گوششان اگر سر بزنگاه گرفته شده بود، امروز این چنین وقیحانه زمین و زمان را به هم نمیدوختند برای مبرا کردن خود و انداختن تقصیر بر گردن دیگران! اشتهایشان هم کم نیست و بیهیچ ابایی شخص رئیسجمهور را مخاطب قرار میدهند و رئیسی را موظف میدانند برای حل مشکلی که طی سالها به واسط بیکفایتی خود آنها به معضلی لاینحل تبدیل شده است. گویی تمام مشکلات مملکت در دو تیم پرسپولیس و استقلال خلاصه شده و رئیسجمهور آنقدر وقتش آزاد است و دغدغههایش اندک که اولویتش باید حل و فصل مشکلات سرخابیها برای اخذ مجوز حرفهای باشد.
تا دیروز به واسطه لابیگریهای داخلی موفق به پنهانکاری میشدند و اخذ مجوز حرفهای، ولی حالا که تیرشان به سنگ خورده انتظار دارند همچنان مشکل از جایی دیگر برایشان حل و فصل شود تا آب در دلشان تکان نخورد. اما مقصر تئاتری که امروز آقایان به راه انداختند، نه مصطفوی و همفکرانش که نهادهای نظارتی هستند که طی تمام این سالها با چشم بستن بر بیکفایتیها، آقایان را اینگونه متوقع کردهاند که با قیافهای حق به جانب مدعی باشند تیمهایی، چون پرسپولیس و استقلال روی بیمبالاتی مدیران دولتی است که دارند از میان میروند. جرئت این جسارت را بیتوجهی به مؤاخذه مدیران بیکفایت است که به آقایان داده، جسارتی که باعث میشود آقایان صراحتاً مدیران فوتبال را مبرا کنند و دولت را مقصر بخوانند و آن را موظف بدانند برای حل مشکلاتی، چون داستان مالیاتها و اخذ مجوز حرفهای، اما چه دلیلی دارد وقتی کارگران زحمتکش هر ماه مالیات اندک حقوق بخور و نمیرشان را میپردازند، فوتبالیها با وجود دریافتیهای هنگفت از این بابت معاف شوند و حقی که سالها قبل باید پرداخت میکردند از گردهشان برداشته شود.
کمافیالسابق، اما در وقت لزوم هوادار را سپر بلای خود میکنند و با بهانه کردن ناراحتی آنها درخواست حل مشکل از سوی رئیس دولت را دارند. حال آنکه تا دیروز به واسطه عقد قراردادهای تأسفبارشان ضمن انباشته شدن پروندههای شکایت در فیفا، بیتالمال نیز به تاراج میرفت و داغ موفقیت به دلیل بسته بودن پنجره نقل و انتقالات و عدم توانایی در جذب بازیکن بر دل هوادار میماند، ککشان هم نمیگزید از ناراحتی این جماعت، نه اتفاقاً اینبار هواداران خوشحال میشوند از حذف سرخابیها تا شاید برای یکبار هم که شده کار اساسی درست شود.
اما یکجا حق با مصطفوی و همفکران اوست که میگویند دشمن خارجی نیست و داخلی است. در این یک مورد حق کاملاً با اوست. مسئله نه ایافسی و فیفا که مدیران نالایقی هستند که طی این سالها به واسطه روابط بر رأس امور قرار گرفتهاند و جای پیشبرد کار با بیکفایتیهای خود نفسهای فوتبال باشگاهی ایران را به شماره انداختهاند. مدیرانی که امروز مصطفوی نقش وکیلمدافع آنها باری میکند، اما یکبار به نعل میزند و بار دیگر به میخ، به طوری که زمانی مدیران فوتبالی را مبرا و استثنا میداند از اصل ماجرا و بار دیگر مدعی میشود داستان از مدیران قبلی آب میخورد و امروزیها تقصیری ندارند، اما در عین حال همه کاسهوکوزهها را بر سر رئیسی میشکند و صراحتاً میگوید مقصر اصلی این ماجرا در صورت حل نشدن مشکل مجوز سرخابی هایهای پایتخت شخص رئیسی است. اما چرا باید رئیسجمهور تازهوارد مقصر بیکفایتی باشد که طی سالهای اخیر به واسطه مشتی مدیر نالایق کمر فوتبال باشگاهی ایران را خم کرده است!
البته اهمال در برخورد با متخلفان که از حد بگذرد کار به جایی میرسد که آقایان انتظار دارند رئیسجمهور چشم بر تمام مسائل و مشکلات مملکت ببندد و تمام تمرکزش را بگذارد روی حل مسائلی که مقصران اصلی آن اذهان عمومی را به دلیل عدم پاسخگویی به سخره گرفتهاند.