اثری که هماینک در معرفی آن سخن میرود، در پی آن است تا با مددگرفتن از اسناد و مدارک متقن، داستان حمله متفقین را به ایران بازگوید. نویسنده این اثر محمد قلیمجد است که آن را به انگلیسی نگاشته و زندهیاد علیاکبر رنجبر کرمانی، به ترجمه آن دست زده است اثری که هماینک در معرفی آن سخن میرود، در پی آن است تا با مددگرفتن از اسناد و مدارک متقن، داستان حمله متفقین را به ایران بازگوید. نویسنده این اثر محمد قلیمجد است که آن را به انگلیسی نگاشته و زندهیاد علیاکبر رنجبر کرمانی، به ترجمه آن دست زده است. مؤلف در دیباچه خویش بر این اثر - که توسط پژوهشکده تاریخ معاصر ایران روانه بازار نشر گشته- در باب موضوع و محتوای آن چنین آورده است:
«۲۵ آگوست ۲۰۱۱، هفتادمین سالروز حمله نیروهای مسلح روس و انگلیس به ایران، با نام رمز عملیات دیدار است. اشغال ایران از سوی متفقین و در پیامد آن، برکناری شاه وقت و جایگزینی ولیعهد او یکی از مهمترین و قابل توجهترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران است و در عین حال آنطور که باید و شاید به آن پرداخته نشده است. تاریخ ایران در دوره پیش از ظهور رضاشاه و برآمدن سلسله پهلوی در سالهای ۱۹۲۰، نسبتاً به خوبی مورد بررسی و مداقه قرار گرفته، اما تاریخ سالهای پایانی حکومت رضاشاه، نفرت مردم از او حمله متفقین به کشور، فروپاشی سریع رژیم رضاشاه و سقوط او و جانشینی پسرش محمدرضاشاه، عملاً بدون بررسی دقیق باقیمانده و پرده از حقایق و دقایق آن برداشته نشده است. ارزیابی درست و معنادار از رضاشاه و حکومت او، بدون بررسی و مطالعه سالهای پایانی سلطنت وی و طرز سقوط او ممکن نیست. همچنین ارزیابی درست از دوران محمدرضاشاه، بدون مطالعه و بررسی و تحقیق دقیق درباره آغاز شوم و نکبتبار سلطنت او نیز امکانپذیر نیست. این کتاب اولین تاریخ دقیق و مستند از این وقایع، به زبان انگلیسی است و امید است، گامی باشد در راه پرکردن این خلاً آشکار در تاریخ ایران در جنگجهانی دوم. با اینکه از آغاز جنگجهانی دوم، ایران بارها و بارها اعلام بیطرفی کرده بود، در سپیدهدم ۲۵ آگوست ۱۹۴۱، اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا به این کشور حمله کردند. اگرچه پاسخ غیرقابل قبول ایران به اتمام حجت انگلیس و روسیه برای اخراج فوری اتباع آلمان از ایران، دلیل این حمله دانسته شده است، اما روشن است که اساساً پاسخ ایران اهمیتی نداشت و هر پاسخی ایران میداد، باز هم اشغال میشد و این کشور را گریزی از ورودی نیروهای شوروی و انگلیس نبود. روسها از سه نقطه در دو سوی دریای خزر حمله کردند و فقط ظرف سه روز تمام، شمال کشور، از جمله شهرهای تبریز، رشت و مشهد را اشغال کردند و تا قزوین پیش آمدند و در آنجا پیشروی خود را موقتاً متوقف کردند. نیروهای بریتانیا نیز از سه نقطه در جنوبغربی و غرب ایران، وارد خاک این کشور شدند. یک ستون ارتش انگلیس از بصره و ستون دیگر خانقین به ایران حمله کردند. علاوه بر این، نیروهای هوابرد و نیروهای آبی خاکی انگلیسی، بندر شاهپور در خلیجفارس را مورد حمله قرار دادند. ارتش و نیروی دریایی ایران کاملاً غافلگیر شدند و نیروی دریایی کوچک ایران نیست و نابود شد! همانند هجوم روسیه، پیشروی نیروهای بریتانیا در ایران نیز تند و سریع بود و نیروهای انگلیسی در کمتر از ۳۶ ساعت، آبادان، پالایشگاه نفت آن و بندرهای شاهپور و خرمشهر را گرفتند و ظرف سه روز تمام، مناطق نفتی ایران در جنوبغرب، از جمله شهر اهواز را اشغال کردند. همین ماجرا در منطقه قصرشیرین در استان کرمانشاه نیز تکرار شد و نیروهای بریتانیا در ۲۹ آگوست ۱۹۴۱، ظفرمندانه وارد کرمانشاه شدند. در ۳۱ آگوست سال ۱۹۴۱، عناصری از نیروهای پیروز انگلیس و روسیه در مراسمی در قزوین ملاقات کردند و در واقع دیدار یکدیگر را در ایران جشن گرفتند....»