کد خبر: 105930
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۸۸ - ۱۷:۱۱
قاسم روانبخشروحیه حاکم بر دولت مدعی اصلاحات، روحیه انفعال و ترس و تحیر بود و دشمن نیز آن را به خوبی می‌شناخت از این رو همواره قبل و حین مذاکرات با هیأت ایرانی از زبان تهدید سخن می‌گفت. این سیاست که بوش از آن به سیاست هویج و چماق تعبیر می‌کرد، بر آن بود تا از طریق تهدید نظامی و تحریم همه جانبه ایران را در مذاکرات به پذیرش هویج یا آبنبات متقاعد سازد. بر این اساس هر گاه که به زمان مذاکرات نزدیک می‌شدیم بر شدت تهدیدات آمریکا و اتحادیه اروپا افزوده می‌شد. حین مذاکرات نیز تیم ایرانی را به اجرای تهدیدات در صورت شکست مذاکرات تهدید می‌کردند. به عنوان نمونه، بنا بر اعتراف جک استراو وزیرخارجه وقت انگلیس در مذاکرات سعد آباد با مشتی که روی میز کوبید و تهدیدات قبلی را تکرار کرد فضا به نفع اروپایی‌ها تغییر کرد و تیم ایرانی همه چیز را واگذار کرد به طوری که دیگر حاضر نشدند امتیاز چند دانه سانتریفیوژ تحقیقاتی نیز به ایران بدهند. فضای رعب و وحشت آن چنان بر مذاکرات سایه افکنده بود که قدرت مقاومت و ایستادگی را در برابر زیاده‌خواهی‌های غربی‌ها گرفته بود و دائماً هیأت ایرانی از این می‌ترسید که کشورهای اروپایی مذاکرات را ترک کرده، به فاز نظامی روی آورند. این فضای تهدید کاذب متأسفانه توسط تیم به مسؤولان نظام در دولت و مجلس نیز منتقل می‌شد و بر تصمیمات آنها نیز تأثیرگذار بود، جالب اینکه این افراد سعی می‌کردند به کمک دوستان مرعوبشان در مجلس ششم و دولت، رهبری نظام را نیز مرعوب و به پذیرش خواست دشمن وادار کنند!! نمایندگان مجلس ششم در نامه 127 نفره به مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت سازش در برابر آمریکا از معظم‌له خواستند در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمن تسلیم شوند. در بخشی از نامه ننگین آنها به مقام معظم رهبری آمده است: «شاید در صفحات تاریخ پرفراز و نشیب معاصر ایران هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت، تنها با تسامح می‌توان وضعیت ایران را در زمان اشغال در جنگ جهانی دوم یا پیش از پذیرش قطعنامه 598 با وضع کنونی قابل مقایسه دانست که در اولی با قطع هرگونه امید در داخل،‌ عامل خارجی سرنوشت کشور را رقم زد و در برهه دوم، دور اندیشی و اراده و تدبیر حضرت امام خمینی(ره) و اتکای به مردم کشور را نجات داد اما شاید دوره کنونی از این لحاظ بی‌مانند باشد که شکاف‌های سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشکار دولت ایالا‌ت متحده آمریکا به عنوان قدرتی که در برابر خود مانعی نمی‌بیند، برای تغییر نقشه ژئوپلتیک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر این برنامه است...» القاکنندگان ناامیدی و ترس در دل مردم، در ادامه نوشته‌اند: «اگر جام زهری باید نوشید، قبل از آنکه کیان نظام و مهم‌تر از آن استقلا‌ل و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود و بی‌تردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می‌شود که امام عزیز راحل روبه‌رو شد. این اقدام؛ نشانه تدبیر، دوراندیشی، مصلحت‌جویی و خیرخواهی و توفیق الهی است.» (حیات نو، به نقل از کتاب وسوسه شیطانی)
مقام معظم رهبری در باره خطر این نوع تفکر برای کشور در جمع دانشجویان علم وصنعت فرمودند: «درمقابل دشمن اگر مسؤولان کشور احساس رعب و خوف بکنند، بر سر ملت بلاهای بزرگ خواهد آمد. آن ملت‌هایی که ذلیل و مقهور دست دشمن شدند، عمده‌ علت این بود که مسؤولان - پیشروان قافله‌ ملت - شجاعت و اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهی در بین آحاد مردم عناصر مؤمن، فعال، فداکار و آماده‌ به جانبازی هستند، منتها مسؤولان و رؤسا وقتی خودشان این آمادگی را ندارند، نیروهای آنها هم از بین می‌رود و این ظرفیت هم نابود می‌شود. آن روزی که شهر اصفهان در دوره‌ شاه‌سلطان‌حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حکومت باعظمت صفوی نابود شد، خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه