کد خبر: 98728
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۱
پیروزی انقلاب اسلامی که موجب تغییر ساختار قدرت در خاورمیانه و نظام امنیتی دو قطبی حاکم بر جهان شده بود، علاوه بر اینکه ایران را از صف حامیان ایالات متحده و بلوک غرب خارج کرد، رهبران عراق را نیز به حمله نظامی به ایران ترغیب نمود. دولت عراق که از زمان شکل‌گیری، اختلافات ارضی و مرزی فراوانی با ایران داشت، سرانجام تحت حکومت صدام حسین و در شرایطی که وی اوضاع انقلابی ایران را برای تهاجم به این کشور مناسب می‌دید، تهاجم نظامی خود را آغاز کرد. صدام حسین که چشم به رهبری جهان عرب و پر نمودن خلاً قدرت در منطقه دوخته بود، از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را برد و درصدد جبران امتیازات از دست داده در قرارداد 1975 الجزایر برآمد. با این حال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یک رویارویی منصفانه میان دو کشور تلقی نمی‌گردد، زیرا شامل دایره‌ای وسیع‌تر با حضور سازمانهای منطقه‌ای و بین‌المللی، قدرتهای شرق و غرب، قدرتهای منطقهای و حتی کشورهای دورافتاده می‌گردید. در واقع جنگ تحمیلی تنها جنگی در تاریخ جهان محسوب میشود که علاوه بر حمایت مستقیم بیش از ۹۰ کشور جهان از عراق، همکاری و حمایت تنها منبع اشاعه صلح یعنی سازمانملل متحد را نیز به همراه داشت.
به هر روی نباید از یاد برد که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به عنوان بزرگترین واکنش ایالات متحده و دولت‌های محافظه‌کار عرب در قبال انقلاب اسلامی، در اهداف از پیش‌تعیین شده خود ناکام ماند. بر این مبنا اگر چه به ظاهر موضوع اختلافات مرزی به عنوان دلیل اصلی تجاوز عراق به خاک ایران محسوب می‌گردد، اما در واقع تجاوز عراق به دلیل نارضایتی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی از انقلاب اسلامی ایران و مهار گسترش آن به منطقه و حمایت از منافع دولت‌های محافظه کار عربی صورت گرفت. از این رو در بحث حاضر به بررسی مواضع خصمانه رژیم بعثی عراق از زمان وقوع انقلاب اسلامی تا آغاز جنگ تحمیلی خواهیم پرداخت.
ادعای تحریک شیعیان مخالف رژیم از جانب ایران و تهدید انقلاب اسلامی یکی از دلایل صدام حسین برای حمله ایران بود. رژیم صدام که به طور معمول اجازه فعالیت سیاسی به هیچ گروه مخالفی را نمیداد، انقلاب ایران را زمینه ساز تغییرات داخلی در عراق و حامی جنبشهای مذهبی و سیاسی می‌نامید. (1) از این رو در حین اوجگیری جریان مخالف شیعی در اواخر سال ۱۹۷۹، روابط دو کشور نیز تیره‌تر گردید و در مارس ۱۹۸۰ سفیر ایران، بغداد را ترک کرد و تعدادی از کنسولگریهای ایران در عراق بسته شد. در همین حال دولت عراق اظهار داشت که از سفیر ایران خواسته است که به علت دخالت علنی در امور داخلی این کشور، عراق را ترک نماید. (2)
در ۸ آبان ماه ۱۳۵۸ دولت عراق برای اولین بار، آشکارا لزوم تجدیدنظر در قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را عنوان کرد و خواستار استرداد حاکمیت شطالعرب به عراق شد. سفیر عراق در بیروت در مصاحبهای با روزنامه النهار گفت: «قرارداد الجزیره باید اصلاح شود و ایران باید کلیه حقوق عراق در شطالعرب را بهطور داوطلبانه به آن برگرداند.» (3) در این اثنا و در اول آوریل ۱۹۸۰، طارق عزیز، معاون نخستوزیر عراق در حالی که مشغول سخنرانی در دانشگاه المستنصریه بغداد بود، ترور شد. اگر چه طی این حادثه طارق عزیز تنها مجروح شد، با این حال دولت عراق ترور او را به شیعیان نسبت داد و در اقدامی تلافیجویانه آیت الله محمدباقر صدر و خواهر وی را اعدام کرد. همچنین دولت بعثی با شایع