سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، این حادثه آذرماه دوسال قبل در جنوب تهران اتفاق افتاد. وقتی مأموران پلیس در محل حادثه حاضر شدند شاهدان گفتند که یک خودروی کامیون به عمد با مردی که از یک بنگاه املاک خارج شدهبود، تصادف و سپس فرار کردهاست. بعد از انجام تحقیقات اولیه و تشکیل پرونده جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و بررسیهای بعدی به جریان افتاد. خانواده الیاس گفتند که پدرشان در کار خرید و فروش ملک و ساخت و ساز فعال بودهاست. بررسیها هم نشان داد که این مرد با افراد زیادی اختلاف ملکی داشت، بنابراین احتمال داشت یکی از کسانی که با او با مشکل کاری مواجه شدهبود در جریان حادثه نقش داشتهباشد.
تحقیقات پلیس همچنین حکایت از این داشت که خودروی الیاس به صورت عمد و با چاقو پنچر شدهبود و زمانی که الیاس در حال بررسی پنچری ماشینش بوده که کامیون با وی برخورد کرده و جانش را از دست داده بود. مأموران پلیس به یکی از کسانی که با مقتول اختلاف داشت و صاحب کامیون هم بود مظنون شدند و در بازرسی از کامیون وی متوجه لکههای خون شدند و از وی بازجویی کردند. احمد در تحقیقات به تصادف اعتراف کرد، اما گفت که قصد کشتن الیاس را نداشته است. او گفت: من با الیاس بر سر فروش خانهام اختلاف پیدا کردم. سالها بود که خانهام را که تمام داراییام بود به الیاس فروختم تا با هم ساخت و ساز کنیم، اما او پولم را بالا کشید. از طرفی چند واحد آپارتمان را پیش فروش کردهبود و پرونده ما با اختلاف زیادی مواجه شده بود. روز حادثه یکی از کسانی که واحدی از آپارتمانها را پیش خرید کردهبود با من تماس گرفت و گفت که الیاس را در یکی از بنگاههای املاک دیدهاست.
الیاس مدتی بود که خودش را پنهان میکرد و به تماسهای من یا کسانی که از او پیش خرید کردهبودند جواب نمیداد. به هر حال من آن روز به طرف بنگاه حرکت کردم و اول ماشینش را با چاقو پنچر کردم. سپس پشت فرمان کامیون نشستم و زمانی که از بنگاه خارج شد حرکت کردم. خواستم او را بترسانم و زهرهچشم بگیرم تا پولم را بدهد، اما هنگام حرکت ناگهان زنی به میان خیابان آمد که کنترل فرمان از دستم خارج شد. همان لحظه ناگهان موتورسواری هم حرکت کرد که به الیاس که روی زمین نشسته بود و داشت به پنچری ماشینش نگاه میکرد برخورد کردم و حادثه اتفاق افتاد.
بعد از انجام تحقیقات و کامل شدن بررسیهای بازپرس، احمد را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و پرونده با صدور کیفرخواست به اتهام قتل عمد به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. احمد به هیئت قضایی گفت که قصدی برای کشتن الیاس نداشته و فقط میخواسته او را بترساند تا مجبور شود پولش را پس بدهد. او گفت: من همه داراییام را در اختیار الیاس گذاشتم، اما او در امانت خیانت کردهبود و پولم را پس نمیداد. من بارها به در خانهاش رفتم، اما خودش را پنهان کردهبود و به تماسهایم هم جواب نمیداد که ناخواسته حادثه اتفاق افتاد.
قضات رسیدگی کننده به پرونده، اما دفاعیات احمد را وارد ندانسته و او را به قصاص محکوم کردند. رأی دادگاه بعد از بررسی در شعبه ۳۹دیوان عالی کشور مورد تأیید قرار گرفت. احمد در صورتی که موفق شود رضایت اولیایدم را جلب کند از قصاص فاصله خواهد گرفت.