شکل گیری رابطه پنهانی شریک زندگی شان با مردی بیگانه دست به ارتکاب قتل همسر خود و یا مرد بیگانه می زنند.
مصرف مواد مخدر، انگیزه دیگری برای شکل گیری این دسته از پرونده ها می باشد. وقتی یکی از زوجین وارد دنیای مصرف کنندگان می شود آسیب های زیادی را به کانون خانواده دعوت می کند. پرخاشگری و ضرب و جرح همسر و فرزندان ناشی از مصرف مواد مخدر قدرت تاب آوری اعضای خانواده مقابل فرد مصرف کننده را کاهش می دهد به طوری که گزینه حذف فرد مصرف کننده از زندگی به تنها راه ممکن برای نجات از کابوس های شکل گرفته تبدیل می شود.
افزایش سرسام آور هزینه های زندگی از دیگر انگیز هایی است که متلاشی شدن کانون های خانواده را منجر شده است. در تنگنا قرار گرفتن خانواد ها تنش در خانواده را افزایش داده و ناتوانی افراد برای کنترل رفتار خود را سبب شده است. بسیاری از خانواده ها به دلیل قرار گرفتن در چنین وضعیتی از هم گسیخته و در مواردی به دلیل عدم مهارت در کنترل رفتار یکی از زوجین، منجر به حذف شریک زندگی از حیات می شود. دشوار بودن شرایط طلاق به دلیل سیاست های حاکم از دلایل دیگر برای شکل گیری این پرونده هایی جنایی است. به عنوان خبرنگار در بسیاری از پرونده های شکل گرفته در این باره شاهد هستم که دشوار شدن شرایط طلاق و اصرار بر ادامه زندگی پرتنش کنترل رفتار را از دست یکی از زوجین خارج کرده و حادثه خونین را سبب شده است.
شکل گیری پرونده های قتل های همسر کشی پیامدهای هولناکی برای جامعه به همراه دارد. نابود شدن سرنوشت فرزندان و شدت گرفتن اختلاف بین خانواده دو طرف از بدیهی ترین پیامدهایی است امکان جبران آن وجود ندارد. به دلیل شکل گیری چنین پرونده هایی دامنه اختلاف بین دو خانواده دو طرف بسیاری از مواقع به شکل گیری پرونده های جنایی بعدی هم منجر می شود. آن گونه که اشاره شدن آموزه های دینی همواره ما را به تحکیم بنیان خانواده توصیه کرده است. بنابراین فاصله گرفتن از عمل به این توصیه می تواند به عنوان یکی از عوامل مهم در بروز اختلاف و به دنبال آن شکل گیری پرونده همسرکشی منجر شود. بی توجهی به ضرورت دخالت مشاور در زندگی هم یکی از دلایل ادامه پیدا کردن اختلاف های بین زوجین است. عدم حمایت بیمه ها از مشاوره خانواده می تواند به عنوان یکی از دلایل عدم اقبال به دخالت مشاور باشد. یکی از باورهای اشتباه در جامعه این است که افراد همواره با بروز اختلاف است که دست به دامن مشاورمی شوند در حالی که مراجعه به مشاور قبل، حین و بعداز ازدواج باید به عنوان عامل پیشگیری از بروز اختلاف در نظر گرفته شود.