کردن این خبر که یک رابطه سازمانی میان حزب الدعوه و رژیم انقلابی ایران وجود دارد، به اخراج هزاران شیعه ایرانی الاصل از عراق مبادرت ورزید. محکومیت اعمال و جنایات صدام از سوی امام خمینی(ره)، موجب آشکارتر شدن تهدیدهای صدام حسین علیه ایران شد و او در یک سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه المستنصریه اذعان داشت که «رسم ما تهدید کردن نیست، اما به شما میگوییم سوگند به خدا، سوگند به خدا، سوگند به خدا و به نام هر ذره از خاک عراق که آن خونهای پاکی که در المستنصریه به زمین ریخته شد به هدر نخواهد رفت. . . مابه کسانی که سعی در تلافی نبرد القادسیه دارند میگوییم که روح القادسیه همانند خون و شرف مردم آنکه ‌پیام را بر سر نیزههایشان حمل میکردند، از کوششهای آنها عظیمتر است» (4)
بدین ترتیب صدام برای برانگیختن احساسات مردم به استفاده از خاطره نبرد قادسیه پرداخت و از اختلاف بین ایران و عراق به عنوان اختلاف بین «اعراب و ایرانیان» یاد کرد. صدام که سعی داشت درگیری خود با ایرانیان را تحت لوای اسلام و تاریخ عرب و همچنین اختلافات قومی و نژادی عرب و عجم قرار دهد، به بدگویی از امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران نیز دست زد. از این رو تا پایان جولای۱۹۸۰ رژیم بعثی همین رویه را ادامه داد و در اظهار نظر‌های همسانی چنین می‌گفت:«ما مردمانی جنگجو نیستیم، اما هرکس که به حریم خارجی ما از دور حمله کند، ما به در خانه او هزاران بار ضربه خواهیم زد. هرکس به مرزهای ما حمله کند، ما به شیوهای که خودش بفهمد به او پاسخ خواهیم داد، و آنان میدانند که ما عیناً تلافی خواهیم کرد.» (5) به هر روی به موازات این سخنان بین نیروهای نظامی ایران و عراق در «نفت شهر» درگیری به وجود آمد و دو کشور به تقویت قوای مرزی خود پرداختند.
در این هنگام، رژیم عراق به مداخله خود در ایران شدت بخشید و با استمرار کمک مالی و تسلیحاتی، فعالیت جبهه التحریر عربستان (خوزستان) و مرکز فرهنگی خلق عرب در خوزستان را افزایش داد و جنبههای خرابکارانه آن را تشدید نمود. در پیآن، به تاسیسات نفتی و لولههای نفت ایران در نقاط مختلف آسیبهای فراوان وارد کرد و ضمن انفجار تاسیسات نفتی کرمانشاه، اعمال خرابکارانه در مناطق نفتی را به صورت روزانه در‌آورد. از سوی دیگر همزمان با تشدید فعالیتهای خرابکارانه، تحرکات مرزی نیز شدت گرفت و نیروهای عراقی با سلاحهای سبک و سنگین، خمپاره و آر پی جی به پاسگاههای مرزی ایران حمله کردند. در فروردین و اردیبهشت ۱۳۵۹ (آوریل ۱۹۸۰) یگانهای مرزی عراق، بسیاری از نقاط مرزی ایران مانند دهلران، تنگاب نو، قصر شیرین، حوالی سوسنگرد، بستان، مهران، سومار، خرمشهر و موسیان را مورد حمله قرار دادند و فرودگاه و پالایشگاه آبادان را مورد تهاجم قرار دادند. (6) در همین مدت نیروهای عراقی ده بار به مرزهای زمینی و هفده بار به فضای هوایی ایران تجاوز کردند و به کشتیهای ایران در خرمشهر حملهور شدند. در مقابل، هواپیماهای جنگی ایران تنها ششبار به تلافی تجاوزات عراق وارد خاک آن کشور شدند و به حملات آنها پاسخ دادند. در نتیجه، درگیریهای نظامی روزبهروز ابعاد تازهتری به خود گرفت. (7)
با اوج گرفتن اختلافات و درگیریهای مرزی، صدام حسین صریحاً اعلام کرد که عراق آماده حل تمام اختلافات خود با ایران است و برطرف شدن جو نامساعد در روابط دو کشور را منوط به پذیرش سه شرط از سوی ایران کرد:
1. نیروهای ایرانی بدون قید و شرط از جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی خارج شوند.
2. وضع حقوقی شطالعرب به وضعیت پیش از قرارداد ۱۹۷۵ الجزیره بازگردد.
