در روزهایی که بر ما گذشــت، ابوالحسن بنیصـدر نخســتین رئیــــس جمهـوری اســـلامی ایران، تقریباً چهار دهه پس از فرار از کشور و در بیمارستانی در پاریس به ایستگاه پایانی حیات رسید. در روزهایی که بر ما گذشــت، ابوالحسن بنیصـدر نخســتین رئیــــس جمهـوری اســـلامی ایران، تقریباً چهار دهه پس از فرار از کشور و در بیمارستانی در پاریس به ایستگاه پایانی حیات رسید. بنیصدر جز در دو سال نخست برقراری نظام اسلامی، به دلیل احراز بالاترین مقام اجرایی کشور، در کانون توجه رسانهها نبود و از آن پس تنها هرازگاه، سوژه رسانههای ضد انقلاب میشد که در پی آن بودند تا برای رویکردهای ضد ایرانی خویش از او نیز تأییدیه بگیرند! اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود و «امام خمینی و مهار فتنه بنیصدر و منافقین» نام دارد، درصدد است تا دوران مسئولیت بنیصدر را روایت و تحلیل کند. این اثر توسط فاطمه نظری کهره تألیف شده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آن را روانه بازار نشر ساخته است. مؤلف در دیباچه خویش بر این اثر، در توصیف موضوع آن چنین آورده است:
«امام خمینی (ره) بزرگمرد عصر حاضر، علاوه بر اینکه تئوری انقلاب اسلامی را تبیین کرد، برای اولین بار پس از حکومت پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع)، حکومتی اسلامی با تکیه بر آرای مردم مسلمان ایجاد کرد. تدبیر، رهبری و هدایت امام خمینی علاوه بر مرحله انقلاب و فروپاشی رژیم پیشین در مرحله ایجاد یک نظام جدید سیاسی نیز بسیار فوقالعاده ظاهر شد. مدیریت ایشان پس از استقرار نظام سیاسی اسلامی نیز مخصوصاً در مهار فتنهها و بحرانهای متعدد سیاسی، امنیتی و نظامی، بسان یک رهبر تراز اول و بسیار مجرب به اثبات رسید و همه فتنهگران را ناکام گذاشت. یکی از مصادیق مدیریتهای مثالزدنی امام خمینی، نحوه برخورد او با فتنه نفاق و بنیصدر است. سرگذشت اولین رئیسجمهور اسلامی ایران، یکی از نکات عبرتآموز تاریخ معاصر است. زندگی سیاسی بنیصدر، از آن روزی که به عنوان معتمد مردم مسلمان ایران در چهرهای منافقانه در اوج قدرت قرار گرفت تا آنجا که به عنوان چهرهای مطرود از کشور گریخت، میتواند درسهای فراوانی در بر داشته باشد. سید ابوالحسن بنیصدر فرزند آیتالله نصرالله بنیصدر، در سال ۱۳۱۲ در همدان متولد شد. او در سال ۱۳۴۲، به فرانسه رفت و تا پیروزی انقلاب اسلامی آنجا ساکن شد. وی همراه با حضرت امام خمینی، در بهمن ۱۳۵۷ به ایران آمد و خیلی سریع توانست در امور حکومتی، سمتهایی را کسب کند. در این زمان اولین اختلافات بنیصدر با مجلس خبرگان بر سر دو اصل قانون اساسی یعنی اصل ولایت فقیه و شرایط عمومی و اختیارات رئیسجمهور صورت گرفت. سرانجام بهرغم تمامی مخالفتهای بنیصدر و همفکرانش، این اصول تصویب شد. هر چند انتظار میرفت مخالفتهای بنیصدر خاتمه یابد، اما وی همچنان بر اعتراضات خود ادامه میداد. پس از اتمام انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری و کسب اکثریت آرا از سوی بنیصدر، وی در پی برقراری حاکمیت و اثبات نظریات خود بین قوای حکومت و حتی در سطح جامعه بر آمد. با شروع جنگ تحمیلی، بنیصدر در مقام فرمانده کل قوا با سیاستهای نظامی سپاه و نیروهای مردمی به مخالفت پرداخت. سیاستهای دفاعی بنیصدر، بیشتر بر واگذاری زمین