عبدالله گنجیاگرچه مرجع حل و فصل اختلافات در کشور ما قانون است اما متأسفانه تمکین به قانون در موارد متعددی صورت نگرفت و برخی هم با زنده دانستن اختلافات و شبهات، درصدد بررسی مجدد انتخابات به بهانه وحدت برآمدند، بالاخره برخی شخصیتهای سیاسی کشور طرح میانجیگری آیتالله مهدویکنی را طرح و ایشان نیز با اندکی تأخیر، تمایل خود را اعلام کردند. در انصاف، عدالت، ولایتمداری و انقلابی بودن آیتالله مهدویکنی شکی نیست اما ایشان نیز مستحضر هستند که ثبت تاریخی حوادث، قضاوت نسلهای متمادی را به همراه خواهد داشت لذا ثبت چگونگی عملکرد بایدمهمترین دغدغه ایشان و هر کسی که در این عرصه وارد میشود، باشد.برای بررسی زمینههای وحدت، ابتدا باید زمینهها و علل افتراق بررسی شود که اگر غیر از این باشد، مسائل با چشم و همچشمی و تشریفات سپری و پس از مدتی دوباره سر باز خواهد کرد. ابتدا باید یک آسیبشناسی اولیه از رفتارها، نگرشها و چرایی آن صورت گیرد. اصلی و فرعی بودن مسائل قابل بحث و قابل طرح باید تفکیک و متناسب با اهمیت آن مورد توجه قرار گیرد. شاخص برای اصلی و فرعی بودن مسائل، اندیشه امام(ره)، دیدگاههای رهبری، قانون اساسی و امنیت و منافع ملی خواهد بود. مسائل قابل بررسی میتواند در دو سطح اساسی تفکیک شود.1- سطح فردی و گروهی 2- سطح حکومتیالف: سطح فردی و گروهی: در سطح فردی و گروهی باید با دو رویکرد 1- سلبی 2- ایجابی به مسأله رسیدگی شود.1- سلبی: در این سطح انگیزه افراد از وارد کردن اتهامات نسبت به همدیگر مشخص و واقعیتها از اتهامات دروغین تفکیک میشود. اتهامات واقعی به مراجع قضایی ارسال و اتهامات دروغین میتواند از طرفین مورد اغماض قرار گرفته و فراموش شود. همچنین محتوای بیانیههای گروههای مختلف دو جناح و انگیزههای اتهامی در آنان بررسی و مسائل فردی و حکومتی در آنان مورد تفکیک قرار میگیرد.2-ایجابی: پس از بررسی موارد اختلافی برای ایجاد وحدت در بین نیروهای درون خانواده انقلاب، نیاز به «منشور مشترک» است. در تهیه این منشور موارد ذیل میتواند به عنوان شاهبیت تفاهم و همگرایی مدنظر قرار گیرد.1-2- اصول انقلاب اسلامی(حکومت دینی، ولایت فقیه، امام، قانون اساسی، جمهوریت، سیاستهای کلی نظام)2-2- مطالبه حضرت امام(ره) در دو جناح کشور مستند به نامه ایشان به محمدعلی انصاری3-2- شاخصهای اصولگرایی اصلاحطلبانه که توسط مقام معظم رهبری در هشت محور اعلام شده است.تفاهم افراد و گروهها نسبت به موارد فوق و تعهد سیاسی و اخلاقی به پایبندی به آنان میتواند بخش زیادی از سوءتفاهمات را حل و درونگرایی و همگرایی در داخل نظام را به همراه آورد.ب- سطح حکومتی: در سطح حکومتی، آسیبهای رسیده به هیأت نظام و هتک حرمت از آن به صورت جدی مورد بررسی قرار میگیرد. میزان پایبندی طرفین به موارد ذیل میتواند محور بررسیها باشد. 1- قانون اساسی 2- فرامین رهبری 3- قوانین عادی. در حوزه نگرش و استهفافی نیز میتوان به سیره و اندیشه امام(ره) در مواجهه با مسائل رجوع کرد. مثلاً سیاست دولت فعلی در عرصه خارجی و داخلی با اندیشه سیره امام(ره) سنجیده شود و مورد قضاوت قرار گیرد. مواردی نظیر1- نحوه مواجهه با دنیای غرب 2- جایگاه فرد 3- محاصره اقتصادی 4- مواجهه با محرومان 5- تقدم ملاکها 6- جایگاه قانون 7- تلقی امام از ولایت فقیه و... میتواند محور تفاهمات در اداره و خط و مشی کلی کشور قرار گیرد.ملاحظات:قبل از پرداختن به هر موضوع مقولات ذیل ابتدا باید به شفافیت کامل برسد.1- طراحی مسائل پس از انتخابات: ابتدا باید روشن شود حوادث پس از انتخابات در کجا ریشه دارد.آیا واکنش به نتیجه شکست، با بیتدبیری انجام شده است؟ آیا مناظره موسوی و احمدینژاد ریشه ماجرا بوده است؟ آیا طراحی از قبل بوده که قرار بوده است با خاتمی انجام شود اما به همان شکل با موسوی نیز استمرار یافته است؟ در صورتی که مسأله از قبل طراحی شده بوده، موسوی شخصاً از آن آگاه بوده است و...2- چرا اصلاحطلبان مواضع و اقدامات غرب در حوادث را تاکنون محکوم نکردهاند یا از آنان علناً ابراز برائت نکردهاند. هیلاری کلینتون میگوید:«ما اقدامات زیادی را در ایران انجام دادیم اما به خاطر عدم فشار بیشتر حکومت روی مخالفان آن را علنی نکردیم.» آیا این اقدامات صحت دارد؟ اگر صحت دارد، در نسبت با نیروهای داخل نظام بوده است یا مستقل از آنان انجام میشود. اوباما بر کدام مبنا معتقد است:«موسوی نماینده بخشی از هموطنانش است که به دنبال گشایش به سمت غربند.» آیا برداشت وی از اقدامات موسوی است یا... اگرچه در نگاه اول پرداختن به مسائل فوق پیچیدهتر شدن اوضاع به ذهن را متبادر میسازد اما نمیتوان به حل و فصل ریشهای مسائل بدون توجه به آنان اقدام کرد بنابراین افکار عمومی نسبت به بسیاری از مسائل سیراب نخواهد شد.اگرچه بخش اعظم جامعه ما بحث وحدت را حاشیهای برای رفع اتهام از هتک حرمتکردگان از نظام اسلامی میدانند اما از اصل حرکت باید استقبال کرد.