سرویس سیاست جوان آنلاین: «در رفع تحریمها نباید یک ساعت هم تأخیر کنیم» این عبارتی است که جریان غربزده تلاش میکند به عنوان محور سخنان رهبری در بوق و کرنا کند و اصل سخنان ایشان را به این واسطه به حاشیه برده و ذهن جامعه را به این سمت هدایت کند که نظام نیز بعد از آوار کردن هزینههای اقتصادی و معیشتی روی دوش مردم به این نتیجه رسیده است که باید بر «رفع تحریمها» تمرکز کند. رسانههای فارسی زبان وابسته به مراکز جاسوسی غربی نیز با تبعیت از چنین رویکردی، برنامههای گفتگو محوری را تدوین و در بخشهای مختلف خبری، اینگونه القا میکنند که گویی رهبری و حاکمیت نیز از باورها و اعتقادات سابق خود رویگردان و به روش و مسلک جریان غربزده متمایل شدهاند.
سخنان رهبری با آنچه غربزدههای داخلی ابراز میکنند کاملاً متفاوت است؛ ایشان میفرمایند: «رفع تحریم دست دشمن است و خنثیکردن تحریم دست ماست، غیر از این است؟ ما که نمیتوانیم خودمان رفع تحریم کنیم، دشمن باید رفع تحریم کند، اما خودمان میتوانیم این تحریم دشمن را خنثی کنیم. پس این مقدم است، این درست است، بیشتر دنبال این باشیم. البته نمیگویم دنبال رفع تحریم نباشیم؛ چرا، واقعاً اگر بتوانیم تحریم را رفع کنیم، یک ساعت هم نباید تأخیر کنیم. البته چهار سال است تأخیر شده [یعنی]از سال ۹۵ بنا بوده همه تحریمها یکباره برداشته بشود [اما]تا الان نه فقط برداشته نشده، زیاد هم شده است.»
سابقه مبرهن دیدگاههای رهبری درباره مذاکره
بدیهی است برای شناخت نسبت به آرا و نظرات و دیدگاههای رهبر معظم انقلاب اسلامی باید مجموعهای از مواضع و سخنرانیهای ایشان را درباره بحث مؤلفههای دستگاه سیاست خارجه به ویژه درباره رابطه با امریکا، موضوع برجام و چگونگی لغو تحریم مورد بازخوانی قرار دهیم. ایشان همواره اصل برداشته شدن تحریم را یک هدف مهم برای انقلاب و جامعه معرفی کردهاند، اما بارها تأکید نمودهاند این به معنای آن نیست که برای رفع تحریم روی مؤلفههای قدرت کشور نظیر موشکی، منطقهای و حتی هستهای و امثالهم معامله کنیم آنهم در شرایط برد- باخت.
پیششرط رفع تحریمها همواره «حفظ منافع ملی و مصالح کشور» و رعایت اصولی بدیهی مانند حفظ روحیه خودباوری ملی نه تحقیر ملی و تعمیق روحیه «ما نمیتوانیم» در جامعه بوده است؛ اولویتهایی که طی هفت سال اخیر و در جریان مذاکرات کمترین توجهی به آن صورت نگرفته است. تذکرات متعدد و پردامنه رهبری به تیم مذاکرهکننده و نقدهای پیاپی دیدگاههای غربگرایانه مسئولان اجرایی کشور در هفت سال اخیر به قدری بیشمار است که با یک جستوجوی ساده در فضای گوگل قابل دسترسی است و نشان میدهد رهبری هیچگاه نسبت به مذاکره با غرب خوشبین نبوده و نتیجه آن را از قبل مشخص شده دانستهاند به طوری که به عنوان نمونه معظم له در سخنان روز نخست فروردین سال ۹۵ در حرم رضوی به تلویح و تصریح اصل برجام و نتایج خیالی حاصل از آن را مورد انتقاد قرار میدهند.