3. عرب بودن مردم خوزستان مورد تایید دولت ایران قرار گیرد. (8)
به دنبالآن، در تمام ماههای خرداد، تیر و مرداد ۱۳۵۹ تحرکات مرزی عراق در طول ۱۱۸۰ کیلومتر مرز مشترک دو کشور ادامه یافت. همزمان با این تحرکات مرزی، عراق اقدام به شناسایی مراکز مهم و نقاط استراتژیک داخل مرزهای ایران کرد و ضمن سنگرسازی و ساختن استحکامات در خطوط مرزی، با نقل و انتقال نیروها و استقرار آنها در پشت مرزهای بینالمللی، خود را برای یک تهاجم همهجانبه آماده کرد. برپایه گزارشهای موجود از منابع مختلف درباره زمانبندی تصمیم صدام برای آغاز جنگ، وی تصمیم خود را در بهار ۱۹۸۰ و پس از حوادث ماه آوریل گرفته بود؛ زیرا از همین ایام، مقامات عراقی همفکری و مشورت با همکاران عرب خود درباره هدف عراق برای حمله به ایران را آغاز کرده بودند و شخص صدام نیز در ماههای آگوست و جولای تعدادی از رهبران عرب خلیجفارس را در جریان قصد و نیت خود قرار داده بود. (9)
علت فاصله زمانی میان تصمیمگیری درباه جنگ در اوایل سپتامبر ۱۹۸۰و شروع واقعی آن در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ به دو عامل باز میگردد: اولین عامل، برنامهریزی و سازماندهی جنگ است که حدود چند ماه وقت میبرد و عامل دوم به تلاش عدهای در عراق برای سازماندهی کودتایی نظامی به منظور سرنگونی حکومت اسلامی در تهران باز می‌گشت. این کودتا که به نام پایگاه هوایی «نوژه» به این اسم خوانده میشود، از حمایت کامل عراق بهرهمند بود و برنامهریزی کامل کودتا نیز در این کشور انجام شد. با این حال شکست کودتای نوژه، آخرین شانس عراقیها برای از میان برداشتن دولت جدید ایران را نیز از میان برد. (10)
به همین سبب در شهریور ۱۳۵۹ روند تحرکات مرزی و عملیات ایذایی عراق به شدت افزایش یافت. در این ماه تعداد تجاوزات نیروهای عراقی به مرزهای ایران در هوا، زمین و دریا بالغ بر ۳۵۷ مورد رسید. طبق آمار وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، تعداد تجاوزات عراق در ۱۶ شهریور ۲۴ بار، ۱۷ شهریور ۱ بار، ۱۸ شهریور ۱۱ بار، ۱۸ شهریور ۲۵ بار و در ۱۹ شهریور علاوه بر سایر تجاوزات، ۸ تهاجم همهجانبه نیز به پاسگاههای مرزی ایران انجام شده است.
به هر رو، دولت عراق در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۹ یادداشتی به کاردار سفارت ایران در بغداد ارسال داشت و قصد خود را برای تصرف «زین القدس» اعلام کرد. (11) آنگاه به پاسگاههای مرزی ایران حمله کرد و در این تاریخ وارد خاک ایران شد و منطقه زینالقدس را با توسل به قوای نظامی به تصرف درآورد. در روز ۱۹ شهریور (۱۰ سپتامبر) نیز بار دیگر یادداشتی به کاردار سفارت ایران در بغداد تسلیم کرد و متعاقب آن به منطقه میمک و سیف سعد در منطقه ایلام حمله کرد و آنجا را نیز با استفاده از نیروی نظامی تصرف کرد. در همین زمان صدام خطاب به مردم عراق اعلام کرد: «هر عراقی باید آماده باشد که خون خود را برای ملت و اصول خود بریزد. (12)
در همین حال، دولت عراق برای زمینهسازی در صحنه بینالمللی، نامههایی برای هشت سازمان جهانی و منطقهای ارسال داشت و در تمام آنها ادعا کرد که نیروهای ایرانی مرتکب تجاوزات نسبت به اشخاص، نفوذ داخل اراضی عراق و خرابکاریها شدهاند. در این نامهها بغداد ادعا کرد که عراق خواهان صلح و ثبات در منطقه است، اما هرگونه تجاوز و تهاجم مسلحانه به سرزمین خود و یا اتباع خویش را بر طبق حق قانونی دفاع از خود ـ که قوانین بینالمللی نیز آن را به رسمیت میشناسند ـ دفع میکند. (13)