و مقاومت کنند اما شاه سلطان حسین ضعیف بود. اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین‌ها بشود، دچار مدیران و مسؤولانی بشود که جرأت و جسارت ندارند، در خود احساس قدرت نمی‌کنند، در مردم خودشان احساس توانایی و قدرت نمی کنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود.» معظم له در آخرین دیدار خود با نمایندگان مرعوب مجلس ششم در پاسخ به نامه موهن آنها نسبت به مرعوب شدن در برابر دشمن هشدار دادند و فرمودند انسانی که مرعوب می‌شود نمی تواند تصمیم بگیرد. مرعوب شدن و عقب‌نشینی در برابر دشمن حد یقف ندارد. حد یقف آن تسلیم در برابر دشمن و عقب نشینی از مواضع انقلاب و پذیرش عامل مستقیم دشمن بر عرصه حاکمیت کشوراست. ولی امروز در مذاکرات ژنو اقتدار نظام اسلامی را همه احساس می‌کنند؛ از یک سو سایت هسته‌ای ایران در نطنز با تمام قدرت به صورت تمام‌وقت فعالیت می‌کند بنابر این مذاکره، وقت‌کشی برای ما نیست هرچه مذاکرات ادامه یابد متضرر نمی‌شویم در حالی که در گذشته ادامه مذاکرات به ضرر ملت ایران تمام می‌شد چرا که تأسیسات ما همه مهر و موم شده بود و دشمن بر طولانی شدن مذاکرات تأکید می‌ورزید، از سوی دیگر در مذاکرات پیشین این پیشنهادات اروپایی‌ها بود که محور مذاکرات قرار می‌گرفت ولی اکنون این جمهوری اسلامی است که با بسته پیشنهادی خود محور مذاکرات را تعیین می‌کند. در گذشته اگر این اروپایی‌ها بودند که با زدن مشت محکم روی میز،‌ ایران را تهدید به ترک مذاکره می‌کردند و این ایران بود که همواره به آنها خواهش و التماس می‌کرد اکنون ایران است که در برابر 1+5 مشت‌های خودرا گره کرده و آنها را تهدید به ترک مذاکره می‌کند. قبلاً این آمریکا و اروپا بود که در آستانه مذاکرات از زبان تهدید سخن می‌گفت و د رکنار تهدید به چماق،‌ هویج نشان می‌داد، ولی امروز این ایران است که در آستانه مذاکرات رزمایش موشکی با برد بیش از 2000 کیلومتر برگزار می‌کند و از سوی دیگر رسماً از آماده‌سازی سایت دیگری به نام سایت «فردو» سخن به میان می‌آورد و جالب‌تر از همه اینکه در بسته پیشنهادی سخنی از موضوع هسته‌ای نیست زیرا ایران بحث هسته‌ای را در چارچوب «ان، پی، تی» پایان یافته تلقی می‌کند. و علاوه بر آن خواهان مذاکره برای خرید اورانیوم با غنای 20درصد برای داروسازی می‌شود که مورد قبول طرف‌های مذاکره‌کننده قرار می‌گیرد. موفقیت ایران در موضوع هسته‌ای نشان می‌دهد که مدیریت سیاست خارجی با پیروی از فردی حکیم و مدبر (مقام معظم رهبری) که همه قوا را ازمقننه و مجریه گرفته تا نیروهای مسلح در یک جهت هماهنگ می‌کند، با موفقیت به‌پیش می‌رود. این مطلب به اندازه‌ای روشن است که پوتین در سفر به تهران رسماً اعلام می‌کند تا این حکیم در تهران نشسته باشد هیچ قدرتی نمی‌تواند ایران را به زانو درآورد ولی به هرحال نباید در این میان از نقش دولت نهم و دهم و شجاعت شخص دکتر احمدی‌نژاد غافل بود، چرا که اگر فرماندهان رده پایین اطاعت پذیر نبودند، فرمایشات آقا به صورت معمول و روان عملی نمی‌شد.
نتیجه:
1) در موضوع هسته‌ای پرونده ایران مختومه شد.
2) سایه تهدید برای همیشه از سر ملت ایران برداشته شد.
3) ایران از نظر قدرت در کنار کشورهای 1+5 قرار گرفت و به قدرت اول منطقه تبدیل شد.
4) اقتدار سیاسی و نظامی و علمی ایران به نمایش گذاشته شد و کشورهای 1+ 5 با این مذاکرات عملاً آن را به رسمیت شناختند.
5) پیام این مذاکرات این بود که کشورهای جهان سومی که در سایه سیاست‌های استعماری عقب مانده نگه داشته شده‌اند می‌توانند با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی، کشور خود را از شر استعمار برهانند و به استقلال همه جانبه دست یابند.
6) اگر دولت‌ها و مسؤولان کشور ولایت‌پذیر باشند نتایج شیرینی برای کشور و مردم به بار خواهد آمد. چنانچه در امور داخلی از جمله فرهنگ، ولایتمداری خود را به منصه ظهور برسانند و منویات معظم‌له را عملی سازند یقیناً نتایج شیرین‌تری برای کشور به ارمغان خواهد آمد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار