
*با توجه به اینکه در نیمه راه دوره سوم شورای اسلامی شهر تهران هستیم، ارزیابی شما از عملکرد این دوره چیست؟
بهتر است برای ورود به بحث شورای سوم از شورای دوم شروع کنم، به دلیل انحلال شورای اول و مسائل پیش آمده همچون نگاههای شخصی به شورا و حزبینگری، ذهنیت بدی از عملکرد شورای اول در میان مردم ایجاد شده بود، اگرچه بزرگان میتوانستند این اختلافات را حل کنند ولی این اتفاق صورت نگرفت. اگرچه نباید انصاف را فراموش کرد چرا که شورای اول فعالیتهای خوبی هم داشتهاند چه کنیم که این اتفاق افتاد و کام مردم را تلخ و اوضاع سیاسی کشور را بهم ریخت.
بر این اساس بود که احساس مسؤولیت کردیم تا با ورود به شورا خلأهای موجود را برطرف کنیم.
به اتفاق جمعی از دوستان پس از تبادل نظر، با تشکیل گروه «ائتلاف آبادگران ایران اسلامی» وارد فعالیت انتخاباتی شورا شدیم و این یک آغاز بود. البته اکثر دوستان از احزاب و گروههای مختلف بودند که دور هم جمع شدند.
از همان ابتدا تصمیم گرفتیم کارها را ساده و کم هزینه دنبال کنیم و بر همین اساس کارها را پیگیری کردیم و از جمع پانزده نفری، بهجز آقای دکتر مظاهری که آقای خادم جایگزین ایشان شدند، همه وارد شورا شدیم و با ورود این فرد که به صورت آزاد و مستقل شرکت کرده بودند، جمع ما قوت بیشتری گرفت و توانستیم با برنامهریزیهای قبلی به نتایج خوبی برسیم.
*رویکرد شما در شورای دوم برای این که دچار اختلافنظرهای شورای اول نشوید، چه بود؟
یکی از رویکردها، جلب اعتماد مردم به مدیریت شهری و ملاقاتهای مردمی به صورت حضوری بود و قرار شد به هر عنوان شده به میان مردم وارد شویم و از همان اولین روزها، ملاقاتهای مردمی را شروع کردیم و به تبع آن دکتر احمدینژاد (در زمان شهرداری) نیز با یک ساز و کار جدید این کار را ادامه دادند.
یعنی ملاقاتهای شهرداری تهران پس از ملاقاتهای اعضای شورا شروع شد که این اقدام تأثیر بسزایی داشت و تبدیل به یک حرکت ملی گردید که جامعه آن را پذیرا شد.
تأثیرات این اقدام چه بود؟
من فکر میکنم که در مدت کوتاهی حدود شش ماه رویکرد مردم به شهرداری عوض و باعث افزایش اعتماد مردم به مدیریت شهری شد به صورتی که همکاریهای میان مردم و مدیریت شهری افزایش یافت و شکایتها بنابر گزارش دفتر ریاست جمهوری وقت به صورت چشمگیری کاهش پیدا کرد و مردم حاضر به همکاری شدند.
شورای شهر دوم چه راهکارهایی را دنبال میکرد؟
در شرایطی که جو یأس و ناامیدی به دلیل انحلال شورای اول به وجود آمده بود، با مطالعات و برنامهریزیها باید کسی را برای اداره شهر انتخاب میکردیم که به تفکرات و اهداف جمعی، نزدیک باشد. با انتخاب دکتر احمدینژاد که هم مورد تأیید شورا بود و بسیاری از مسؤولان بود کار ما شروع شد. همکاری ایشان با شورا سبب شد این اقدام به صورت ملی نمود پیدا کند. هر چند دکتر احمدینژاد بعداً کمی اختلاف نظر با اهداف شورا پیدا کردند ولی تا انتهای مأموریت، مورد قبول شورا و مردم بودند. چرا که اگر اینگونه نبود مردم به وی رأی نمیدادند. اقدامات متقابل و همکاریهای صورت گرفته میان شورا و شهرداری و مردم سبب شد تا کارهای ایشان نمود ملی پیدا کند.