در ۲۷ شهریور ۱۳۵۹، صدام حسین عهدنامه ۱۹۷۵ الجزیره را که مغایر با مقاصد توسعهطلبانه خود میدید، در برابر دوربینهای تلویزیونی پاره کرد. (14) وی در این روز در مقابل نمایندگان مجلس ملی عراق گفت: «من در برابر شما اعلام میدارم که موافقتنامه ۶ مارس ۱۹۷۵ از نظر ما خاتمه یافته تلقی میشود. بنابراین وضع حقوقی شط‌العرب باید به صورتی که قبل از مارس ۱۹۷۵ بود بازگردد. این رودخانه با تمام حقوقی که از حاکمیت مطلق عراق بر آن ناشی میشود، جزء تمامیت عربی عراق است، همانطورکه در سراسر تاریخ و در واقعیت چنین بوده است. (15)
متعاقب سخنان فوق، سخنگوی وزارت خارجه عراق نیز اعلام کرد که «از کلیه کشتیها و نفتکشهایی که قصد عبور از شطالعرب را دارند، خواسته میشود پرچم عراق را بر عرشه خود نصب کنند. » (16) پس از آن عراق با استفاده از زور درصدد اعمال سلطه و حاکمیت خود بر اروندرود برآمد. «در این تاریخ، عراق سه فروند کشتی تجارتی با پرچم ایران را متوقف و درخواست کرد پرچم عراق بر روی آن به اهتزار درآید. علاوه بر آن، دو ناوچه عراقی در داخل اروند یک کشتی ایران را که حامل خواروبار بود متوقف و مجبور به بالا بردن پرچم عراق بر روی عرشه کردند. (17) سپس این کشور در 31 شهریور 1359 با حملات گسترده هوایی و زمینی و تجاوز به مناطق مرزی و غارت اموال مرزنشینان، جنگ تحمیلی 8 ساله را آغاز نمود.
اگر چه مردم ایران در جنگ تحمیلی خسارات بی‌شماری را از تجاوز عراق متحمل شدند؛ با این حال به لطف پایداری رزمندگان اسلام در جبهه‌ها، خدشه‌ای به استقلال و تمامیت ارضی ایران وارد نشد. بدین ترتیب جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در تاریخ معاصر این سرزمین یک استثنا محسوب می‌گردد؛ زیرا تنها جنگی است که ایران از آن سربلند بیرون آمده و ذره‌ای از خاک میهن را به دشمنان نداده است.
در این بین رهبریخردمندانه امام خمینی باعث شد که پیش بینیهای نخستین مبنی بر شکست چند روزه ایران و فتح تهران توسط صدام حسین به شکستی تلخ برای حامیان او مبدل گردد و ایران به سرعت ابتکار عمل و مدیریت جبهه‌ها را به دست گیرد. در یک نگاه آماری به صحیفه نور، حجم بیانات و پیامهای امام (ره) به مردم ایران تا قبل از سال 63 و به خصوص در اولین سالهای جنگ حکایت از چندین برابر شدن آنها دارد و این امر مدیریت امام (ره) را در وضعیت بحرانی نشان می‌دهد. در پذیرش قطعنامه 598 نیز درایت و شجاعت امام (ره) مشهود است؛ زیرا این حرکت غیرقابل پیشبینی موجب بر هم خوردن اتحاد استراتژیک عراق، دولتهای منطقه و قدرتهای بزرگ شد. بنابراین در شرایطی که همپیمانان عراق با این پیش فرض که ایران هرگز آتشبس را نخواهد پذیرفت، با هم متحد شده بودند، تدبیر هوشمندانه امام (ره) در پذیرش قطعنامه مانع از این توطئه شد.
به هر رو در شرایطی که کسب پیروزی سریع میتوانست نتایج قرارداد الجزایر را معکوس کرده، به تحکیم موقعیت رهبری عراق در جهان عرب و خلیجفارس منجر گردد و حتی احتمالاً به سقوط نظام انقلابی در ایران ختم گردد؛ نه تنها این امر حاصل نشد، بلکه رژیم بعثی عراق با چالش‌های جدی‌تری مواجه شد. در واقع جنگ تحمیلی نه تنها هیچ دستاوردی برای رژیم بعثی نداشت، بلکه قدرت این رژیم را تحلیل برد و آن را در منطقه تضعیف کرد. از سوی دیگر به‌رغم خسارت‌های وارده به ایران و شهادت بسیاری از جوانان ایرانی، به نظر می‌رسد که تجارب جنگ مزیت‌های بی‌شماری برای ایران و نظام جمهوری اسلامی در پی داشته است. از این رو هشتسال مقاومت و مبارزه مردم غیور ایران، «دفاع مقدس» نام گرفته و یاد و خاطره شهدا و جانبازان جنگ تحمیلی تا ابد در تاریخ این سرزمین جاودان خواهد ماند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار