مردی که متهم است ۱۲سال قبل برای انتقام قتل برادرش دست به جنایت زده روز گذشته برای دومین بار محاکمه شد و جرمش را انکار کرد.
به گزارش خبرنگار ما، پاییزسال۸۵، مأموران پلیس ورامین از قتل راننده یک خودروی زانتیا در جاده پاکدشت باخبر و راهی محل شدند. بررسیها نشان داد که راننده جوان با شلیک گلوله به قتل رسیده است. برادر مقتول که شاهد حادثه بود، گفت: «برادرم راننده بود. من روی صندلی کنار علی و برادر کوچکمان هم روی صندلی عقب نشسته بود. حدود ساعت۱۲ شب در مسیر پاکدشت به تهران بودیم که چهار مرد ناشناس در حالیکه صورتشان را پوشانده بودند سد راهمان شدند. علی ترمز کرد و یکی از آنها با کلاشنیکف مقابل او آمد و شلیک کرد. مردان نقابدار بلافاصله از محل گریختند.»
با ثبت توضیحات برادر مقتول، تحقیقات آغاز شد تا اینکه مأموران دریافتند مقتول و برادرانش با مردی به نام جواد و خانواده وی اختلافی دیرینه داشتهاند. همچنین مشخص شد چند سال قبل برادر جواد با شلیک گلوله کشته شده بود، اما قاتل وی شناسایی نشده بود به همین دلیل خانواده جواد، علی و برادرانش را در قتل پسرشان مقصر میدانستند. به این ترتیب جواد و سهنفر از بستگان وی شناسایی و بازداشت شدند. جواد در بازجوییها گفت: «اختلاف ما به خاطر زمینی در پاکدشت بود به همین خاطر علی و برادرانش بارها ما را به مرگ تهدید کردهبودند. این بود که با قتل برادرم همه ما به او و برادرانش مظنون شدیم، اما مدرکی علیه آنها به دست نیامد. بعد از آن حادثه ما با خانواده آنها رابطه خوبی نداشتیم، اما هرگز به فکر انتقامجویی نبودم و نمیدانم چه کسی علی را کشته است.»
با انکار متهم، اما بنا به اصرار اولیایدم و شواهد و قرائن موجود، جواد به اتهام مباشرت در قتل و سه برادرش به اتهام معاونت در قتل روانه زندان شدند و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در اولین جلسه محاکمه، جواد با درخواست اولیایدم به قصاص محکوم شد، اما این حکم در دیوان عالی نقض شد و پرونده بعد از گذشت۱۲سال به شعبه ششم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی شقاقی قرار گرفت. ابتدای جلسه رسیدگی که روز گذشته برگزار شد اولیایدم گفتند درخواستی جز قصاص ندارند. سپس جواد روبهروی هیئت قضایی با انکار جرمش گفت: «از همان روز اول دستگیری گفتم که بیگناهم، اما بیدلیل به زندان رفتم. قبول دارم با علی و برادرانش اختلاف داشتیم و به خاطر قتل برادرم از آنها کینه داشتیم، اما هیچ وقت به فکر کشتن آنها نبودم.»
متهم در ادامه گفت: «شب حادثه، در خانه یکی از اقوام مهمان بودم. حتی قبول کردم چند نفر را به عنوان شاهد به دادگاه معرفی کنم تا شهادت دهند، اما با شکسته شدن حکم قصاص، برادران علی شاهدان دیگری را به دادگاه معرفی کردند که شهادت دهند من آن شب در خانه بستگانم نبودم. آنها اصرار دارند هر طور شده مرا قاتل برادرانشان معرفی کنند و پای چوبهدار ببرند. باور کنید بیگناه هستم و آنها اشتباه میکنند.»
در پایان هیئت قضایی برای صدور رأی وارد شور شد.