*دکتر احمدینژاد از بین چند گزینه برای شهرداری انتخاب شدند؟
از نهادهای مختلف، سازمانها و یا خود اشخاص حدود 65 نفر کاندیدا شدند. در مرحله اول با رأیگیری، 30 نفر بررسی شدند و به به 10 نفر رسیدند و از آنها برنامهای برای اداره شهر گرفته شد و دفاع کاندیداها صورت گرفت که دراین مرحله تعداد کاندیداها به چهار نفر رسید؛ آقایان علیمحمد نوریان، داوود دانش جعفری، محمد سعیدیکیا و محمود احمدینژاد. این چهار نفر آمدند از برنامههای خود در شورا دفاع کردند. دکتر نوریان قبل از اینکه شورا تصمیم بگیرد، بیان داشتند که به احترام درخواست آقای چمران برنامههای خود را ارائه کردهاند و درخواست کردند که به دلیل کاندیداتوری برای معاون اولی سازمان WMO، (سازمان هواشناسی جهانی) در آنجا مشغول فعالیت باشند که افتخاری هم برای کشور به حساب میآمد. از کاندیداتوری خود انصراف دادند و تقاضا کردند که توجه ویژه به برنامههای ارائه شده توسط ایشان صورت گیرد.
در میان سه نفر باقیمانده دکتر احمدینژاد بیش از هشت نفر مخالف داشتند و من و آقای کاشانی دو نفر ممتنع بودیم که پس از رایزنی با سایر دوستان و صحبت با آقای چمران، رأی دکتر احمدینژاد به 11 رأی رسید و ایشان نیز با ارائه برنامهای خوب به عنوان شهردار تهران انتخاب شدند. ایشان کارهای فرهنگی و اجتماعی مؤثری انجام دادند. مساجد، بسیج و مخاطبان مردمی را خوب شناسایی کردند و خوب هم ارتباط برقرار کردند و این اقدامات سبب شده تا اعتماد مردم به مدیریت شهری افزایش یابد در دیداری که با مقام معظم رهبری داشتیم ایشان نیز فعالیتهای صورت گرفته را ستودند و ما را بسیار تشویق و به ادامه این راه امیدوار کردند.
*رأی شما و آقای حبیب کاشانی در ابتدا ممتنع بود، بعد موافق شدید و نقش زیادی در انتخاب دکتر احمدینژاد ریاست جمهوری داشتید. این تغییر در این دو ساله چگونه اتفاق افتاد؟
جامعه نیاز به یک تغییر جدی داشت و انتخاب ما برای شهرداری تهران و ریاست جمهوری درست بود. ما اصلاً پشیمان نیستیم، برای انتخاب دکتر احمدینژاد و در کل برای اداره کشور برنامه داشتیم. در حقیقت یک تیم بودیم و کار شخصی نمیکردیم.
ما ستادی خارج از ستاد دکتر احمدینژاد داشتیم. من و آقای کاشانی و بسیاری از دوستانمان یک ستاد ویژه راهاندازی کرده و خودمان آن را اداره میکردیم. البته فقط ایشان اطلاع داشتند. ستاد ما مردمی بود و در تهران بسیار فعال میکرد و قابل قیاس با ستادهای دیگر نبود.
*شما فقط در سطح تهران فعالیت میکردید؟
خیر، بعد از مدتی در تمام کشور فعالیت خودمان را گسترش دادیم.
*آیا کار شما موازیکاری نبود و مشکلی وجود نداشت؟
این هم یک فعالیت بود که لازم بود صورت بگیرد و در تمام مدت زمان انتخابات چه قبل و چه بعد از آن حتی یک ریال از دکتر احمدینژاد دریافت نکردیم.
*فکر میکنم نقطه اوج شما این بود که از صحبتهای دکتر احمدینژاد یک سیدی با تیراژ بالا تکثیر و توزیع کردید؟
فعالیت ما فقط همین مورد نبود. ما سیدیها را به دست اهلش میرساندیم و ساختاری هرمی را مشخص کرده بودیم و به رئوس هرم مردمی میرساندیم. از آنجا هم ادامه کار توزیع انجام میشد. برخی از دوستان پول میدادند با این حال یادم میآید فردی که نمیخواهم نام او را ببرم بدون هیچ چشمداشتی، فیش حج زن و بچههای خود را فروخت تا کارها را به سرانجام برسانیم که خیلی به وی بیمهری شد. حتی آقای احمدینژاد از ایشان با اینکه فردی با سواد و دارای تخصص هم بود استفاده نکرد و اظهار گله هم نشد. در ضمن سیدی معروف یار دبستانی من با شعری در مورد دکتر احمدینژاد اثر چشمگیری داشت.