رهبری از آغاز مذاکرات جدید در سال ۹۲ به این سو بارها عنوان کردهاند به نتیجه مذاکرات با غرب خوشبین نیستند و بهدلیل اصرار و پافشاری طیفی از سیاستمداران با مذاکراتی که نتیجه آن از قبل مشخص است، موافقت میکنند. به همین دلیل بعد از تصویب ۲۰ دقیقه برجام در مجلس شورای اسلامی ایشان شروط نهگانهای را که فضای حاکم بر آن شروط، بیاعتمادی به طرف غربی است اعمال کردند.
حربهای به نام تحریف و منقطعسازی
شایان ذکر است سخنان اخیر رهبری را باید به صورت کامل مشاهده کرد و نه آنکه با تقطیعسازی، یک بخش از سخنان ایشان را برجستهسازی و بخش دوم آن را به صورت هدفمند محو کنیم.
«تقطیع و برجستهسازی» مواضع و سخنان یک مقام سیاسی و اجرایی در داخل یا خارج از کشور یکی از حربههای مشهور و تکراری جریان غربزده برای پیشبرد اهداف خود است و مکرراً از چنین تکنیک روانی- رسانهای استفاده کردهاند کمااینکه همین تکنیک بارها جهت تطهیر چهره امریکایی مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان نمونه زمانی که باراک اوباما از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل انواع و اقسام اتهامات را به ایران وارد ساخت و تلاش کرد جامعه ایرانی را بهدلایل مشکلات داخلی تحقیر کند، غربزدههای داخلی در رسانههای خود احساس حرفهای باراک اوباما را احساس همذاتپنداری نسبت به جامعه ایرانی معرفی میکردند. اوباما در تریبون مجمع عمومی سازمان ملل عبارتی را مبنی بر «مردم ایران تاریخ پرافتخار و ظرفیتهای فوقالعادهای دارند، اما شعار «مرگ بر امریکا» اشتغالزایی نمیکند و ایران را امنتر نمیکند» گفته بود و جماعت غربزده با ذوق زدگی اعتراف اوباما نسبت به فرهنگ و تاریخ ایران و احساس همذاتپنداری او را در رسانهها برجسته کردند!
سخنان رهبری در این باره نیز دو بخش دارد که یکی از بخشها توسط جریان غربزده مورد سانسور قرار میگیرد: «خودمان میتوانیم این تحریم دشمن را خنثی کنیم. پس این مقدم است، این درست است، بیشتر دنبال این باشیم. البته نمیگویم دنبال رفع تحریم نباشیم؛ چرا، واقعاً اگر بتوانیم تحریم را رفع کنیم، یک ساعت هم نباید تأخیر کنیم. البته چهار سال است تأخیر شده [یعنی]از سال ۹۵ بنا بوده همه تحریمها یکباره برداشته بشود [اما]تا الان نه فقط برداشته نشده، زیاد هم شده است.»
امیدوار به مذاکره پس از ۷ سال تلخ
استفهام انکاری یکی از صنایع ادبی و کلامی است که توسط بسیاری از سخنرانان برجسته و توانمند در طول سالیان گذشته نیز بارها بهکار گرفته شده است؛ صنعتی که به بهترین وجه توسط قرآن کریم نیز به کار گرفته شده است.
در سخنان مورد اشاره نیز رهبر انقلاب به میزانی از چنین صنعتی استفاده کردهاند و در حالی که پاسخ به این قسمت از سخنان معظم له با توجه به تجربیات هفت ساله کاملاً روشن و بدیهی است، اما ایشان بار دیگر تأکید میکنند «برداشتن تحریمها» یک اولویت است، اما فوراً در ادامه با یادآوری هزینههای ناشی از برجام، تأکید میکنند انتهای چنین مسیری بنبست است و اولویت اساسی باید «خنثیسازی تحریم» باشد.
اینکه امیدواری به جو بایدن باعث شود اصل تجربیات تلخ هفت سال اخیر را انکار کنیم و با بهرهگیری از عملیات روانی سخنان رهبری را نمایانگر چرخش ایشان نسبت به مذاکره معرفی کنیم روی دیگر مخالفت با قانون مجلسی است که توانسته محاسبات امریکا- اروپا را در مسئله مذاکرات دچار تغییر و سردرگمی کند و موازنه بهتری را به نفع طرف ایرانی شکل دهد.