سرویس جامعه جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، اختلافهای مالی یکی از مهمترین انگیزههایی است که منجر به شکلگیری پروندههای جنایی میشود. در جریان پروندههایی که منجر به قتل میشود مرتکبان تصور میکنند که با حذف فردی که با او اختلاف مالی دارند به خواستهشان میرسند، اما دستاوردی جز بازداشت و مجازات نصیب آنها نمیشود. در پروندهای که به تازگی در پلیس آگاهی تهران رمزگشایی و در شامگاه چهارشنبه ۲۱فروردینماه تشکیل شده است. آن شب زن جوانی وارد کلانتری ۱۲۴ قلهک شد و مأموران را از گم شدن ناگهانی شوهرش ۴۸سالهاش با خبر کرد. او گفت: ساعت ۹صبح امروز شوهرم از خانه بیرون رفت. من تا ساعت ۱۸ با او در تماس بودم، اما بعد از آن دیگر به تماسهایم جواب نداد و بعد هم گوشی تلفن همراهش خاموش شد. بعد از مطرح شدن شکایت تیمی از کارآگاهان اداره ۱۱ پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی مأمور رسیدگی به پرونده شدند. در این مرحله از تحقیقات شاکی اطلاعات بیشتری در اختیار پلیس گذاشت. او گفت: شوهرم در زمینه خرید و فروش ملک در مناطق پردیس، رودهن و بومهن فعالیت میکند. او روز حادثه با یکی از دوستانش به نام مسعود. ق ۳۵ساله که صاحب یک بنگاه املاک در رودهن است قرار ملاقات داشت.
بعد از به دست آمدن این سرنخ مأموران پلیس از مسعود تحقیق کردند. او گفت: من از سرنوشت ناصر خبر ندارم. آن روز قرار بود که ساعت۱۶ به بنگاه من بیاید حتی پیامکی هم برایم ارسال کرد که خودش را تا ساعت ۱۶ میرساند، اما از او خبری نشد.
در شاخه دیگری از تحقیقات کارآگاهان پلیس در جریان بررسیهای میدانی اطمینان پیدا کردند که ناصر آخرینبار در بنگاه مسعود دیدهشده است، بنابراین دوم اردیبهشتماه مسعود به عنوان مظنون بازداشت شد. هر چند او مدعی بود که از سرنوشت دوستش خبر ندارد، اما سهروز بعد از دستگیری به قتل با انگیزه اختلاف میلیاردی بر سر تصاحب مالکیت یک مجتمع مسکونی در رودهن اعتراف کرد.
متهم در توضیح حادثه گفت: روز حادثه ناصر به بنگاه من آمد تا یک مجتمع مسکونی را به او نشان دهم. من از مدتی قبل برای تصاحب مجتمع با او اختلاف داشتم و تصمیم گرفته بودم تا او را به قتل برسانم و چند میلیارد تومان از این راه به جیب بزنم. آن روز نقشه را با شاگردم رامین ۲۷ساله در میان گذاشتم که قبول کرد در اجرای نقشه به من کمک کند. متهم ادامه داد: مطابق نقشه سوار خودروی ناصر شدیم و به طرف مجتمع مسکونی حرکت کردیم. در طول مسیر آبمیوه مسموم که از قبل تهیه کرده بودم به او تعارف کردم که ناصر بعد از خوردن آبمیوه بیهوش شد. بعد به سمت آزادراه تهران-پردیس حرکت کردیم. در محلی خلوت ابتدا ناصر را خفه کرده و بعد جسدش را در گودالی دفن کردیم و خودروی او را در محلی خلوت رها کردیم و به بنگاه برگشتیم. بعد از اعتراف مسعود بود که شاگرد او هم دستگیر شد و حرفهای مسعود را تأیید کرد.
سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با اطلاعاتی که دو متهم در اختیار پلیس گذاشتند جسد کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. وی ادامه داد: تحقیقات از دو متهم در اداره دهم پلیسآگاهی تهران (ویژه قتل) جریان دارد.