*چرا در دوره سوم گروه شما رأی نیاورد؟
بعد از انتخاب دکتر احمدینژاد به عنوان ریاست جمهوری یکسری اختلافات بر سر انتخاب شهردار جدید میان اعضا پیش آمد. دوستان اصرار داشتند روی فردی که قبلاً در شهرداری بود ـ با توجه به آنکه احساس میشد عملکرد ایشان مناسب نباشد و توانایی اداره شهر را نداشته باشند ـ اتفاق نظر صورت بگیرد که این اتفاق پیش نیامد و ما جزو گروهی بودیم که آقای قالیباف را انتخاب کردیم، به همین دلیل دوستان یک مقدار تغییر رویه دادند.
اگرچه دولت همکاری خود را آنچنان که مطلوب بود ادامه نداد ولی شورا همکاری خود را به صورت یکطرفه ادامه داد.
ما قصد داریم و همین الان هم حاضر به همکاری با دولت هستیم. این دولت، دولت جمهوری اسلامی است، نه دولت آقای احمدینژاد. بلکه رئیس جمهور آن احمدینژاد است.
*این همان زاویهای بود که قبلاً به ایجاد آن اشاره کردید؟
بله. این زاویه به خاطر انتخاب شهردار بود و واقعیت مطلب این بود که ما احساس میکردیم نباید همه منافع در اختیار یک گروه قرار بگیرد، این خطرناک است و خطر آن را خیلیها الان دارند حس میکنند. اگرچه یکی از مهمترین مأموریتهای ما انتخاب شهردار باکفایت بود که بتواند به مردم خوب کند که به قول و قوه الهی این کار با انتخاب آقای احمدینژاد و قالیباف صورت گرفت.
شما ببینید قبل از ما هر شهرداری انتخاب شد به یک مسأله مالی متهم شد و در تاریخ صد ساله شهرداری بیسابقه بود که یک شهردار به مقام ریاست جمهوری برسد.
حداقل در این 30 ساله انقلاب ما دو شهردار انتخاب کردیم که هر دوی این افراد هم خوب کار کردند و هم سوابق آنها طوری جلوه کرد که شایسته ریاست جمهوری بود. این نتیجه را میتوان گرفت که مردم تهران به طور کلی از عملکرد شورای شهر راضی هستند.
*این شائبه برای دکتر قالیباف وجود نداشت که هزینههای تبلیغات انتخاباتی را از اموال شهرداری تأمین کند؟
نه. ایشان خواستار شهردار شدن نبودند، ما رفتیم و از ایشان خواهش کردیم. ایشان راضی نبود شهردار بشود. ایشان را کسی معرفی نکرده بود بلکه این اعضا بودند که بهسراغ وی رفتند.
*باز هم مکانیسم 10 نفر به چهار نفر و انتخاب شهردار صورت گرفت؟
بله؛ عیناً مسأله انتخاب ایشان نیز اینگونه بود و در نتیجه به چهار نفر رسید.
البته آقای دهقان که در بنیاد شهید بود با اکثریت آرا انتخاب شد ولی ایشان از سوی رئیس جمهوری در پست خود ابقا شدند. باز هم آقایان نوریان، علیآبادی، قالیباف و طهماسب مظاهری مطرح بودند.
دکتر نوریان مانند دور قبل عمل کردند باز هم برنامه کارشناسی خود را ارائه کردند ولی به دلیل کارهای خودشان در سازمان هواشناسی از کاندیداتوری منصرف شدند.
رأیگیری صورت گرفت و مظاهری اصلاً رأی نیاوردند، هشت رأی برای آقای قالیباف و هفت رأی برای آقای علیآبادی تعلق گرفت.
*سؤال قبلی در رابطه با اینکه چرا گروه شما در دوره سوم رأی نیاورد، بیپاسخ ماند!
ما حاضر شدیم که 15 نفری با هم لیست بدهیم قرار شد با هم برویم ثبتنام کنیم به شرط آنکه گروههای دیگر جمع شوند. با همان عنوان آبادگران قدیم و دوستان رضایت ندادند. به همین خاطر با گروه جبهه اصولگرایان وارد انتخابات شدیم که در این انتخابات آقای دبیر مستقل رأی آورد، چهار نفر از گروه اصلاحطلب رأی آوردند. خانم احمدینژاد و دانشجو هم از رایحه خوش رأی آوردند و آقای دکتر شکیب هم در لیست ما بوند و هم در لیست رایحه خوش.
