سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، این پرونده دو روز قبل در شعبهدوم دادگاه کیفری یک استان تهران رسیدگی شد. بعد از اعلام رسمیت جلسه از سوی قاضی زالی، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد و گفت: «متهم ۲۵ساله مهدی نام دارد. او ۱۴خردادماه امسال بعد از سقوط همسر ۲۲سالهاش از بالکن طبقه چهارم دستگیر شد. مرد جوان در بازجوییها با انکار جرمش مدعی شد که میترا به قصد خودکشی خودش را از بالکن به پایین پرتاب کردهاست، اما مادر مقتول با طرح شکایتی مدعی شد دامادش دروغ میگوید و او عامل قتل دخترش است. همچنین در تحقیقات میدانی مشخص شد این زوج یکسال قبل از حادثه با هم ازدواج کرده و به تازگی به این خانه اسبابکشی کرده بودند و همسایهها نیز چند بار شاهد درگیری آنها بودهاند.» نماینده دادستان در ادامه گفت: «تحقیقات پرونده نشان میدهد که او برای نجات همسرش کاری انجام نداده و فقط نظارگر بوده است که برایش درخواست صدور مجازات قانونی دارم.»
در ادامه مادر مقتول در جایگاه ایستاد و گفت: «فرضیه خودکشی را قبول ندارم حتی پزشکی قانونی آنرا نیز تأیید نکرده است، بنابراین برای دامادم درخواست قصاص دارم.»
سپس متهم در جایگاه ایستاد و با انکار جرمش گفت: «مدرس زبان انگلیسی بودم که به خواستگاری میترا رفتم. بعد از ازدواج به خدمت سربازی رفتم و در یک مؤسسه زبان تدریس میکردم. من و همسرم با هم اختلافی نداشتیم تا اینکه پدر میترا فوت کرد و او به بیماری افسردگی مبتلا شد.»
متهم ادامه داد: «میترا مدام گریه میکرد و عصبی بود. روز حادثه آخرین روز ماه مبارک رمضان بود که بعد از خوردن آخرین سحری از من خواست تا به داروخانه بروم و برایش دارو بگیرم. قبول کردم و بعد از خرید دارو به خانه برگشتم و خوابیدم. با زنگ تلفن از خواب بیدار شدم. مادرم بود که خواست به خانهشان بروم و آش نذری بگیرم. میترا در حال مرتب کردن خانه بود. او به بالکن رفت و مقداری رخت شسته پهن کرد. سپس دوباره به اتاقش برگشت و ناگهان مانتو و شلوار پوشید. فکر کردم قصد دارد همراه من به خانه مادرم بیاید، اما یکباره به سمت تراس رفت و گفت از این زندگی خسته شده و قصد دارد پیش پدرش برود.»
متهم در خصوص حادثه گفت: «با شنیدن این حرف شوکه شدم و خواستم او را آرام کنم، اما میترا به طرف نردههای تراس رفت. عصبانی شدم و یک گلدان تزئینی که خیلی سبک بود را به طرفش پرتاب کردم تا او را مجبور کنم داخل اتاق برگردد. او قسم خورد اگر از او جدا شوم به اتاق برمیگردد. این شد که اعتماد کردم، اما وقتی به داخل برگشتم صدای جیغ او را شنیدم. هراسان به بالکن برگشتم که دیدم او از نرده تراس به پایین آویزان شده است. سعی کردم او را بالا بکشم، اما او تلاشی برای نجاتش نمیکرد. از طرفی به خاطر یک ماه روزهداری خیلی بدنم ضعیف شده بود به همین دلیل نتوانستم همسرم را نجات دهم.» متهم در آخر گفت: «باور کنید حدود ۵دقیقه تلاش کردم، اما موفق به نجات جان همسرم نشدم. حتی همسایهها نیز شاهد این حادثه بودند.»
بعد از دفاع متهم دو نفر از شاهدان حادثه که از همسایههای متهم بودند یک به یک در جایگاه قرار گرفتند و گواهی دادند روز حادثه با شنیدن صدای این زوج به تراس رفته و شاهد تلاش متهم برای نجات جان همسرش بودند، اما او موفق نشد و مرگ زن جوان رقم خورد. همچنین این دو شاهد افسردگی زن جوان را بعد از فوت پدرش تأیید کردند.
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.