زهرا رهنورد، از لیدرهای فتنه ۸۸ در بیانیهای، به اعدام روحالله زم اعتراض کرده و او را «روزنامهنگار» نامیده است. رهنورد نوشته که «روحالله زم روزنامهنگار افشاگر رانتها و فسادها را با افتخار از کشوری دیگر میدزدید و به بند و شکنجه میکشید، و دور از چشم مردم محاکمه و به اعدام محکوم میکنید، و تمام روزنههای اعتراضات تودههای عظیم مردم را میبندید تا با فراغ بال یک روزنامهنگار معترض را که شما را قبول ندارد به دار بکشید.» در همین دو سه خطی که رهنورد با شور و هیجان یک لیدر آزادیخواه کلمات را کنار هم چیده، کلی دروغ ردیف شده است:
اول اینکه روحالله زم دزدیده نشده است، بلکه به دست نیروهای امنیتی عراق دستگیر و طبق توافق استرداد مجرمین میان دو کشور، تحویل ایران شده است. چندی قبل از دستگیری زم هم رئیس پلیس اینترپل ناجا در مورد او گفته بود که «در حال بررسی مراحل قضایی و انتظامی هستیم تا برای وی اعلان قرمز صادر شود.»
دوم، او در هیچ مرحلهای شکنجه نشده است. طبیعتاً اینجا باید از رهنورد خواست اسناد خود را در مورد شکنجه روح الله زم ارائه دهد، اما از کسی که دلیلش برای تقلب بیش از ۱۰ میلیونی در انتخابات ریاستجمهوری، نظریه تبدیل به طنز شده «پسر آذربایجان و داماد لرستان» است، دلیل و سند خواستن، تخفیف شأن خود است. بر او که حرجی نیست دیگر!
سوم اینکه زم دور از چشم مردم محاکمه نشد. البته نمیشد که دادگاه را وسط میدان آزادی برگزار کرد، اما جزئیات دادگاه او به سمع و نظر مردم رسید. از سویی اغلب اتهامات او مواردی بود که او پیش از دستگیری، با افتخار آنها را بیان میکرد و خیانت و جاسوسی و آشوب طلبی نمیدانست.
چهارم اینکه کدام تودههای عظیم مردم معترض اعدام زم بودند؟ همان ممبرهای آمدنیوز که به محض دیدن پست سپاه پاسداران در کانال آمدنیوز، هزارتا هزارتا کانال را ترک کردند؟! البته وقتی شما در سال ۸۸ بیشمار بودید، هم اینک هم تودههای عظیم مردم هستید!
و پنجم اینکه آیا زم روزنامهنگار بود؟ آیا رهنورد میتواند رزومهای از کار روزنامه نگاری زم را لیست کند؟ او لیدر آشوب بود؛ آموزش حمله به کلانتریها و مراکز حساس را میداد و، چون در آمدنیوز یاد میداد چطور با کوکتل مولوتف و تیزی و قمه! به نیروهای پلیس حمله شود، کانالش در راستای مبارزه با ترویج خشونت، از طرف مدیریت تلگرام مسدود شد.
او وقتی در دادگاه در برابر اتهام «همکاری با دولت متخاصم» قرار گرفت، همکاری با دولت امریکا را علیه ایران رد نکرد و فقط گفت که امریکا دولت متخاصم نیست و اذعانش به همکاری با دولت امریکا علیه ایران هم مربوط به زمانی است که در اروپا بود و لذا نمیتوان گفت تحت فشار اعتراف کرده است. آیا چنین فردی روزنامهنگار است؟ ما که برایمان فرق نمیکند زهرا رهنورد در باب روزنامهنگاری چه نظری دارد؛ اما به روزنامهنگارانِ اصلاحطلب برنمیخورد که او روحالله زم را روزنامهنگار مینامد؟ یعنی منظور جنبش سبز از روزنامهنگاری، ابتذال و خیانتی در قد و قامت زم بود؟!
همه صداقت و حرفهای بودن و تعهد و وطن دوستی و ایدئولوژی سران جنبش! به اصطلاح سبز را میتوان در همین چند خط بیانیه رهنورد خلاصه کرد و دید. از آنهایی که توهین کنندگان به عاشورای اباعبدالله را مردمان خداجوی نامیدند، حرجی نیست که زم را هم روزنامهنگار بخوانند.