*به نظر شما ترکیب جدید شورای سوم بهتر از شورای دوم بود؟
درست است که شورای دوم آثار و برکات زیادی داشت اما به خاطر موقعیت زمانی و جریانات سیاسی که وجود داشت حرکت شورای دوم اصولگرایان را زنده کرد به صورتی که لیست اکثریت اصولگرایان مجلس هم رأی آوردند نه فقط در شهر تهران بلکه در اکثر استانها این اتفاق افتاد که این حرکت هنوز هم ادامه دارد. به نظر من اصولگرایان به شورای دوم مدیون هستند. یعنی اصولگرایان با حرکت شورای دوم خودشان را پیدا کردند.
اما شورای سوم ادامه آن برکات و برنامهها بود. یکی از دلایل موفقیت شورای سوم این بود که برنامههای شورای قبل را عوض نکرد و آن را ادامه داد و با همان سرعت و یا بهتر بگویم با سرعت بیشتری در برخی زمینه کارها را دنبال کرد اما نمود آن کمتر از شورای دوم آشکار شد.
*چرا؟
به خاطر موضوعات سیاسی که در زمان دولت دوم خرداد در دوره دوم بیشتر بود ولی شورای سوم به دلیل ایجاد آرامشی که بهوجود آمد و با ترکیبی که در آن میبینید پویاتر است.
شاید انتخاب افراد متفاوت باشد برای ابهام امور شورا ولی در بحث امور شورایی برای احقاق حقوق مردم یک دیدگاه مدنظر است. یعنی در خدمت برای مردم بحثها حرفها مشترک است و در مسائل کارشناسی مسائل مدنظر قرار نمیگیرد.
*برنامه شورای سوم به عنوان یک گروه متشکل برای دوره چهارم شورا چیست؟
هنوز فکر نکردهام. بسیاری از دوستان تصمیم ندارند شرکت کنند.
*شما حضور دارید؟
اما احتمال اینکه نباشم وجود دارد. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. لذا هنوز تصمیم جدی نگرفتهام البته بعضی از دوستان پیشنهاد میکنند برای اینکه قوانین مربوط به مدیریت واحد شهری را تقویت شود خود را برای رفتن به مجلس آماده کنیم.
*میتوانید کمی از صوابق کاریتان برایمان بگویید؟ و کلاً چه کاری را دوست دارید؟
من کارمند دولت هستم. مدتی در وزارت دفاع بودم. بعد کارمند وزارت نیرو شدم، 7 سال سابقه شورا را دارم در کل 32 سال سابقه کاری دارم و باید بگویم اگر بخواهند حضور خواهم یافت. در ضمن در تصمیماتی که گرفته شد، دوره شورا دو ساله شد تا با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم همزمان برگزار شود و این کار یک اقدام احساسی و غیرکارشناسی بود. چرا که انتخابات شورا از هر نظر با سایر انتخاباتها مخصوصاً ریاست جمهوری متفاوت است و فکر میکنم یک دستی و تفکری وجود دارد که نمیخواهد شوراها رشد کنند و در جامعه بتوانند جایگاه ویژه در امور شهری داشته باشند و اکثراً دوست ندارند کارهای مردم را به خودشان واگذار کنند و نوعاً به دنبال دولتی کردن شوراها هستند.
* آیا اعضای شورای شهر از انتخاب دکتر قالیباف به عنوان شهردار پشیمان نشدهاند؟
من فکر نمیکنم، چون اکثریت اعضا از عملکرد قالیباف راضی هستند. عملکرد ایشان مثبت بود نه اینکه ایراد در کار ایشان وجود ندارد و آن چه کسی است که به کارش ایراد وارد نشود؟ در جامعه ما مدیریت مظلوم است از اول صبح که از خواب بیدار میشوید مدیری کوبیده میشود تلویزیون را روشن میکنید میبینید مدیری را میکوبند.
در روزنامه و رسانه شاهد آن هستیم که مدیری محاکمه میشود.
هیچ جا مدیریت تشویق نشده است و این یک معضل جدی است که بزرگان انقلاب برای آن چاره در نظر بگیرند یعنی مدیریت هر لحظه در حال آسیب دیدن است لذا بدون اقرار میگوید عملکرد آقای قالیباف مورد رضایت قاطبه مردم خوب و شریف و باانصاف تهران میباشد و تا به حال در انجام برنامههای خود موفق بودهاند اگرچه در تیم آقای قالیباف، تیم دارای ایراداتی است و ما هم طبق معمول گوشزد میکنیم، این نوع برخورد در زمان دکتر احمدینژاد هم وجود داشت.