تکیه داشت و سعی میکرد تا از طریق اتکا به قدرتهای خارجی، مشکل جنگ را حل کند. پس از ناکامیهای بنیصدر در فرآیند جنگ تحمیلی، پشت جبهه و عرصه سیاسی کشور، محلی برای تنازعات وی با نیروهای خط امام شد. این بار او به مدد منافقین که قدرت میلیشیای جوان خود را بیش از اقتدار سپاه و کمیتهها در ذهن بنیصدر القا کرده بود، به جنگ با امام خمینی آمد! تقابل جریان فتنه سال ۶۰ که جبهه متحد ضد انقلاب را به همراه داشت، با نیروهای حزباللهی به نقطه اوج خود و زمان سرنوشتساز رسید. امام خمینی در سخنرانیهای متعدد، بنیصدر را نصیحت کرد، اما او با تکیه بر منافقان و اقمار ایشان، بر شدت مخالفتهای خود افزود. سرانجام امام در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰، طی حکمی به ستاد مشترک ارتش، رئیسجمهور را از فرماندهی کل قوا عزل کردند. در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر، در مجلس شورای اسلامی مطرح شد. همزمان با خلع بنیصدر از ریاست جمهوری، سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، به بهانه حمایت از جان بنیصدر، جنگ مسلحانه را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز کرد. تشکیلات اهریمنی منافقین و گروههای همسو هر چند درگیریها و آشوبهای متعددی را باعث شدند، ولی با پیروزی حزبالله مجبور به انزوا یا فرار از کشور شدند. سرانجام جریان نفاق پس از به شهادت رساندن چهرههایی چون: آیتالله سیدمحمد بهشتی، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر از جامعه اسلامی طرد شد و در خارج از کشور، به اقدامات خصمانه خویش علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه داد. مهار این بحران از سوی حضرت امام، با صبر انقلابی در مواجهه با بنیصدر و سرسختی و مقاومت در قبال گروههای منافق فتنهگر، مدلی از مدیریت اسلامی به جامعه عرضه کرد و توانست کشور و انقلاب را از بحران پیچیدهای نجات و به سوی استقرار و ثبات سوق دهد...»
نویسنده این اثر در ادامه این مقدمه، در باب مطالب مطروحه در این پژوهش و ترتیب ارائه آنها و همچنین دلایل طرح هر یک نیز به شرح ذیل توضیح داده است:
«کتاب امام خمینی و مهار فتنه بنیصدر و منافقین، در پنج فصل سازماندهی شده است. فصل اول به مفهوم فتنه، ویژگیها و عوامل پیدایش آن در جامعه و همچنین جریان نفاق و سیر شکلگیری آن در تاریخ اسلام اختصاص دارد. در فصل دوم با توجه به نقش محوری منافقین و بنیصدر در شکلگیری جریان نفاق در سالهای ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ ابتدا به معرفی آنها و سپس علل پیدایش جریان نفاق پس از انقلاب اسلامی و شیوههایی که منافقان برای کسب مشروعیت و مقبولیت در نظام جمهوری اسلامی اتخاذ کردند، پرداختهایم. فصل سوم به روند تکوین اتحاد میان منافقین و بنیصدر اختصاص یافته است. در این فصل مواضع بنیصدر و منافقین نسبت به یکدیگر و رویدادهایی که پس از انقلاب به جریان این اتحاد کمک کرد، بررسی شده است. در فصل چهارم نقش امام خمینی در مهار فتنه نفاق و مواضع ایشان در برخورد با این جریان ارزیابی شده است. در فصل پنجم سرنوشت فتنه نفاق و اقداماتی که سران فتنه پس از شکست در برنامههای خود در پیش گرفتند، بررسی شده است. کتاب با نتیجهگیری، اسناد و تصاویر مرتبط با موضوع کتاب خاتمه یافته است...».