
باز هم یک صحنه نمایشی دیگر: رئیسجمهور آمریکا در وسط و در دو طرف محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسراییل با یکدیگر دست میدهند، در حالی که باراک اوباما دستهای خود را روی پشت آنها گذاشته تا این دو نفر را به هم نزدیک کند. اما به رغم این صحنه گرم و دوستانه خبری از تفاهم یا به اصطلاح پیشرفت درجهت صلح نیست. نتانیاهو همچنان حاضر نیست بپذیرد برای آغاز مذاکرات صلح، شهرکسازی در کرانه باختری اشغال شده را حتی به شکل موقت متوقف کند. سالهاست که چنین صحنهای با رؤسای جمهورآمریکا از بیل کلینتون گرفته تا جورج بوش و اینک باراک اوباما تکرار میشود و هر بار وعده میدهند که قطار صلح روی خط قرار گرفته و به زودی شاهد تولد کشور مستقل فلسطین خواهیم بود. اما هیچ وقت خبری نمیشود. حالا هم خبری نیست. میخواهند دور جدیدی از مذاکرات عقیم را شروع کنند. اما طرف فلسطینی که سالهاست مذاکره میکند و به چیزی دست نمییابد شرط کرده که اسراییل باید شهرکسازی را متوقف کند. اما اسراییل نه فقط شهرکسازی را متوقف نمیکند بلکه اخیراً دستور آغاز ساخت 2400 واحد مسکونی جدید برای اسکان یهودیان مهاجر به فلسطین اشغالی را امضا کرده که خود یک دهنکجی آشکار به آمریکاست که مرتباً اعلام میکند ادامه شهرک سازی مانع راه صلح است.
فرستاده ویژه باراک اوباما، یعنی سناتور جورج میچل، هفته پیش برای پنجمین بار به منطقه آمد و یک هفته کامل از این شهر به آن شهر رفت و کوشید نتانیاهو را قانع کند تا دستکم به مدت 9ماه شهرک سازی را متوقف سازد. نتانیاهو نپذیرفت و بحث 6ماه را پیش کشید مشروط بر آنکه بیت المقدس استثنا شود. در مقابل باید کشورهای عربی، اسراییل را به عنوان «یک کشور یهودی» به رسمیت بشناسند و اجازه دهند اسراییل در پایتختهای عربی دفتر نمایندگی بازکند، دادوستد تجاری آزاد شود و هواپیماهای اسراییلی از حریم هوایی کشورهای عرب استفاده کنند.
در این مدت رسانههای غربی آنقدر درباره چیزی به نام «توقف شهرکسازی» و اهمیت آن مطلب نوشتند که گویا این امتیاز بسیار بزرگی است و عربها باید بهای سنگینی برای آن بپردازند. آنقدر گفتند و تبلیغ کردند که عربها یادشان رفت که اصولاً شهرکسازی در اراضی اشغالی غیرقانونی است و رژیم صهیونیستی نه فقط باید شهرکسازی را متوقف کند بلکه باید شهرکهای ساخته شده را نیز برچیند تا این حداقل درخواست یعنی تشکیل دولت فلسطین در کرانه باختری رود اردن و نوارغزه یعنی اراضی اشغال شده در جنگ ژوئن سال 1967 تشکیل شود. در غیر این صورت در کدام سرزمین میتوان دولت تشکیل داد مگر دولت بدون سرزمین و بدون حاکمیت ایجاد میشود؟!
دلیل مخالفت رژیم صهیونیستی با توقف شهرکسازی این است که اصولا رژیمی که اکنون در فلسطین اشغالی روی کار آمده رژیم شهرک نشینان است، رژیمی که از نوک پا تا فرق سر در انواع فساد غرق است و مقاصد خود را با عربدهکشی و ماجراجویی و باجگیری دنبال میکند. این رژیم هرگز نمیتواند شهرک نشینی و شهرک سازی را رها کند. ظاهراً نشست هیلاری کلینتون با وزیران امورخارجه کشورهای عرب در نیویورک، پس از شکست دیدار سه جانبه اوباما، نتانیاهو و محمود عباس برای این بود که عربها را قانع کند منتظر توقف شهرکسازی نباشند و امتیازات لازم را به اسراییل بدهند و با شروع مذاکرات به اصطلاح صلح بدون شرط توقف شهرک سازی موافقت کنند.
به نظر میرسد که منطق نتانیاهو درآمریکا پیش میرود. وی مرتباً فریاد میزند که «مشکل منطقه، دولت فلسطین نیست. فلسطینیها دارند زندگی میکنند و اسراییل آماده است با دادن کمکهای اقتصادی به آنها زندگی شان را بهتر و توأم با رفاه کند. مگر این منطقه فقط دولت فلسطین را کم دارد؟ مشکل منطقه ایران و نفوذ ایران و بمب هستهای ایران است که همه را تهدید میکند. بنابراین، اولویت با مقابله با ایران است. اسراییل و عربها باید دست در دست هم بگذارند و جلوی ایران را بگیرند وگرنه مشکل منطقه که با تشکیل دولت فلسطینی حل نمیشود!»
جنجال در نیویورک و جنجال در منطقه ناشی از این منطق و مروجان این منطق است. در واقع فریب بزرگ دیگری در راه است و بار دیگر قرار است کلاه گشادی را بر سر عربها بگذارند، کلاهی که خود آنها نیز از گشادی آن اطلاع دارند!