اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در پژوهشی به بررسی وضعیت کودک آزاری در تهران پرداختهاست. در این پژوهش آمدهاست که خشونت خانگی در تهران به اشکال مختلف جسمی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و جنسی وجود دارد و کودکان هم قربانیان این جرائم خانوادگی هستند. خشونت علیه کودکان به عنوان یک مسئله مهم خانوادگی و اجتماعی تلقی میشود که تصویر روشنی از تجاوز و خشونتهای خانگی را آشکار میکند. خشونت علیه کودکان از پدیدههای تاریخی و جهانی بوده که امروزه به عنوان یکی از اساسیترین آسیبهای اجتماعی و معضلات بهداشتی خانوادهها در شهر تهران شناخته شدهاست. این عمل غیراخلاقی، یکی از معضلاتی است که نهتنها بر وضعیت سلامت روح و جسم کودک و جامعه تأثیر میگذارد، بلکه آسیبپذیری سریع کودک را در برابر مسائل بهداشتی افزایش میدهد. کودکان زیباترین شکوفههای هستیاند که خداوند آنان را چونان نعمتی بیپایان به انسانها مرحمت میکند، اما امروزه یکی از بزرگترین معضلات جوامع انسانی، ناسپاسی برابر این نعمت بیمنت الهی است. کودکی که به درخواست والدین و بیاراده خویش قدم در این دنیا مینهد و مأمن و پناهگاهی جز آغوش گرم خانواده و خصوصاً پدر و مادر نمیشناسد، در سایه همین پناهگاه، پژمرده میشود، بنابراین کودک آزاری از جرائمی است که قلب هر انسانی را به درد میآورد. کودک آزاری به عنوان یک پدیده اجتماعی – فرهنگی که نشاندهنده بحران در یک جامعه است، امروزه روند رو به رشدی در شهر تهران را طی میکند. در حالی که تعداد بیشماری از کودکان به علت فقر، سوءتغذیه، بیماریهای واگیردار و جنگ جان خود را از دست میدهند، شاهد تعداد زیادی مرگ و میر کودکان بر اثر سوءرفتار هستیم. مراقبت برای رشد اولیه و تکامل کودکان راهگشای زندگی آنان در آموزش خوداتکایی و زندگی مستقل در آینده است.
طی بررسیهای انجام شده عواملی، چون طلاق، کاهش درآمد و فقر، بیکاری، اعتیاد والدین، ناآگاهی و فقر فرهنگی، موجب بروز پدیده کودکآزاری میشود. در شهر تهران ناآگاهی خانوادهها نقش بسزایی در کودک آزاری دارد. خانواده به عنوان اصلیترین نهاد جامعه میتواند با آگاهی و هوشیاری خود گام مؤثری در کاهش این آسیبها بردارد. در خانوادههای نابسامان کودکان نمیتوانند آنطور که باید نیازهای جسمی، عاطفی و روانی خود را پاسخ گویند و در نهایت در آیندهای نه چندان دور به مسائل بزرگتری دچار میشوند. کودک آزاری پدیدهای است که اگر چه در بسیاری از سطوح پنهان نگه داشتهمیشود، اما این جرم جزو بزهکاریهای سیاه تلقی میشود، زیرا به دلیل ضعف جسمی و شخصیتی، بزهدیده نسبت به تضییع حقوق و آزاردیدگی وی، نوعاً اعلام جرم نمیشود.
پدیده کودکآزاری به معضلی اجتماعی تبدیلشده که نیازمند شناسایی و درمان ریشهای هر چه سریعتردر جامعه است. از سوی دیگر ابعاد روانی ناشی از این پدیده نیز امری بسیار مهم و تأثیرگذار است، بهگونهای که آینده کودک، خانواده و جامعه را دستخوش اثرات بسیار زیانبار و جبرانناپذیر میکند. از عوارض کودکآزاری و غفلت میتوان به سلامت جسمی ضعیف (خستگی مزمن و ضعف سیستم ایمنی) بهداشت عاطفی و روانی ضعیف (افسردگی و اضطراب) مشکلات اجتماعی، اختلال عملکرد شناختی (نقص در توجه و مهارت حل مسئله) مصرف موادمخدر و مشکلات رفتاری (پرخاشگری) اشاره کرد، بنابراین پیامدهای کودکآزاری شامل جنبههای مختلف از جمله جنبههای جسمی، عاطفی، اجتماعی و شناختی است. به تعبیر دیگر کودکانی که در دوران طفولیت بیهیچ حمایت اجتماعی مورد آزار و اذیت عضوی از خانواده یا شخص خارج از خانواده قرار گرفته باشند، نمیتوانند در بزرگسالی به خدمت جامعهای در آیند که رنج و آرامش کودکی آنها را نادیده گرفتهاست.
نتایج به دست آمده از مصاحبه اولیه مشخص کرد که هر کدام از عوامل تا چه میزان در این معضل اجتماعی مؤثر است؛ عوامل اجتماعی ۶۰ درصد، عوامل فرهنگی ۶ درصد، عوامل اقتصادی ۸ درصد، عوامل روانشناختی ۲۵ درصد، عوامل انتظامی و امنیتی یک درصد است که نشان میدهد عوامل اجتماعی (محیط آشفته و نامناسب خانوادگی) بیشترین تأثیر را در گرایش افراد به کودک آزاری دارد.
با توجه به یافتههای این پژوهش، اکثر متهمان مذکر و در سن میانسالی و انگیزه اصلی کودکآزاری عوامل اجتماعی از جمله محیط آشفته و نامناسب خانوادگی بودهاست. توصیه میشود مسئولان به وظایف خود در قبال افراد مستعد عمل و با رفع کمبودهای مادی و معنوی زمینه و عوامل ارتکاب بزه را محو و نابود کنند.
* کارشناس ارشد اداره
برآورد معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