در زمانی که در ستاد احمدینژاد کار میکردم، دو گزارش کتبی در رابطه با شهرداری به ایشان دادم، این به گونهای نباید متصور شود که ایشان کاری انجام ندادند و برای آقای قالیباف هم به موقع تذکر و انتقاد صورت میگیرد و در زمان خودش تعریف کرده و پیشنهاد هم میدهیم.
*ایشان چقدر تابع شورا هستند؟ با توجه به سوابق دکتر قالیباف پاسخ دهید.
تابع یک تعریف دارد. قوانینی که برای نظارت شوراها دیدهاند کافی نیست. چنانچه برای نظارت بر امور شهرداری، با این قوانین و شرح وظایف اندکی که وجود دارد بر شهرداری اعمال شود تمام کارهای شهرداری قفل میشود.
شاید یک کارهایی را انجام دهند که دور از چشم ما باشدولی نوعاً خلاف نبود، شاید باید با هماهنگی انجام میشد. بهتر بود ولی با توجه به گسترش شهر تهران و پیچیدگیهای موجود از آن چشمپوشی میکنیم. اگرچه ما هم در شورا ضعف داریم.
* در میان اعضای چند نفر اولویت کاریشان شوراست؟
کسی که بیشتر وقت را میگذارد من و آقای کاشانی هستیم چرا که ما خودمان را به ساختار شورا انتقال دادهایم اما دوستان دیگر قانوناً دارای کارهای دیگری هستند که باید در سازمان فعالیت کنند و فقط قانوناً 70 ساعت به طور موظف باید در شورا باشند اگرچه آنقدر کار زیاد است بیشتر از اینها وقت این بزرگواران گرفته میشود.
این افراد نمیتوانند از شغل خود بزنند، شما منظورتان بحث کیفی است که من نمیتوانم قضاوت کنم. این مردم هستند که باید قضاوت کنند. در رابطه با عملکردها من حق قضاوت ندارم.
* آیا بقیه اعضای شورا نمیتوانستند مانند شما عمل کنند؟
ما میتوانستیم مانند آنها باشیم ولی این کار را نکردیم. اولویت ما شوراست هر چند از نظر مالی ضرر کردیم. از ابتدای استخدام روحیهام این بود که دو کار رسمی نداشته باشم، روحیهام این بود که با وجود کارهای حاشیهای که دارم به عنوان مشاور، عضو هیأت امنا و... در یک کار متمرکز عمل کنم.
من عضو شورای سیاستگذاری روزنامه «جوان»، عضور هیأت امنا و هیأت مدیریه بنیاد بینالمللی قدیر بودم شورای سیاستگذاری خبرگزاری قرآن هستم، عضو هیأت امنای موزه قرآن نیز هستم. اینها وقت کاری من را نمیگیرد چراکه کارهای فکری است تا اجرایی.
* در دوره دوم به لحاظ دیدارها و ملاقات مردمی دکتر احمدینژاد بیشتر صورت گرفت و این قیاس در دوره دکتر قالیباف کمتر نمود پیدا کرده است.
در دوره دوم بیشتر صورت میگرفت و قبول دارم که در دوره سوم در این زمینه ضعف وجود دارد البته این اقدام یک مقدار کمتر شده است. و این جزء نواقص شورای سوم است، با این حال ما بهدنبال سایر مکانیسمها بودیم، مانند 137، 1888، دفاتر الکترونیک و تقویت شورایاریها و و توسعه تفکر ناحیه محوری در شهرداری که اجرای این موارد کمک میکند تا مشکلات کاری مردم بیشتر حل شود با این حال نفس ملاقات مردم چیز دیگری است. ملاقات مردمی برکات فراوانی دارد و در دین ما نیز به آن توصیه بسیار شده است.
* در رابطه با مباحث اخیر یعنی اینکه عدهای گفتند افرادی را به صورت شبانه در بهشت زهرا(س) دفن کردند توضیح دهید؟
برخی سایتهای ضد انقلاب خبر این قبرها را شایعه کردند، مسؤولان بهشت زهرا (س) وظیفه دارند براساس مدارک و مستندات افراد مجهولالهویه را همچون گذشته دفن کنند.
