
محمد صادق زمانی - این اخبار رسیده از محافل اصلاحطلبان از تلاش مهندس موسوی برای تشکیل «ستاد مشترک رهبری» خبر میدهد. براساس این خبر که روز گذشته در پایگاه خبری «جوان آنلاین» منتشر شد برخی مشاوران میرحسین موسوی به او توصیه کردهاند هر چه سریعتر این ستاد رهبری را تشکیل دهد. براساس این طرح قرار است در «ستاد مشترک رهبری»، چهار نماینده به نیابت از سید محمد خاتمی، مهندس موسوی، مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی حضور داشته باشند.
علاوه بر این چهار نایب که هسته اصلی ستاد را شکل میدهند، هر نایب را یک تیم چهار نفره متشکل از یک تئوریسین، یک استراتژیست، یک مدیر اجرایی و یک متخصص تبلیغات همراهی میکند. مشاوران موسوی همچنین از او خواستهاند با تشکیل کمیتهای به نام «تدبیر شرایط حال» مرکب از زیرمجموعههای حقوقی، تبلیغاتی، ضدتبلیغات، ارتباطات خصوصی و عمومی، از این پس برنامهریزیها برای حضور جنبش سبز با نظم و انسجام بیشتری در چارچوب مناسبتها و تقویم صورت گیرد.
آنها همچنین با ابراز نگرانی از کاهش و ریزش هواداران جنبش سبز به موسوی پیشنهاد دادهاند برای حفظ هیجانهای حاکم بر هواداران باید تجمعات خیابانی سبزها در فواصل زمانی نزدیک انجام شده و اقداماتی همچون «خلق مناسبت» صورت گیرد.
چقدر این دو به هم نزدیکاند!
ششم مهرماه، سایت اینترنتی رادیو فردا – وابسته به سازمان سیا – در تحلیلی با عنوان «رهبری جنبش سبز؛ شبکهای، غیر متمرکز، تعاملی و توافقی» به قلم مجید محمدی به هدایتگران جنبش سبز توصیه کرد از متمرکز کردن رهبری این جنبش بپرهیزند. در تحلیل رادیو فردا آمده بود: «در این جنبش هیچ کس به تنهایی نمیتواند تصمیمی بگیرد... در جنبش سبز، چگونگی رهبری اهمیت دارد نه اینکه چه کسی در مقام رهبری قرار دارد.»
نزدیک به یک ماه بعد از تحلیل رادیو فردا، حلقه مشاوران مهندس موسوی دقیقاً از او همان چیزی را میخواهند که سیاستگذاران سایت وابسته به سازمان سیا از سرکردگان سبزها – موسوی و کروبی – خواستند: «رهبری جنبش، متمرکز و هرمی نباشد». مشاوران مهندس موسوی هم از او خواستهاند «شورای رهبری» تشکیل دهد. در بخشی از تحلیل رادیو فردا که معتقد است رهبری سبزها از ابتدا غیرمتمرکز بوده، یکی از آثار و مزایای وجود شورای رهبری برای جنبش سبز اینگونه بیان شده است:«ساختار غیرمتمرکز جنبش سبز زمینه را برای تأثیرگذاری نیروهای مستقر در خارج کشور به گونهای فراهم کرد که نیروهای خارج کشور امکان تأثیرگذاری در شبکههای مجازی جنبش و تعامل با رهبران داخل را به دست آوردهاند.»
جایی برای پیرمردها نیست
واقعیت آن است که سبزها از موسوی، خاتمی و کروبی عبور کردهاند و بخش اعظم رهبری این جریان در اتاق فکر اپوزیسیون خارج از کشور انجام میشود. مجله تخصصی «فارن پالسی»- سیاست خارجی آمریکا- چندی پیش در گزارشی تحلیلی با اشاره به اینکه «موسوی فقط یک رهبر سمبلیک برای سبزهاست»، نوشت:«واقعیت این است که آقایان موسوی، خاتمی و کروبی کمترین نقش را در سازماندهی و هدایت جنبش سبز دارند.» رفتارها و شعارهای سبزها بیانگر عبور آنها از موسوی، خاتمی و کروبی است. سبزها نشان دادهاند که جایگاهی برای رهبری این سه تن بر «آشوبستان سبز» تعریف نکردهاند. آنها موسوی، خاتمی و کروبی را پیرتر از آن میدانند که رهبری سبزها را برای عبور از قانون اساسی و حاکمیت عهدهدار شوند.
ما سه نفر را کجا میبرید؟!
تشکیل «ستاد مشترک رهبری» از سوی موسوی برای همراهی با سبزها آن هم در شرایطی که آنها از موسوی، خاتمی وکروبی عبور کردهاند و تمایلی برای حرکت در سایه این سه تن ندارند مصداق حکایت معروف «ما سه نفر را کجا میبرید؟» است. هرچه سبزها رهبری این سه تن را انکار میکنند آنها اصرار دارند که خود را رهبر این جریان معرفی کرده و خودشان را به سبزها تحمیل میکنند!
تحلیل پنج بعدی مشاوران روی پیشخوان موسوی
در این تحلیلها که در اختیار مهندس موسوی قرار گرفته، ملاحظات لازم جهت «موجآفرینی» مورد تأکید قرار گرفته است. یکی از اعضای جنبش سبز در گفتوگو با «جوانآنلاین» اظهار کرد که این تحلیلها در پنج سطح «بررسی جنبش سبز»، «ضدجنبش سرخ»، «کنشهای سیاسی- اجتماعی»، «تدبیرهای ممکن و مطلوب» و «تدوین گفتمان هژمونیک برای دوران کنونی» مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
از مسائل مورد تأکید در این تحلیلها، افزایش سطح تجمعات خیابانی و تبدیل خیابان به «پارلمان مردم» است. براساس تحلیل سطح دوم یعنی «ضد جنبش سرخ»، مشاوران مهندس موسوی معتقدند گروه پیروز در انتخابات دچار بحران سرخ شده و به همین دلیل به خشونت پناه برده است. آنها جنبش سبز را حاصل پدیدهای تحت عنوان «قیام شرایط» یا «شورش موقعیت» دانسته و از این جریان با عنوان «جنبش رنگینکمانی» نام بردهاند. محمدرضا تاجیک- از تئوریسینهای اثرگذار بر مهندس موسوی- چندی پیش در مقالهای، «شورش موقعیت» را اینگونه تعریف کرد:«شورش موقیعت یا قیام شرایط یعنی «حالا وقتشه»؛ حالا وقت تبدیل خیابان به پارلمان مردم است، حالا وقت فریاد صداهای خاموش است، حالا وقت شورش وضع موجود علیه خودش است و حالا وقت شورش خودیها علیه خودیهاست.»
من «فتنه»؛ 149 روز دارم
مهم این نیست که آقایان موسوی، خاتمی و کروبی رهبر این جنبش هستند یا نه، مهم این است که این سه چهره سیاسی با وجود آشکار شدن ماهیت رادیکال و ساختارشکنانه سبزها که گرد فتنه میگردند، هنوز هم با گذشت 149 روز از پایان انتخابات ریاست جمهوری، بهرغم شعارهایی که درباره قانون اساسی و احترام به قانون سرمیدهند، علاقه و اصرار وافری به همراهی با این گروه هرج و مرجطلب دارند. تحلیل غیرمنطبق با واقعیت این سه تن و مشاورانشان که تعداد سبزها را آنچنان زیاد میدانند که از آنان به «جنبش رنگینکمانی»- کنایه از تنوع و تعدد هواداران- نام میبرند نگرانکننده است. این جماعت به کجا میروند؟