در بررسیهای صورت گرفته آمار این افراد در ماههای اعلامی افزایش چشمگیری نداشته است و اجسادی که با حکم دادستانی به بهشت زهرا (س) تحویل داده میشوند بر اساس قوانین موجود دفن میشوند.
اگر کسی به آنجا مراجعه کند و خواستار شناسایی باشد این شناسایی صورت نمیگیرد، چرا که باید به پزشکی قانونی مراجعه کند. وظیفه شناسایی هویت افراد برعهده سازمان بهشت زهرا (س) نیست. و در بازدیدهای صورت گرفته هیچ مورد مشکوکی مشاهده نشد. بد نیست در مورد کنارهگیری جناب آقای مهندس رضائیان هم تذکری بدهم که ایشان به سن بازنشستگی رسیده بودند و از موعد مقرر بازنشستگی وی گذشته بود. یعنی رضائیان 42 سال و دو ماه و 17 روز خدمت رسمی در شهرداری تهران دارند ما قصد داریم چندی بعد از ایشان تقدیر کنیم در ضمن ایشان هنوز عضو هیأت مدیره سازمان بهشت زهرا(س) هستند.
* آخرین اخبار از تونل توحید چیست؟
تونل توحید از بزرگترین، طولانیترین و فنیترین تونلهای شهری کشور است که اقدامات انجام گرفته به صورت یک کار ارزنده ماندگار در آلبوم مدیریت شهری باقی خواهد ماند. بله، حادثه در تونل توحید روی داده است و باز هم شاید از این اتفاقات پیش آید.
و اینکه بگویم کوتاهی شده است یا نه؟
در تهران نقاط بسیاری وجود دارد که امکان ریزش دارد و هزینه ترمیم و اصلاح این موارد بسیار زیاد است با این حال به دلیل آنکه نمیشود رژیم رفتاری خاک و آب را به صورت صددرصد پیشبینی کرد ما توصیه کردیم که هر چه هزینه برای استحکام و ایمنسازی نیاز است را اعلام کنند تا چارهای اندیشیده شود زیرا حوادث در کارهای عمرانی را با ضریب خاص میتوان پیشبینی کرد.
چرا بقیه اعضای شورا مانند شما حاضر به گفتوگو و مصاحبه نیستند؟
من به همه رسانههایی که با نظام داخلی مشکلی نداشته باشند گفتوگو میکنم و با رسانههای خارجی هم که سعی در تضعیف نظام داشته باشند مصاحبه نمیکنم.
قضیه عدم ارتباط با رسانههای را از خودشان بپرسید. در قضیه شب افطاری خبرنگاران در شورا دو تن از اعضا شرکت کردند که باید یک نشست دیگر برای جریمه در خدمت رسانه و به همراه اعضا باشیم.
در رابطه با حمل و نقل عمومی باید حمل و نقل ریلی را توسعه دهیم، یعنی مترو را با کمک دولت که انتظار میرود بیشتر از این همکاری کند، توسعه دهیم. زیرا مردم ما شایسته خدمات ویژه و روان و آسوده و ایمن در حوزه حمل و نقل مخصوصاً مترو هستند البته نباید از دیگر وسایل حمل و نقل مانند اتوبوس و سایر وسایل نقلیه را در طرح توسعه غافل بود در بحث یکطرفه کردن خیابان ولیعصر (عج) کار، بسیار کارشناسی بود و در بازدید صورت گرفته نیز ما شاهد کاهش بار ترافیک بودیم.
برای آخرین سؤال آیا شما هنوز هم حاضر به همکاری با دولت هستید؟
حتماً همین طور است کاری که اعضای شورا و این حقیر و مجموعه مدیریت شهری انجام میدهند صددرصد در جهت کمک و همکاری با دولت است دولت جمهوری اسلامی متعلق به شخص نیست متعلق به همه است اگر نقدی جدی وجود دارد به دلیل این است که مشکلات جدی میباشد. این کشور را نمیشود با تمایلات شخصی اداره کرد. این کشور قدرتمند و دارای هویت چندین هزار ساله را حتماً باید با خرد جمعی اداره کرد، نمیشود بدون در نظر گرفتن نخبگان و دلسوزان انقلاب و نظام و با بیتوجهی به مجلس و قانون اساسی و در نظر نگرفتن سند چشمانداز 20 ساله اداره کرد.
از اینکه به سوالات ما پاسخ دادهاید تشکر میکنم.